<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070</id><updated>2011-04-21T21:16:44.691-07:00</updated><title type='text'>پیچای</title><subtitle type='html'>پیچای یک وبلاگ ادبی است، پیچای به گویش گیلکی یعنی گربه</subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://pichay.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>82</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-113346179388253903</id><published>2005-12-01T10:14:00.000-08:00</published><updated>2005-12-01T10:29:53.926-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;پايان پيچاي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;وبلاگ پيچاي را در ماه نخست سال 2004ميلادي براي افشاي جنايات حكومت جمهوري اسلامي درتابستان 67 و دهه‌ي 60 ساختم؛ لعنت بر اين فيلترينگ لامصب، خوانندگانم را در ايران از دست داده‌ام. حالا دل آن كثافت‌هايي كه هيچ فرقي با جمهوري ‌اسلامي‌چي‌ها ندارند خنك مي‌شود كه همواره به‌خاطر انعكاس چند مقاله از دوست عزيزم در ايران، اين وبلاگ را مورد هتاكي قرار مي‌داند؛ چه‌قدر جالب است كه نه سايت آنها در ايران فيلتر است و نه سايت سركردگانشان كه در اصل سرور مشتركي‌ هم دارند، آن سايت‌ها در خارج از ايران؛ &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;span style="font-size:100%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نابود باد جمهوري اسلامي، برقرار باد سوسياليسم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;وبلاگ پيچاي پس از اين ديگر به‌روز نخواهد شد. در &lt;a href="http://pichay.blogspot.com/pichay_archive.html"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;آرشيو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; پيچاي مقالات و تصاويري بسيار در افشاي جنايات جمهوري اسلامي وجود دارد كه تا اينترنت برقرار باشد، قابل دسترسي است. بادا كه آن اراذل و كثافت‌هايي هم كه مانند &lt;a href="http://www.parsonline.net/error3.gif"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;قوه‌ي قضائيه‌ي جمهوري اسلامي كه پيچاي را فيلتر كرده؛&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;دشمن پيچاي هستند، خيالشان راحت شود. از همه‌ي دوستان و ياراني كه در اين مدت تشويقم كردند و راهنمائي‌ام كردند و به پيچاي انتقاد كردند سپاسگزارم. به اميد ديدار در فرداي آزادي ايران&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="justify"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ffcccc;"&gt;ش.پيچاي سوئد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-113346179388253903?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113346179388253903'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113346179388253903'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_12_01_archive.html#113346179388253903' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-113322119897455341</id><published>2005-11-28T15:30:00.000-08:00</published><updated>2005-11-28T15:39:59.013-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;افشاي اسامي جنايتكاران جمهوري اسلامي در پيچاي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;خبر ناراحت کننده ای رسيده که همان سنگ های موجود خاوران را کنده اند و نهال ها را نيز. نسل کُشی بشیوه اسلامی را فراموشی نشايد!&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مقدمه ای براین مقاله : &lt;br /&gt;      ياران نازنين آنچه دراين مقاله بدان اشاره می دارم ، حاصل مروری برخاطرات زندانيان سياسی ايران است که به قلم آنان(زندانيان سياسی) رسته ازبنددرکتابهای چندی گردآمده است.     ابعاداين جنايات تابه امروزبه زبانهای مختلفی طرح شده است. اينک تنها رهایی یافته گان زنده اين جنايات اند،که زبان گشوده وشرایط زندان وچرک درون رابه قلم کشيده اند۰دراين ميان ، من تنهاجانيان اين جنايات راازحجم وسيع خاطرات آنان بيرون کشيده ام تابه مانند سندی قابل دسترس، آن همه رادريک یا چندمقاله جای دهم.&lt;br /&gt;    دربيان آنچه که دراين نوشته آمده است؛ بويژه اسامی اين وآن پاسداریانگهبان ، بازجویا شکنجه گر- بدون هیچ تقدم وتاخری-  می توان بعنوان خواننده خاطرات زندانيان سياسی حتی مخالف نگاهی بود که من یکایک آنان را بعنوان جنایتکاروقاتل تباهی دلاورزنان ومردان کشتارهای سالیان حاکمیت رژیم اسلامی بشمارآورده ام ، بدون کمترین ارزش گزاری نسبت به عملکرد یکایک شان، ورودبدان را دروظیفه دادگاهی می یابم که جهت دادخواهی یکایک قربانیان سالهای تباهی وروشنگری ابعاد جنایات یکایک جانیان درشرایطی برابرشکل خواهد گرفت.&lt;br /&gt;      دراین نوشته هدفم ؛ تنهابازتاباندن ليست پُرشمارجانيانی است که هرکدام شان دردرون تاریکخانه رژیم اسلامی ودرمیان زندانیان سياسی ايران پراتيک معين داشته اندازحبيب الله عسکراولادی يارغاراسدالله لاجوردی که" به شکل بسيارابتدايی ومسخره آميزی به تفسیرقرآن می پرداحت" (ايرج مصداقی ، نه زيستن نه مرگ ، در ۴ جلد خاطرات زندان ، جلد اول ،ص۳۲۱ ، ناشر: آلفابت ماکزيماسوئد چاپ اول سال  ۱۳۸۳)،تا فلان روحانی که برای بازدیدازراه می رسیدیا آن پاسدارنگهبانی که ابتداءبرسرزندانی ديگرانديش می کُوفت وآنوقت برای بردن زندانی به بازجويی باادعای "کافربودن" يا" نجس " بودنش ، ازاودوری می جوست۰به چشمش"چشم بند" می کشیدوخودکاردستش می دادتا خود"نجس" نشود! دراين ميان صدها تواب که بمثابه هم هويت شدن قربانی با شکنجه گرومتجاوزخويش، خود مدافع اين نظام آدم سوزگشتند، تعدادیشان بخشابه بازجووشکنجه گرانی تبديل شدندکه بايدآنان را محصول وجودی اين رژيم ضدتاريخی درتمامی سالهای حاکمیت سیاه شان درشکاروکشتارآدمهاناميد۰ هيچ يک ازاين " قربانيان " درليستم جايی برای خود نيافتند!&lt;br /&gt;    دراین مجموعه تلاش آگاهانه ام اين بوده واست به جنایات دوره اخیر- سلسله قتلهای سیاسی – موسوم به قتلهای سیاسی زنجیره ای وگله های شبانه وروزانه خیابانی حزب الله و" گروه های خودسر"که مثل قارچ،سربزنگاه ها سبزمی شوند . بدون اینکه مشخص گردند که این گروهها کیانند وچگونه بوجود آمده اند وشکل گیری ومحل رشد اجتماعی – سیاسی آنها کجاست ؟ با چه کسانی پیوند دارند؟ همه وهمه اززمره "امدادهای غیبی "امام زمانند ،که چون اجل معلق به درون خانه ها می ریزند،دربگیروببند خیابانی حاضرند،کشتارمی کنند ،دوباره پنهان می شوند. درُکل حیات رژیم اسلامی ماجزباچند نام آشنای آنان همچون: " مسعود ده نمکی ، مسئول نشریه شلمچه "؛ " الله کرم " ؛" حاجی بخشی"، " سعید عسکر"،" فرهاد نظری" و" گودرزی مدیرمسئول نشریه یالثارات" روبروییم. تلاش کرده ام، اسامی بخش وسیع این جنایت کاران واردوی وحشت راذکرکنم تا نامی حذف نشودواين سندماندگارماند. ازاینرولازم آمد تا به کتابهای دیگری فرا ترازخاطرات زندانیان سیاسی نیزمراجعه کنم وتلاش کردم - همه ماخذم را معرفی کنم- ولی این همه کارنیست. این جنایتکاران بمراتب پرحجم ترازاین تعداد اند. لذا این وظیفه همچنان دنبال می گردد ومن درهرفرصتی این امرخطیررا پی می گیرم.&lt;br /&gt;     به باورمن وکسان بیشماری : کشتن هرانسان بیگناه،کشتن همه انسانها وجنایت علیه آدمیت وانسانیت است۰ازهمین منظر، سندحاضرازمصاديق "جنايت عليه بشريت "است۰باشدکه تکمیل اش کنیم وآنرا به زبان های مختلف ترجمه ودرپخش وسيع آن یاری رسان هم باشیم.&lt;br /&gt;    دستان یکایک شماياران،بویژه زندانیان سیاسی وخانواده های اعدامیان رادراین کارزارخودافشاءگربه مثابه وظیفه ای انسانی و مسئولیت آفرین ، به گرمی می فشارم. ازنشریه وزین آرش (پاریس) به سردبیری : پرویزقلیچ خانی که اول بارآنرا انتشارمی دهد،ازهمین طریق سپاس ام را بیان می دارم.&lt;br /&gt;                             &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                                  ***********                                                                           &lt;br /&gt;         بگذارید بنویسم :&lt;br /&gt;     " ... دهانم را بستی ، قلب ام را شکافتی ، خون ام را ریختی؛ اما با نام من که درهمه جای تاریخ ثبت است چه خواهی کرد؟" ( نسیم اکبری ، کابوس بلندتيزدندان ويراستار: بهروزشيدا ، ص ۱۰۰ ناشرباران استکهلم  سال ۱۳۸۲)&lt;br /&gt;        يادجانهای بيقراری که دردوتابستان خونين(۶۰و۶۷) باايستادگی شان ، سربردارشدندودژخيمان نظام را روسياه کردند، ماندگارباد!&lt;br /&gt;            آمران وعاملان کشتار۶۰و۶۷وشکنجه گران رژيم جمهوری اسلامی ايران رامی توان به جهانيان بازشناساند. چرا که  همه اين جانيان چه مرده وچه زنده بايدبجرم" جنايت عليه بشريت" درپيشگاه تاريخ ودردادگاههای بين المللی محاکمه گردند!  &lt;br /&gt;        همه بخاک افتاده گان قتلعام زندان ها با فتواودستورشخص خمينی که نوشت:" ازآنجا که منافقين خائن به هيچ وجه به اسلام معتقد نبوده وهرچه ميگويندازروی حيله ونفاق آنهاست وبه اقرارسران آنهاازاسلام ارتداد پيدا کرده اند، وباتوجه به محارب بودن آنها درشمال غرب وجنوب کشورباهمکاريهای بعث عراق ونيزجاسوسی آنان برای صدام عليه ملت مسلمان ما، باتوجه به ارتباط آنان با استکبارجهانی وضربات ناجوانمردانه آنان ازابتدای تشکيل نظام جمهوری اسلامی تاکنون، کسانی که درزندانهای سراسرکشوربرسرنفاق خودپافشاری کرده ومی کنندمحارب ومحکوم به اعدام می باشند وتشخيص موضوع نيزدرتهران با رای اکثريت آقايان حجته الاسلام نيری وجناب آقای اشراقی(دادستان تهران) ونماينده ای ازوزارت اطلاعات می باشد، اگرچه احتياط دراجماع است ، وهمين طوردرزندانهای مراکزاستان کشوررای اکثريت آقايان قاضی شرع،دادستان انقلاب وياداديارونماينده وزارت اطلاعات لازم الاتباع می باشد، رحم برمحاربين ساده انديشی است، قاطعيت اسلام دربرابردشمنان خداازاصول ترديدناپذيرنظام اسلامی است، اميدوارم باخشم وکينه انقلابی خودنسبت به دشمنان اسلام رضايت خداوندمتعال راجلب نمايند،آقايانی که تشخيص موضوع به عهده آنان است وسوسه وشک وترديد نکند وسعی کنند " اشدءعلی الکفار" باشند۰ترديد درمسائل قضايی اسلام انقلابی ناديده گرفتن خون پاک ومظهرشهدا می باشد۰ والسلام۰ روح الله الموسوی خمينی " (خاطرات حسين منتظری ،به نقل ازنشریه ؛ انقلاب اسلامی درهجرت ، شماره ۵۰۵، تاريخ ۲۵ دسامبر ۲۰۰۰)  بدین ترتیب وبا فتوای امام شان"کمسيون مرگ" ی تشکیل وماموراين قتل عام ها شدند۰&lt;br /&gt;    برپایه تحقیق يرواندآبراهامانيان: "هيات تهران ، که ازشانزده نفرتشکيل می شد ، شامل نمايندگانی ازسوی شخص امام ، رييس جمهوری ، دادستانی کل ، دادگاه انقلاب ، وزارتخانه دادگستری ، اطلاعات ومديريت زندان اوين وگوهردشت بودند۰سرپرستی هيات برعهده آيت الله اشراقی گذارده شده بود که دودستيارويژه داشت ، حجت الله نيری وحجت الاسلام مبشری درپنج ماه بعدی اين هيات توسط بالگردازاوين به گوهردشت دررفت وآمدبود ۰ نام اين هيات را" هيات مرگ"گذارده بودند "( يرواندآبراهامانيان ، اعترافات شکنجه شدگان زندان ها وابرازندامت های علنی درايران نوين ، ترجمه : رضا شريفها‌، نشرباران( سوید)، صفحات ۳۲۹و۳۲۸)  بدين ترتيب با گزينش اين هيات مرگ ، چهره های حيله گرنظام بعدازخمينی بعنوان بانی وموسس اين نظام آن هنگام که"جام زهر" ش راسرکشيدهمچون دوره پیشین، خودکامه گانی اند که درصحنه آرایی فرمانروایی خویش ، راه امام "ره" شان را دنبال کرده اند.&lt;br /&gt;      درطول همه سالهای حاکمیت جمهوری اسلامی پیدا کردن رد پای آمرین این کشتارها ، البته نه ازنگاه مردم که نظاره گران صحنه واقعی نبردند بلکه به محاکمات قضایی کشاندن آمرین جنایات تا زمان قداست این حکومت گران، دشواروتا حدی ناممکن است . روزگاری اکبرگنجی که خودازنزدیک این جانواران را می شناسدو - تا حدی دربساط شان بود- دربرملا کردن عوامل قتلهای زنجیره ای سیاسی ودرمقام مقایسه بین محاکمه " مهدی هاشمی " و" فلاحیان" طی پیش فرضی گفت : "۰۰۰ ازسيعدامامی بالاترنمی رويم۰ چرا که با بالاتررفتن، پای فلاحيان وديگران به ميان خواهدآمدواين به نفع نظام نيست که پای روحانيت درماجرای قتلها بازشود۰ قداست روحانيت منوط به آن است که دامن آنها با اتصال به قتلها چرکين وآلوده نشود" ( عاليجناب سرخپوش وعاليجنابان خاکستری ، اکبرگنجی ، ص ۵۳ ، ناشرطرح نو، سال ۱۳۷۹، چاپ هفتم)  با این همه، من دراین کنکاشم، بیشمارانی راردیف کرده ام. جدا ازخمینی خوفناک، جانیانی همچون :&lt;br /&gt;     ۲ــ سيدمحمد حسين بهشتی دبيرکل حزب جمهوری اسلامی واولين رئيس ديوان عالی کشورورئيس شورای عالی قضايی ۳ــ هاشمی رفسنجانی جرثومه همه جنایات رژیم ۴ــ سيدعلی خامنه ای ۵ ــ مرتضی مطهری ازیاران امام ۶ــ محمدی گلپايگانی رئيس دفترخامنه ای رابط رهبری با روحانيون قم وسه قوه وزمانی معاونت وزارت اطلاعات راهم داشت  ۷ - آشيخ ابوالقاسم خزعلی عضو سابق شورای نگهبان وازشاخه فتوا دهنده گان سازمان تروربوده است ۸ ــ علی مشکينی امام جمعه قم ورئيس مجلس خبرگان ۹ــ عبدالکريم موسوی اردبيلی رئيس ديوان عالی کشور، جانشين محمد بهشتی ۱۰ ــ مهدی ربانی املشی(دادستان کل کشور)۱۱ــ يوسف صانعی عضو شورای نگهبان بود بعد جايگزين ربانی املشی ودادستان کل کشورمی شود، نامبرده رئيس بنياد ۱۵خرداد که برای سرسلمان رشدی جايزه تعيين کرد۱۲ــ سيدمحمدموسوی خوئينی ۱۶تير۶۴دادستان کل کشورمی شود۱۳ــ مرتضی مقتدايی سخنگوی شورای عالی قضايی ورئيس ديوان عدالت۱۴ــ محمد محمدی گيلانی قاضی القضات وحاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی مرکز۱۵ــ حجت الاسلام جعفرنيری قايم مقام ريس ديوانعالی کشوروقاضی شرع دادگاههای انقلاب، معاون گيلانی ازسال۶۳تا۶۸ دراين مسند ماند۱۶ــ آيت الله مهدوی کنی سرپرست کميته انقلاب اسلامی تهران وبنيانگذاردانشگاه امام محمدباق(جامع الصادق) یک موسسه جهت آموزش مشاوران امنيتی واطلاعاتی ۱۷ــ هادوی دادستان کل انقلاب دولت موقت  ۱۸ــ غلامحسين رهبرپوررياست دادگاه انقلاب اسلامی مرکزازسال۶۸تا۷۸دراين مقام بود۱۹ــ علی مبشری رياست دادگاه انقلاب اسلامی مرکز بعدازرهبرپوربه اين مسندرسيد۲۰ــ حجت السلام محمد نيازی دادستان دادسرای نظامی ورئيس سازمان قضايی نيروهای مسلح (رياست سازمان قضايی نيروهای مسلح بعدازعلی يوسفی دست يافت ۲۱ــ مرتضی الويری عضوهئيت رئيسه مجلس ، بازجووشکنجه گر۲۲ــ مرتضی فهيم کرمانی (حاکم شرع ورئيس دادگاههای کرمان)نماينده مجلس ازکرمان، معاون لاجوردی دراوين ۲۳ـــ علی اکبرناطق نوری وزيرکشور،رئيس مجلس و مسئول اطلاعاتی بيت رهبری است . خامنه ای شبکه ای داشت به نام " شبکه عیون" که مسئولش ناطق نوری است. ناطق نوری درسال ۵۹ بازجويی علی اکبرگودرزی رهبرفرقان رابه عهده داشت ۲۴ــ عباسعلی آقاعليجانی معروف به شيخ قدرت عليجانی(حاکم شرع دادگاههای انقلاب اسلامی قزوين) نماينده مجلس هم بود ۲۵ــ عبدالمجید معاديخواه(وزيرارشاد) شاگرد محمد بهشتی ، نقش حاکم شرع اوین را بازی می کردورياست دادگاه تقی شهرام رابعهده داشت ۲۶ـــ علی اکبرولايتی، وزيرامورخارجه کابينه هاشمی رفسنجانی وی بعنوان وزيرامورخارجه ،گروه های تروررادرسفارتخانه هامستقروبرای تيم های ترورگذرنامه های جعلی صادروسفارتخانه هارامامورخدمت رسانی به آنها می کرد،پرونده همکاری وی درتروردکتر شرفکندی ویارانش دردادگاه میکونوس(برلین)چهره ولایتی را به جهانیان نمایانده است  ۲۷ــ حبيب الله عسکراولادی مسلمان ازبنيانگزاران جمعيت موتلفه اسلامی ، وزيربازرگانی دولت ميرحسين موسوی واسدالله عسکراولادی برادرحبيب الله به اتفاق مسئوليت کميته امداد امام نهادی موازی سازمان بهزيستی رابعهده گرفتند. هردوازسردمداران موتلفه وفدائيان اسلام اند ، بخش مالی اقدامات گروههای فشاروحزب الله را اینهادرپیوند با حاجی امانی ها وخاموشی های بازار تامین می کنند ۲۸ــ سرهنگ صيادشيرازی ۲۹ــ فتح الله اميدنجف آبادی(حاکم شرع دادگاههای اصفهان)نماينده مجلس ازاصفهان ۳۰ــ محمدعلی حيدری(حاکم شرع نهاوند)۳۱ ــ غلامحسين نادی(حاکم شرع)نماينده مجلس ازنجف آباد۳۲ــ عباس شریفی معروف به ابوشريف (يکی ازپايه گذاران و فرماندهان سپاه بود)۳۳ــ هاشمی شاهرودی، حاکم شرع ورئيس قوه قضاییه ۳۴ـــ حاجی جوهری فردبانام مستعارمهدوی ازسال۶۰دوباره به مقام رياست زندان ها رسيد۳۵ــ صادق خلخالی حاکم شرع وقاتل خلق ترکمن وکردستان ۳۶ــ هادی غفاری نماينده مجلس، بازجو وشکنجه گر۳۷ــ علی قدوسی (دادستان کل انقلاب)۳۸ــ سيدحسين موسوی تبریزی(دادستان کل انقلاب)شهريور۶۰بعد ازکشته شدن علی قدوسی۳۹ــ مجيد قدوسی پسرآيت الله قدوسی سازمانده اعترافات توابين درحسينیه اوين ۴۰ــ محمد محمدی ری شهری(رياست دادگاه انقلاب ارتش وروحانيت ازسال ۵۸تا۶۲ونخستين وزيرسازمان اطلاعات)۴۱ــ ابوالفضل موسوی تبريزی(رياست ديوان عدالت اداری ودادستان کل انقلاب)وجايگزين محمد محمدی ری شهری شد۴۲ــ علی يونسی با نام مستعارادريسی معاون محمد محمدی ری شهری ازسال۶۳تا۶۸براين مسندبود بعد ازانتصاب علی رازینی به ریاست دادگاه ویژه روحانیت ودادگستری تهران به مقام ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح دست یافتند وبعدا وزیراطلاعات شد ۴۳ــ علی رازينی مدیر کل قضایی استان تهران از(دی ۶۳جانشين لاجوردی شد ورياست دادگاههای تهران وسازمان قضايی نيروهای مسلح)۴۴ــ محمديزدی (رياست قوه قضائيه)که ازانتخابات سال۶۷ازمجلس اسلامی برکنارماندبه اين مقام رسيد۴۵ــ اتابکی(دادستان انقلاب ارتش)۴۶ــ شيخ علی فلاحيان رئيس دادگاه ، دادستان ويژه روحانيت ، معاون و مائم مقام وزارت اطلاعات و ۸ سال وزيراطلاعات و بعد درمقام مشاوررهبربودند ۰ بعد نيزکانديد مجلس خبرگان ازخوزستان و مجلس شورای اسلامی ازاصفهان شدند ۴۷ــ احمدجنتی(امام جمعه دراهوازوقاتل دههاوصدها دانشجودراهواز)۴۸ــ محسن رضايی فرمانده وقت سپاه پاسدارا ن وسخنگوی شورای مصلحت نظام ۴۹ ــ غلامرضا ملاحسنی( نماينده ولی فقيه و امام جمعه اروميه، قصاب اروميه)۵۰ ــ سيداسدالله لاجوردی (رياست دادستانی انقلاب اسلامی مرکز)ازسالهای ۵۹ تا۶۳معروف به جلاد اوين ۵۱ ــ محسن رفیقدوست ازپایه گذاران سپاه پاسداران ۵۲ ــ مرتضی اشراقی دربهار ۶۵ به جای رازينی نشست۵۳ ــ ابوالقاسم سرحدی زاده رياست شورای سرپرستی زندانها ووزيرکارهم شد۵۴ ــ جزایری امام جمعه اهوازدراعدام وکشتارسال۶۷حضورداشت ومراقب اجراء صحیح کشتاربود ۵۵ ــ هادی خامنه ای یکی ازبازجویان اوین بوده است . هادی خامنه ای گفت :" ما کابل ها ی مورد استفاده دربازجویی رابه نزد "امام" برده، ایشان آن هایی راکه شرعی هستند، تایید کرده اند."( ايرج مصداقی ، نه زيستن نه مرگ ، جلد اول ،ص۱۴۵، چاپ اول  ۱۳۸۳، ناشر: آلفابت ماکزيماسوئد ۵۶ ــ محمدغرضی وزيرنفت بعدا وزيرپست وتلگراف وتلفن ، چندی معادن استانداری کردستان بودبعدبه دستورخمينی استاندارخوزستان بود ازاول انقلاب تا امروزدرعمليات تروريستی گوناگونی شرکت داشته است ۰نقش اودرقتل بختيارودرکشتاربرلين ووين آشکارگرديد ۵۷ ــ مرتضی اشراقی (دادستان وقت انقلاب تهران) مشاورحقوقی کنونی بنيادشهيد۵۸ ــ اخوان آخوندی که نماینده خمینی در سپاه پاسداران گیلان بود ۵۹ــ موسی واعظی ازمسئولان وزارت اطلاعات تهران، سرپرستی زندان را درسال ۶۸ به عهده گرفت ۶۰ــ ناصريان نام اصلی اش حاجی مغيثی مديرداخلی زندان گوهردشت وداديارزندان اوين که زندانیان وبويژه مخالفان وسرموضعی ها رابا شديدترين شيوه ها زيرفشارمی گذاشت ۰ازمامورين اجرايی اعدام هاوکشتار۶۷بود وبه دارآويختن زندانيان حضورفعال داشت۰ اکنون مسئول دايره مبارزه با فساد درخيابان مطهری است۶۱ــ محمدکچوئی(از۸تير۶۰رياست زندان های دادستانی انقلاب)۶۲ــ حسنی بعدازترورکچويی، به اين مقام رسيد۶۳ــ حاج داوود لشکری( رئيس ومدیرداخلی زندان گوهردشتاز خوامل کشتار۶۷)۶۴ــ حاج داوود رحمانی(مسئول قزل حصار)۶۵ــ حاج احمد معاون حاج داوودرحمانی درقزل حصار۶۶ــ حاج ميثم (رئيس زندان اوين و بعدارياست واحد يک قزل حصار)ا زسال ۶۳ تا۶۵را بعدازحاج داوود رحمانی بعهده گرفت وفروشنده آهن آلات بازارتهران بود ۶۷ــ محمد خاموشی مسئول واحد يک قزل حصار۶۸ــ پيام فضلی نژادازمعاونان سابق سعيدمرتضوی ، معاون اطلاعات ناجا ۶۹ــ حجت اسلام ابراهيم ، رئيس سابق سازمان بازرسی کل کشورومعاون اول قوه قضاييه کشوراسلامی۷۰- حاج مجتبی معاون دادستانی لاجوردی ومسئول امنيتی زندان اوين وازقديمی ترين مامورين آنجا بود۰ درزمان لاجوردی دست راست اوبه حساب می آمد۰ بعد ها همچنان ماموريت خود را داشت هرجا که نيازبه شلاق و تنبيه بو، مجتبی هم حاضربود۰ درتابستان۶۷ وکشتارزندانيان وشلاق زدن کمونيست ها فعال بود وبعداازمسئولان وشکنجه گران زندان گوهردشت کرج شد۷۱ - محمود سالارکيا معاون دادستان تهران سعيد مرتضوی  ۷۲- حاج نصيريان ۷۳- عباسعلی عليزاده (رئيس کل دادگستری تهران ورئيس هیات نظارت وبازرسی حفظ حقوق شهروندی )  ۷۴- حاج آقا پيشوا سربازجوی سابق شعبه یک وبعدا رئيس سرپرستی زندان اوین ۷۵-  حاج سید حسین مرتضوی(اداره زندان گوهردشت بعد به ریاست زندان اوین رسید) ۷۶- مهندس فروتن ( رئيس زندان اوين دوباره به ریاست گوهردشت هم رسید) ۷۷- حاج شکاری رئيس بند جهاد، زندان گوهر دشت ۷۸-  حاج صمد۷۹- محمد علی بشارتی قايم مقام وزارت خارجه علی اکبر ولايتی شدبعدوزيرکشورگرديدویکی ازپایه گذاران سپاه پاسداران بود ۸۰ - بهرام گشتاپو(مسئول دارزدن ها دراوين تابستان ۶۷)۸۱ - رمضان چوپان شکنجه گراوين ۸۲- محمد کاظم بهرامی ریاست سازمان قضایی نیروهای مسلح ۸۳-  فاطمه جباری (پاسداراوین زن خشن و بيرحم)۸۴ –تیمسارصدرالاسلام مسئول اداره اطلاعات ناجا، معاونت اطلاعات نیروی انتظامی ۸۵ – عباس دوزدوزانی ازپایه گذاران سپاه پاسداران ۸۶ – آیت الله ربانی شیرازی نماینده خمینی درحوادث ویژه استان های کردستان وآذربایجان غربی وعضوفقهای شورای نگهبان شد ۸۷ - صالح (شکنجه گروسرپرست بند ۲۰۹ ) ۸۸ -  برادرلاجوردی (نماينده دادستانی انقلاب مرکزدرفرودگاه مهرآباد) ۸۹- عربشاهی با نام مستعارمطهری (گرداننده وسربازجوی کميته مرکز) ۹۰-  حسن گشتاپو(شکنجه گراوين) ۹۱- سراج الدين موسوی (سرپرست امورکميته های مسلح) ۹۲- حاج فکورنام اصلی اش اکبرکبيری آرانی بازجوی شعبه ی هفت بود ودرسالهای ۶۴و۶۵ به رياست زندان اوين رسيد. فکورهميشه کابلی به دستش پيچيده بود ۹۳- شاه محمدی پاسداربند که ریشی حنا بسته ودندان های طلایی داشت و بد جنس بود۹۴- پاسداررحيمی (بازجوی زندانيان توده ای واکثريتی و شکنجه گراوين) ۹۵- حاج رضائی (بازجوی زندانيان بهائی واقليت های مذهبی دراوين)۹۶ - امامی وابسته به انجمن اسلامی يکی ازدانشگاههای آمريکا، سربازجوی شعبه ۲ و۲۱دادستانی اوين ) ۹۷- حاج جواد ( بازجوی پرونده مبارزان شهرستانی دراوين) ۹۸ - جليل حسنی ازپاسداران کميته اروميه وازمحافظان ملا حسنی و الان به تجارت مشغول است ۹۹ - نگهبان صديقه مسئول بند زنان۱۰۰- سردارپاسدارمحمد رضا نقدی (بازجوو شکنجه گر) وبعدا فرمانده حفاظت واطلاعات نيروهای انتظامی ۱۰۱- حسين الله کرم ازسخنگویان انصارالله ۱۰۲- سعيدامامی معروف به(سعيد اسلامی ) ونام اصلی اش مجتبی قوامی است ، درزمان وزارت فلاحيان به عنوان معاون امنيتی وزارت اطلاعات منصوب شد ۱۰۳- قربانعلی دُری نجف آبادی(حاکم شرع شيراز، اصفهان، قم ووزيراطلاعات بعدی)۱۰۴- سید حسن شاهچراغی نماینده مجلس ازدامغان، رئيس دفتر دادستانی کل انقلاب بود و ازنزدیکان علی قدوسی بود ۱۰۵ - آخوند زرقندی (حاکم شرع دادگاههای کرج)۱۰۶- حسين آيت الهی (نماينده خمينی درجهرم)۱۰۷- موحدی قمی (حاکم شرع دادگاههای استان کرمانشاه)۱۰۸-  کريمی معروف به سه کنج کله( دادستان لاهيجان وشرق گيلان)۱۰۹- اسعدالهی (رئيس خشن زندان آمل)۱۱۰- حاج برخورداری طلبه شکنجه گر یکی ازپست ترین ودرعین حال ورزیده ترین شکنجه گران رژیم درآمل بود ۱۱۱- علی اکبرپرورش (وزيرآموزش وپرورش) ۱۱۲- احمدمعتمدی ( وزيرپست و تلگراف و تلفن)۱۱۳- نادری (زن پاسدارخشن زندان گوهردشت)۱۱۴- علی معتمد ازدوستان نزدیک لاجوردی ، بخش خیاطی جهاد زندان گوهردشت را اداره می کرد۱۱۵-  پاسدارحميد يا حامد تُرکه بازجوی شعبه۶ ویژه گروههای چپ وشکنجه گراوين)۱۱۶- دکتراحمد پورنجاتی ،معاون اسبق وزارت اطلاعات وقایم مقام سازمان صداوسیما به عنوان یک چهره مطلع وموثق فعالیتهای محفل اطلاعاتی  ۱۱۷- برادرمسعود(بازجوی اوين)که " شلوارآمریکایی، کفش نوک تیز و ورنی  می پوشید. قوی جثه و خیلی مغرورولاتی حرف می زد"( درراهروهای خون، یادداشتهای زندان (۲) ،سازمان اتحاد فداییان خلق ایران ، در۵۰ صفحه ،پاییز۱۳۷۷)  ۱۱۸- برادررحيم(بازجوی اوين)۱۱۹- آخوندرحمانی رييس عقيدتی - سياسی نيروهای انتظامی ۱۲۰- حاجی رضا( رئيس پاسداران اوين)۱۲۱- سيد مجيد( عهده دارمصاحبه درحسينيه اوين)۱۲۲- سعيده(مسئول بند ۲۰۹ زنان گوهردشت) ۱۲۳- نگهبان لکاته ای به نام بختياری زن نگهبان و شکنجه گربخش زنان گوهردشت ازهیچ جنایتی علیه زندانیان مضایقه نمی کرد ۱۲۴- اصغرپوررئيس زندان قزلحصارسال ۱۳۷۲ ۱۲۵- حمید شریفی رئيس موسسه تنظیم ونشرآثارخمینی از عوامل وابسته به سعید مرتضوی است۱۲۶- یوسف کلاهدوزازپایه گذاران سپاه پاسداران ۱۲۷- معلمی رابط سپاه با زندان عادل آباد شيرازويکی ازدرنده خوترين اعضاء دادستانی شيراز۱۲۸- سید مرتضی نبوی مدیر روزنامه رسالت ازعوامل اطلاعاتی مرتبط به سعید مرتضوی ،پشتوانه مالی حزب الله را به همراه باهنر وبادامچیان وعسکراولادی تامین می کردند ۱۲۹- روح الله حسينيان (خسرو خوبان) ازسوی دوستان قديمش درحوزه(روحی)خطاب می شد، عضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت وازهمپالگی های حسین شریعتمداری درکیهان ۱۳۰- مهندس صدرالاسلام معاون اطلاعات نيروی انتظامی۱۳۱- مهندس کلانتری مديرکل اداره اطلاعات نيروی انتظامی۱۳۲--  شورجه فرمانده جوخه های اعدام و دستيارخلخالی که بيش از۵۰۰ را اعدام کرد۱۳۳- ــ موحدی کرمانی رابط رهيری با سپاه پاسداران۰ مسئول ايدئولوژيک سپاه پاسداران ۱۳۴-  قاسم شکنجه گر وبازجوهای معروف شعبه ۶ مخصوص گروههاوسازمانهای موسوم به" کمونيست های محارب" بود ، چندين نفررا درحين بازجويی به قتل رسانده است۱۳۵- رشيد جلالی جعفری ، معاون امنيتی وانتظامی وزيرکشورمعاون وزيراطلاعات ۱۳۶- هاشم علوی معاون امنيت وزارت اطلاعات۱۳۷- برادرمصطفی،نگهبان زندان اوین که تکیه کلامش " ایجاب مزاحمت نکنید" بود ودرمیان بچه ها به " برادر ایجاب" معروف بود ۱۳۸- مقدم معاون فرهنگی نيروی انتظامی۱۳۹- جدی مديرکل سياسی وزارت اطلاعات۱۴۰- سرتيب پاسداربحرينی معاون اداره اطلاعات۱۴۱- قاضی مظاهری رييس دادگاه اصفهان۱۴۲- مرتضی شاه مرادی بازجوبعدابه سمت بازپرسی رسيد۱۴۳- پاسداربوذری معروف به سرگردسعدحدادکه هميشه مانند کماندوهالباس می پوشيد۱۴۴- پاسدارجانثاری مسئول بندزنان و پاسداری رزل دراصفهان ۱۴۵- کاظمی مامورجوخه اعدام اصفهان۱۴۶-  پاسداردايی جليل ،محافظ ویژه اسدالله لاجوردی، بعدها مسئول اعدام زندانيان سياسی زندان اوين گرديد۱۴۶-  پاسدارصادقی شکنجه گر زندان دستگرد۱۴۷- پاسدارعباسی شکنجه گر زندان دستگرد۱۴۸- پاسدارفلاحی شکنجه گرزندان دستگرد۱۴۹- پاسدارابوذرشکنجه گر زندان دستگرد۱۵۰- پاسدارفرزانه معروف به گشتاپو۱۵۱- پاسدارزهرا معروف به چماقدار۱۵۲- پاسدارصفا معروف به جغدشوم۱۵۳- پاسدارنجمه معروف به جلاد مسئول بازداشتگاه سيد علی خان واقع در کمال اسماعیل اصفهان بود ۱۵۴- ناصراحمدی مسئول شعبه ۵ درآن زمان شعبه حزب توده وسازمان اکثريت بود۱۵۵- رضا فروزان صاحب سونای زعفرانیه وازعوامل باند سعید امامی ۱۵۶- حاج آقا سعید پاسدارنگهبان اوین ۱۵۷ــ دزفولی دادیار زندان قزلحصار۱۵۸ـ ایران فرشکنجه گرومسئول امورفرهنگی ومعاون دایره ی اجرایی احکام درزندان گوهردشت ۱۵۹ـــ بصیرت مسئول کلاسهای آموزشی اوین ۱۶۰ ــ مجید انصاری درسال ۶۳ به عنوان نماينده ی شورای عالی قضايی به زندان هاراه يافت ودرسال ۶۴ به رياست سازمان زندان هابرگزيده شد ۱۶۱ ــ یوسفی نگهبان اوین ۱۶۲- موسوی مسئول آموزش ایدیولوژیگ زندانهای دادستانی دراوین ،قزلحصار،گوهردشت که ازجهاد سازندکی زنجان به درخواست خودش به بخش آموزش زندان اوین منتقل شد ، صاحب کتابی با عنوان: "  ۲۰۰تناقض ازمارکسیسم" ۱۶۳ــ سید مجید پورسیف درسمت منشی" قاضی حداد" درشعبه۲۶دادگاه انقلاب اسلامی تهران. نامبرده اکنون به شعبه اجرایی احکام مجتمع قضایی " میرداماد" منتقل گردید ۱۶۴ــ رحیم پورازغدی ازشکنجه گران وبازجویان مخوف دهه۱۳۶۰،اکنون عضو" شورای عالی انقلاب فرهنکی" است  ۱۶۵- اکبرشرفی ازعوامل حسین الله کرم وازاعضاء نوپو، نیروی ویژه سپاه پاسداران بود ۱۶۶- پورمحمدی نماينده وزارت اطلاعات دراوين ۱۶۷- حاج سعيد مرتضوی داديارزندان اوين ۱۶۸- پاسدارگوهری ۱۶۹- فريده استکی قاچاقچی بين المللی زندانبان ۱۷۰- پاسدارامينی درآسايشگاه اوين ۱۷۱- عباسی معاون داديار ناصری ۱۷۲- رحيمی مسئول بند زنان۱۷۳- عباس شمس ازقصابان قزل حصارکرج درسالهای ۱۳۶۱ بود" عباس شمسی ، مصطفی ومرتضی پاسدارانی بودند که چهل زن وکودک را دردهکده ای درکردستان درجریان جنگ نابرابرارتش و سپاه با حزب دمکرات وکومله به گروگان گرفته بودند . به دستورعباس ، همه چهل نفررا به رگبار بسته بودن. ..." (کابوس بلندتيزدندان ويراستار: بهروزشيدا ، ص۱۵۰و ۱۵۱ ناشرباران استکهلم  سال ۱۳۸۲)  ۱۷۴- فروتن رئيس زندان۱۷۵- پاسدارمحمدی ۱۷۶- پاسدارجباری ۱۷۷- پاسدارصادقی پای ثابت شکنجه دراوين بود۱۷۸- طيبه شکنجه گرورابط با حاجی درقزلحصاربود۱۷۹- فرزانه نيزدستيارحاجی درقزلحصار بود۱۸۰- قاسم يکی ازبازجويان معروف شعبه۶ مخصوص گروههاوسازمانهای موسوم به" کمونيست های محارب" بود۱۸۱- مجتبی حلوائی معاون رئيس زندان و بازجوومسئول اعدام ها دراوين ۱۸۲- روح الله بازجوی شعبه ۶ اوين باافتخاربرای ترساندن زندانی مي گفت : "ما دراين رژيم مارخورده ايم وافعی شده ايم"( گفتگو های زندان شماره۳،ص۳۴)  ۱۸۳ــ حسين مويدعابدی بازجوورئيس زندان انزلی ۱۸۴ــ بلندکيش ازعوامل کشتاروسرکوب قيام دوروزه صيادان درروزهای ۲۳ و۲۴مهر ۱۳۵۸درشهرانزلی بود، نامبرده (بلند کيش) درسال ۱۳۶۲ به فرماندهی سپاه منطقه سه گيلان ومازندران ارتقاء مقام يافت! ۱۸۵- کوشا دادستان زندان انزلی وغرب کیلان ۱۸۶- قتيل زاد حاکم شرع انزلی بعدها رئيس کل دادگستری گيلان شد۱۸۷ ــ پاسداراحمددنيامالی ، اکنون معاون وزيرراه ومسئول کل اداره بنادروکشتيرانی است ۱۸۸ــ صادقی پاسداروبازجوی زندان انزلی ۱۸۹ ــ خوشه چين سرنگهبان زندان ۱۹۰ــ جوادميری اززندانبانان ونگهبانانی بود که خوی آزارزندانيان درتمام وجوداوسرشته بود ۱۹۱ــ يوسفی بازجوی زندان انزلی ۱۹۲ ــ علی يکتا دوست بازجوويکی ازمسئولين زندان انزلی ۱۹۳ ــ احسانی وحشی ترين شکنجه گرزندان چالوس وبرای همه زندانيان چهره ی منفوربود۱۹۴ ــ جعفرپوررزازمسئولین تيم عملياتی برای دستگيری فعالين سياسی ،بعدا مسئول زندان شده بودوتلاش می کردبابرخوردهای فاشيستی ، کاريکاتوری ازحاج داوودتبديل شود ۱۹۵ــ داوودی نگهبان وپاسدارزندان انزلی ۱۹۶ــ عزيزرامش مسئول بندقزل حصار۱۹۷ ــ رضا نگهبان زندان چالوس ۱۹۸ ــ ميرزايی ازنگهبانان لنگرودورودسرويکی اززندانبانان وشکنجه گران زندان رشت ۱۹۹ ــ موسوی مسئول بخش تواب سازی و ايدئولوژيک بندانفرادی ۲۰۰ــ رمضان کشاورزيکی ازنگهبان ها، تنهااستعدادش آزارزندانيان بود۲۰۱ ــ ابراهيم فلاحيان ازنزديکان فلاحيان دروزارت اطلاعات ودربخش اقتصادی کار ميکردند ۲۰۲ ــ اسماعيلی ازنگهبان های صومعه سرا، جثه ی کوچکی داشت وازهمه نگهبان ها بدجنس تربود ۲۰۳ ــ احمدی رئيس جديدزندان بود۰ وی داديارسابق دادگاه ارتش رشت بودبعدهابه دليل دزدی وفروش جيره موادبهداشتی زندان دستگيروبرکنارشد ۲۰۴ــ دمياررئيس زندان لاهيجان بعدا به رياست سازمان زندان های گيلان منصوب شد، وی همواره ادای صوفيان را درمی آورد ۲۰۵ــ مصباح که پيشترکارمندآگاهی بودبه عنوان معاون زندان معرفی شدند ۲۰۶ــ زارع به عنوان يکی ازمسئولين سپاه فومن و صومعه سرا، نقش بسزايی درسرکوب وکشتارنيروهای انقلابی درسالهای ۶۰و۱۳۶۱ ايفاءکرده است ۰ نامبرده معاون انتظامی سازمان زندان های استان گيلان هم بود زارع "ازتابستان سال ۶۰ به صورت مستقيم بازندانيان فومن وصومعه سرا درگيربودودراعدام زندانيان وشليک تيرخلاص به شقيقه ی آن ها مهره ای انگشت نمابود" (احمد موسوی ، شب بخير رفيق ، صفحات ۲۶۴و۲۶۵،چاپ اول ، نشر باران سوئد ) ۲۰۷ ــ مسرورمعاون دادستانی وازبازجويان شهرستان انزلی بود۲۰۸ ــ محمد سياه پست ترين زندانبان بازداشتگاه رشت بودوبه اشکال مختلف زندانيان راآزارمی داد ، سيه چرده و ژوليده بود۰ يک چشمش هم کمی چپ بود  ۲۰۹- علی سرنگهبان بندبود، بعدها معاون رئيس زندان رشت شد۲۱۰- کلاهدوز۲۱۱– صالح سربازجوی بند۲۰۹ دربرخوردش با زندانیان خوف انگیزبود  ۲۱۲- صبحی(مرتضی صالحی) ازمهرماه سال۶۱ رئيس زندان گوهردشت بود  ۲۱۳- علی ربيعی (عباد) مشاوررئيس جمهوری خاتمی درامورامنيت ملی ومعاون دبيرشورايعالی امنيت، مديرمسئول روزنامه کاروگارگر ۲۱۴- محسن رفيق دوست عضو مرکزيت موتلفه ، رياست بنياد مستضعفان وجانبازان را بعهده داشت  ۲۱۵- اسدالله بادامچيان ازهيات اصفهانی ها واز پايه گذاران موتلفه اسلامی ۲۱۶ - محسن سازگارا ، هيات موسس وعضويت درشورای فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی( ماجرای اطلاعیه۱۰ماده ای دادستانی یکی ازطرح های بهزاد نبوی ودستیارش محسن سازگارا دربهمن۱۳۵۹برای پایه ریزی سرکوب گسترده نیروهای مترقی وانقلابی بود ..." (ايرج مصداقی ، نه زيستن نه مرگ ، جلد اول ،ص۲۸ ناشر: آلفابت ماکزيما چاپ اول  ۱۳۸۳سوئد  ۲۱۷- شفيعی مديرکل دانشجويی وزارت اطلاعات، معاون حفاظت و معاونت مردمی ۲۱۸-  کميل کاوه طلبه جوان ، رهبرانصارحزب الله دراصفهان ۲۱۹-  عبدالحميدمحتشم مديرمسئول ارگان انصارالله ۲۲۰- مهدی نصيری حرب الله ازمجله زن روز به اتاق مديريت روزنامه کيهان پا گذاشت ۲۲۱- مصطفی تاج زاده ازبنيانگذاران کميته های انقلاب اسلامی ۲۲۲-  محسن آرمين ازبنيانگذاران کميته های انقلاب اسلامی تا سخنگويی سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی ۲۲۳- عليرضا علوی تبارازعضويت درسپاه پاسداران تاسایرمقامات ۲۲۴- سعيد حجاريان يا جهانگيرصالح پورازمهندسین اطلاعاتی واصلاحات ومشاوررئيس جمهورمحمد خاتمی بود۲۲۵-  امين زاده معاون وزيرامورخارجه ۲۲۶-  بهرامی نهاوندی ياهمدانی ازقضات سازمان مسلح قضايی ۲۲۷ - خزاعی رئيس دفتر وزيراطلاعات وازمعاونان فلاحيان ، قبلا مسئول اطلاعات شهر قم بود ۲۲۸- آزاد معاون امنيتی وزارت اطلاعات ۲۲۹- عباد معاون پارلمانی وزارت اطلاعات که پيش ازآن مديرکل اطلاعات آذربايجان غربی بود۲۳۰- تهرانی معاون پارلمانی وزيراطلاعات ۲۳۱- حميدسرمدی معاونت امنيت وزارت اطلاعات، وی پيشتردربخش مربوط به امورپاکستان وافغانستان کارمی کردوالان سفيرايران درتاجيکستان است ۲۳۲- تاجيک معاونت آموزشی وزارت اطلاعات ۲۳۳- آقای خليل ازسيستان وبلوچستان به معاونت ضدجاسوسی گماشته شد۲۳۴ - عباس سليمی نمين مديرمسئول سابق کيهان هوايی ومدیرروزنامه تهران تایمزازدوستان نزدیک فلاحیان ، سعید امامی وازاعضاء شبکه خبررسانی ومحفل رسانه ای وزارت اطلاعات دردوران فلاحیان بود.هم اکنون د رخدمت دفترویژه تحقیقات اطلاعات سپاه پاسداران است که ریاست آنرا حسین شریعتمداری مدیرفعلی کیهان به عهده دارد ۲۳۵ - حجت السلام پروازی او می گويد : "هرکه خائن شود اورا می زنيم " ( محمد قوچانی ، پدرخوانده و چپ های جوان ، نشرنی ، چاپ دوم سال ۷۹ ، ص ۷۱)  ۲۳۶ - سيد مصطفی کاظمی (موسوی) شيرازی اززمان شکل گيری اطلاعات سپاه درآن بود۰ بعدمديراداره کل اطلاعات دراستان فارس شد، بعدا درزمان وزارت قربانعلی دُری نجف آبادی درجايگاه جانشين معاون امنيت منصوب شدند۲۳۷- مصطفی پورمحمدی دادستان انقلاب اسلامی خوزستان ، بندرعباس ، کرمانشاه ومشهدازسالهای ۵۸ تا ۶۵ ، رئيس اطلاعات خارجی ازسال ۶۵ تا ۷۸،مشاوررياست دفترومديرگروه سياسی واجتماعی مقام رهبری ازسال ۸۱ تاکنون ، استاد دانشگاه امام صادق ازسال ۷۹ تا به اکنون ، معاون وجانشين وزيراطلاعات ازسال ۶۶ تا ۷۸ ، نماينده ری شهری وزير وقت اطلاعات و يکی از مجريان قتل عام زندانيان سياسی درسال ۶۷ بود، پور محمدی معاونت بخش خارجی وزارت اطلاعات را دردوران علی فلاحيان وقربانعلی دُری نجف آبادی در اوايل دهه ۷۰ را به عهده داشت و در دوران دری نجف آبادی نيز همچنان مرد دوم وزارت اطلاعات بود سپس به عنوان يکی ازمسئولان دفتر ويژه اطلاعات وامنيت خامنه ای منصوب شد  ۲۳۸- ميرعباد مسئوليت دادگاههای انقلاب درشهرگرگان رابعهده داشت وبه تندی وسختگيری شهرت داشت ۲۳۹- مرتضی حقانی کارگزارسعيدامامی درقتل های زنجيره ای ۲۴۰ - نظرعلی کريمی ازمسئولان اطلاعات شهرستان گرگان ۲۴۱-  مظفرحسينی چهره مرموز پرونده جنايات گرگان در زمان فلاحيان وسعيد امامی ۲۴۲-  رضاايئجی درقتل فرزين مقصودلووشبنم حسين درگرگان دست داشتند۲۴۳-  موحد فرمانده سابق سپاه درمشهد ۲۴۴-  جوادآزاده از معاونان دری نجف آبادی و مهره بدنام دروزارت اطلاعات بود۲۴۵- مهردادعليخانی ازنزديکان سعيد امامی ۲۴۶- احمدشيخا(احمدنياکان) ازسربازجويان وزارت اطلاعات   ۲۴۷- علی محمدی رئيس کميته تبليغات و اطلاع رسانی شورای عالی امنيت ملی ۲۴۸- سرفرازمعاون علی لاريجانی مديرعامل صدا وسيما و کارگردان فيم بازجويی ها ۲۴۹-  مرتضی قبه معروف به رضا اصفهانی رئيس دقترسعيد امامی ۲۵۰- محی الدين انواری از پايه گذاران موتلفه اسلامی وظيفه تائيد مشروعيت اقدامات ضد رژيم جمعيت موتلفه را بعهده داشت ۲۵۱- حجت الاسلام عاملی ( عامری ) ازمسئولان سازمان قضايی نيروهای مسلح ۲۵۲- قوام ازبازجويان وزارت اطلاعات ۲۵۳-  قاسمعلی نصيری پورمعروف به قاسم مرشدی ۲۵۴- محمد رضا سليمی معروف به محمد صداقت ۲۵۵- مهدی پرورده موسوم به مجيدی ۲۵۶- کريم اسد زاده معروف به امين ۲۵۷- خسروقنبری معروف به تهرانی ۲۵۸-  احمد وحيدی ازياران حلقه امنيتی فلاحيان بودند ۲۵۹- غيوری ازباندهای مالی فلاحيان ۲۶۰-  حسين صفاری دراطلاعات سپاه و وزارت اطلاعات کارمی کردودردرگيريهای خارج ازکشورشرکت داشت ۲۶۱- حسن محمدی مدير کل وزارت اطلاعات درزمان فلاحيان بود ۲۶۲- حسين موسويان سفيروقت ايران درآلمان درشبکه ترورخارج ازکشوردست داشته است ۲۶۳- محمدحسن قاتل تيم تروردکتررضا مظلومان ، به ايران برمی گرددمدتی به وزارت اطلاعات رشت فرستاده می شود، چندی بعدبه عنوان فردی ناراضی پناهنده می شود۲۶۴- حاج حسين معصومی شوهرخواهرفلاحيان دريکی از ماموريت های خارجی زخم برداشته ولی به ايران برمی گرددوازعوامل مالی وزارت اطلاعات بوده است ۲۶۵- حاج حسين فلاحيان برادرشيخ علی فلاحيان، مدتی در وزارت اطلاعات مسئول دفتر فلاحيان بوددر بازرسی نيروی انتظامی درکميته انقلاب نيزنقش داشت ۲۶۶ــ خسروبراتی در تمام قتل های زنجيره ای حضورداشت۰ راننده اتوبوس قتل ۲۱تن ازنويسنده گان به طرف ارمنستان بود۲۶۷ ــ خسرو تهرانی معاونت اطلاعات وتحقيقات نخست وزيری و ری شهری ۲۶۸ ــ محمدعراقی سرپرستی گروههای متعلق به نهضتهای اسلامی خارج ازکشورومسئول فعاليتهای تروريستی درسازمان تبليغات اسلامی بعهده داشت ۲۶۹ ــ مهدی خزعلی فرزند آشیخ ابوالقاسم خزعلی مدیرموسسه انتشاراتی حیان درزدوبند با شبکه ترورومافیا ۲۷۰- اسعدالهی رئيس زندان آمل ۲۷۱ ــ هاشم علوی معاون امنیت وزارت اطلاعات ۲۷۲- سرتیپ پاسدار بحرینی معاون اداره اطلاعات ۲۷۳- مهندس صدرالسلام معاون اطلاعات نیروهای انتظامی ۲۷۴ – مهندس کلانتری مدیر کل اداره اطلاعات نیروی انتظامی ۲۷۵- حجت الاسلام رحمانی رئيس عقیدتی وسیاسی نیروهای انتظامی ۲۷۶ سيدمحمود محتشمی ازرهبری حزب الله لبنان ، وزيرکشور، نماينده مجلس ۲۷۷- کاظم جلالی مخبر کمسيون امنيت ملی و سياست خارجی  ۲۷۸ــ علی حسین پناه مسئولتهیه بولتن ها ی محرمانه سپاه وازعوامل امنیتی است ۲۷۹ ــ حسین زاده مسئول داخلی اوین بود ۲۸۰ ــ پاسدارمحمد صادقی ازگوهردشت ۲۸۱ ـــ اسماعيل شوشتری نماينده مجلس درسال ۶۴ به رياست سازمان زندان ها برگزيده شد۰ بعدا درزمان رفسنجانی به وزارت دادگستری رسيد ۲۸۲ ــ رضاروزان با نام مستعارموسوی اززندان فومن به انزلی منتقل شدوجای حسين عابدی و يوسفی راگرفته بود۰ رضاروزان سربازجووخودرابالاترين مسئول زندان درانزلی می دانست وازهمان آغازسياست های فاشيستی خودرانشان داد ۲۸۳ ــ محمدخاموشی مسئول واحد يک قزلحصار ۲۸۴ ــ انصاری معاون ميثم، رياست واحد يک قزلحصاررا بعهده داشت ۲۸۵ ــ حسين زاده شوهرخواهر محمد کچويی که درزندان شاه به "آقای بيگناه " معروف بود، مديريت داخلی اوين را بعهده داشت ۲۸۶ــ مرتضی صالحی با نام مستعارصبحی رياست گوهردشت را درسالهای ۶۱و۶۳ بعهده داشت و ميرمحمدی هم معاون ايشان بود۲۸۷ ــ بازجوحاج آقا صفايی " صفايی يک وحشی تمام عياربود که ازصافی عبورکرده بود" ( کتايون آذرلی ، مصلوب ، ص ۱۰۸) ۲۸۸ــ حاج آقا کرباسی بازجوی زندان مشهد ۲۸۹ ــ اسماعيل افتخاری معروف به " اسی تيغ کش " مسئول گروه ضربت کميته ی منطقه ۱۲، اسماعيل قبل ازانقلاب وسقوط شاه يکی ازباج گيرهای منطقه جمشيد تهران بود۰اسماعيل بد دليل کارهای خلاف درسال ۷۷ دستگيرشدوبه زندان افتاد. "اسماعيل درخلال دادگاهش مدعی شد که ۶ هزارنفررا دستگيروروانه زندان ها کرده است ( ايرج مصداقی خاطرات زندان ، نه زيستن ونه مرگ جلد اول ، ص ۱۷ ) ۳۰۰ ــ اکبرخوش کوش قبل ازانقلاب درمحله نازی آباد تهران مورد سوء استفاده های جنسی زيادی قرارگرفته بود و به همين دليل به " اکبرخوش گوشت" معروف بود۰ اکبردرسيستم سرکوب رژيم به پاس خدماتی که کرده بود ،ارتقاء يافت و به سمت مشاورعملياتی وزيراطلاعات دردوران فلاحيان و بعد ازآن رسيد(ایرج مصداقی ، ماخذ پیشین، صفحه۱۷)  ۳۰۱ ــ صالح سربازجوی بند ۲۰۹ زندان اوين ۳۰۲ ــ طباطبايی بازجوی اوين۳۰۳  ــ بصيرت مسئول کلاسهای آموزشی اوين۳۰۴ ــ پاسدارايمانی ۳۰۵ ــ پاسدارزن ساداتی۳۰۶  ــ مرتضی بختياری رئيس سازمان زندان ها و اقدامات تامينی وتربيتی ايران ۳۰۷ ــ خانم اکبری مسئول بخش انفرادی زنان بود که بعد ها مسئول تمام بخشهای زنان شد ۰ "خشک وبداخم، نگاهش کينه توزوزهرآگين بود" (حقيقت ساده جلد ۳ ، ص ۱۸۱)۳۰۸ ــ عرب داديارناظرزندان قزلحصار ۳۰۹ ــ حاج محمودافسرنگهبان زندان قزلحصار ۳۱۰ ــ عباس فتوت يکی ازسرشيفت های پاسداران اوين ۳۱۱ ــ مجيد تبريزی مديرداخلی زندان گوهردشت۳۱۲ ــ حسن آيت عضو شورای مرکزی حزب جمهوری اسلامی ونماينده اولين دوره مجلس اسلامی وسازمانده اغلب تحرکات درسالهای اول انقلاب ۳۱۳ ــ عباس عبدی يکی ازاشغال کننده گان سفارت آمريکادرتهران ، همکاردردادستان انقلاب اسلامی ، ازدست اندرکاران مرکزمطالعات استراتژيک ۳۱۴ــ جمال کريمی راد، دادياردادسرای عمومی وانقلاب به مدت ۲۵ سال، دادستان عمومی کردستان ، رئيس دادگاه حقوقی يک زنجان ورئيس دادگاه انقلاب ودادگاه اصل ۴۹ دراستان قزوين ، مدير کل تعزيرات حکومتی استان قزوين ، سخنگوی قوه قضاييه ازسال ۱۳۸۲ تاکنون ۳۱۵ ــ آزادمعاون پارلمانی وزيراطلاعات ۳۱۶ ــ منوچهرمتکی دردهه ۱۳۶۰سفيرجمهوری اسلامی درترکيه ، طراح درسازماندهی عمليات تروريستی درخارج از کشور۰ ايشان تعيلم تروريستهای خارجی برعهده داشته است ۳۱۷ ــ سيما مسئول بندزنان سپاه پاسداران ۳۱۸ ــ رحيمی پاسدارزن مسئول بندزنان ۲۱۶اوين بود ۳۱۹ ــ مصطفی محمد نجار، عضويت درسپاه، حضوردرکردستان ودرگيری منطقه نقده، مسئول تعاون کل سپاه، مسئول منطقه خاورميانه درسپاه ، حضوردروزارت سپاه درسال ۱۳۶۴ ، قايم مقام گروه جنگ افروزوزارت سپاه ۳۲۰ــ قدوسی پاسدارمسئول گرفتن مصاحبه اززندانيان اوين ۳۲۱ ــ نصرت خوفناک را ميثم به عنوان مسئول بندقزلحصارقرارداده بودندونصرت "استوارارتش بودکه دوستش زن خودرا به اومی سپاردوبه مسافرت می رود۰ اوبه زن دوستش تجاوزکرده وپستان هايش رابريده وبه قتل رسانده بود" (گفتگوهای زندان شماره ۲، ويژه سرکوب، اختناق وزندان های تهران ، ص ۶۳) ۳۲۲ ــ ريش قرمزازپاسداران لنگرودورودسروازنگهبانان وشکنجه گران زندان رشت بود " وحشی گری اش سبب شده بود ، پس ازمدت کمی جايگاه خاصی نزد عبدالهی ـــ رئيس زندان رشت ــ پيداکرد (احمدموسوی ، شب  بخيررفيق ، ص ۲۲۶ چاپ اول ، نشرباران سوئد) ۳۲۳ ـــ محمدحسين صفارهرندی ، جانشين فرماندهی سپاه منطقه ۶ کشوری درسالهای ۵۹ تا۶۴ ، جانشين وسپس مسئول دفترسياسی سپاه ، معاون مديرمسئول وسردبيرروزنامه کيهان، عضوشورای تعيين خط مشی خبرگزاری جمهوری اسلامی ۳۲۴ ــ مصباح بعدازاعدام های تابستان ۶۷ درزندان رشت به عنوان معاون زندان معرفی شد۰اوکارمنداداره آگاهی بود ۳۲۵ ــ آيت الله توسلی رئيس دفترخمينی وعضومجمع تشخيص مصلحت نظام وکارگزار خمينی درسالهای حيات ايشان ۳۲۶ ـــ سرتيب پاسداررمضانی چندی رئيس گذرنامه شد ۳۲۷ ــ نصيرپورخبرگزاری جمهوری اسلامی رابعدازخرازی اداره می کرد۳۲۸ــ فاضل لنکرانی ازهئيت مشاوران مذهبی که احکام قتل هاراتهيه می کنند۳۲۹ـــ منيرالدين شيرازی ( روحانی) نماينده رهبردرنيروهای ويژه ترورونيزازسری مشاوران مذهبی که احکام قتل هاراتهيه وبه ذوالقدرابلاغ می کنند ۳۳۰ ــ محمدتقی ذوالقدرازفرماندهان ضد شورش وواحدهای ترورخيابانی ۳۳۱ ـــ رحيم صفوی ازفرماندهان سپاه پاسداران وعضوسازمان تروروسرکوب ۳۳۲ ـــ فرهادنظری ازفرمانده هان ضدشورش وواحدهای ترور(که درحادثه کوی دانشگاه دست داشت) وازفرماندهان نيروی زمينی ۳۳۳ ــــ عبدالهی بانام مستعارمحتشم فرمانده ثارالله ۳۳۴ ـــ علي اکبری ازمسئولان بلندپايه وزارت اطلاعات وعضوسازمان تروروسرکوب ۳۳۵ ـــ کوسه چی فرمانده بسيج ۳۳۶ ـــ پورقنادمعاون پورمحمدی دربخش اطاعات خارجی وزارت اطلاعات وازمسئولان بلندپايه اين وزارتخانه و وعضوسازمان ترو ۳۳۷ ـــ سليم آبادی فرمانده ثارالله ۳۳۸ ـــ حيدرزاده فرمانده ثارالله ۳۳۹ ــــ محمدايمانی مقاله نويس کيهان و ازياران حسينيان وحسين شريعتمداری ودرشاخه سرکوب اند ۳۴۰ ــــ کوهکی مديرنشريه صبح و ازاصحاب سرکوب و امدادهای غيبی ۳۴۱ ــــ مسيح مهاجری سرپرست ومديرمسئول روزنامه جمهوری اسلامی ، نماينده ولی فقيه وعضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت ۳۴۲ ــــ اشک تلخ ازسری فرماندهی انصار حزب الله ۳۴۳ ـــ بابائيان ازفرماندهان انصارحزب الله ۳۴۴ ــــ ذوالنورازفرماندهان انصارحزب الله ۳۳۵ ـــ نکودهی از فعالين ستادامربه معروف ونهی ازمنک ۳۳۶ ــــ ابراهيم رازينی ازفعالين ستادامربه معروف ونهی ازمنکر ۳۳۷ ــــ فردوسی پورازفعالين سازمان قضايی نيروهای مسلح ۳۳۸ ــــ احمدوحيدی رئيس اطلاعات سپاه پاسداران ۳۳۹ ــــ زرگررئيس ستاد امربه معروف ونهی ازمنکر ۳۴۰ ـــ نمازی رابط خامنه ای بالشکرهای۱۰تا۲۷سپاه پاسداران ۳۴۱ ـــ حسين نجات فرمانده ثارالله ۳۴۲ ـــ احمدی عامل جنايت کوی دانشگاه ۳۴۳ ــــ حسن پورصالحی ازعوامل حزب الله مسجدشهدا ۳۴۴ ــــ علی فضلی فرمانده بسيج ۳۴۵ ـــ علی کوثری فرمانده بسيج ۳۴۶ ـــ اکبرنوجوان ازحزب الله مسجدشهدا۳۴۷ ـــ معزی مسئول فرهنگی بيت رهبری ورابط خامنه ای باشاخه تبليغات سازمان ترورونماينده خامنه ای دروين ۳۴۸ ـــ محمودژوليده ازعوامل فرماندهی سپاه ذوالقدر ۳۴۹ ـــ شريعتی فرمانده لشکر۳۱عاشورا ۳۵۰ ـــ نواب دامادمصباح يزدی از اعضاء هيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت ورئيس سازمان تبليغات اسلامی ودرخدمت سازمان تروراست ۳۵۱ ـــ ملکه يزدی دختر محمديزدی مسئول زنان قوه قضاييه ۳۵۲ ـــ احمدکاظم زاده مديراجرايی نشريه شلمچه ۳۵۳ ـــ اعلاء توراتی ازسرکرده گان شاخه سرکوبهای خيابانی است ۳۵۴ ـــ احمدناطق نوری برادرعلی اکبرناطق نوری با محافل امنيتی درارتباط است ۳۵۵ ـــ شهيدی مسئول امنيت استان اصفهان ۳۵۶ ـــ حسين لاجوردی فرزند اسدالله لاجوردی که درجنايات چندی ازجمله در تهاجم به خانه فروهرها نقش داشته است ۳۵۷ـــ فريدون چوپان نام مستعارمجيدبابايی معاون رئيس اداره التقاک وزارت اطلاعات ۳۵۸ ـــ مصباح يزدی از مهمترين اعضاء شاخه فتوای سازمان ترور، سرپرست مجله پرتوولايت وازرابطين گروهای انصاروحزب الله ۳۵۹ ـــ حجت الاسلام اصغرحجازی مسئوليت اداره بيت رهبری(خامنه ای)  ورابط سازمان ترور با وزارت اطلاعات است. وی ابتداء قاضی شرع درخوزستان بود ۳۶۰ ـــ محمدعلی رامنی سرپرست مجله رامين ودرشاخه سرکوب خيابانی نيزفعال است ۳۶۱ ـــ حميداکبری مديربنيادهمگرايی انديشه ۰ دفترپوششی علی اکبرفلاحيان که درجوار آن به کارهای خلاف قانون واخلاق صورت می گيرد ۳۶۲ ــــ امام جمعه شيمرانات عضوهيات منصفه دادگاه ويژه روحانيت ۰اعلام می دارد : " برای حفظ انقلاب گاهی اوقات مجبورمی شويم، دوستانی را هلاک کنيم وازروی جسدشان بگذريم" ( دکتر نصرالله نجات بخش ، شبکه های ترورجمهوری اسلامی ايران ، ص ۸۲ ، ناشرانقلاب اسلامی آلمان سال۱۳۸۱) ۳۶۳ ــ خطيب مسئول وزارت اطلاعات قم که مامورقتلهای سياسی بوده است ۳۶۴ ـــ غلامعلی رشيددرقتل های خارج ازکشورفعال بوده است ۳۶۵ ــــ محسن روحانی سرپرست مجله ۱۵ خرداد، همکارروح الله حسينيان درمرکزاسناد اسلامی ۳۶۶ ـــ ابراهيم رازينی برادرعلی رازينی ، جلاددادگاه ويژه روحانيت وازاعضاء ستاد امربه معروف و نهی ازمنکر، يکی ازشاخه های سازمان تروروسرکوب نظام اسلامی ايران ۳۶۷ ـــ محسن صفوی برادررحيم صفوی فرمانده فعلی نيروهای مسلح رژيم وازعوامل امنيتی رژيم ۳۶۸ ــــ محمدعلی مقدمی ازنماينده گان وازواحد اطلاعات يگان تدارکات حفاظت مجلس و سپاه پاسداران است ۳۶۹ ــ مدرس زاده ازمديران وزارت اطلاعات است ۳۷۰ ـــ علی آقا محمدی نماينده سابق همدان ۰ مسئول تدارکات مجلس درسازمان ترورنقش فعالی داشته وباشگاه تاج ( استقلال فعلی ) دراختياراومی باشد ۳۷۱ ـــ حجت اسلام نظام زاده ازفعالين شاخه ترور ۳۷۲ ــــ محمدسياه ، پست ترين زندانبان بازداشتگاه رشت بودوبه اشکال مختلف زندانيان راآزارمی داد۳۷۳ - عبدالهی رئيس زندان و عامل مستقیم سرکوب عریان زندانیان رشت بود۳۷۴- باقری زندانبان انزلی ۳۷۵- هاشمی مسئول بند۴درقزلحصار۳۷۶- پاسدارپاکوتوله ياپاکوتاه اهل لاهيجان وازنگهبان های دوران قيامت حاج داوودبود۳۷۷-همتی زندانبان ساده که بعدا به درجه سرنگهبان زندان انزلی رسيد ۳۷۸- کرامتی نگهبان زندان انزلی ۳۷۹ - عاشوری ازنگهبانان انزلی بود ۳۸۰- طاهربهاريه ازعوامل حزب الله وچماقداران شهرانزلی ۳۸۱- حمید طلوعی درپل رومی علاوه برریاست بخش زندانیان سیاسی ، بازجویی ازآنان را نیز بعهده داشت  ۳۸۲ - قاسم کبیری وحمید کریمی ازپرسنل گرداننده ی  سلولهای انفرادی قدیم بودند که با راه اندازی آموزشگاه اوین ، دومعاون مجید قدوسی بودند که اداره آموزشکاه را بعهده گرفته بودند۳۸۳ - مصطفی شعبانی یکی ازبی رحم ترین نگهبانان بند های اوین بود که به خاطر دارا بودن کلیه صفت های جنایت کارانه، ارتقای مقام یافت وبه سرعت به کاربازجویی و شکنجه درشعبه هفت اوین پرداخت۳۸۴ – سرلک پاسداروحشی اوین۳۸۵- طاهری شکنجه گر۳۸۶- اختری رابط راهبری با شاخه تبلیغات وسرکوب خیابانی  ۳۸۷ - معزی رابط بیت رهبری با شاخه تبليغات ۳۸۸- منصورارضی ار عوامل حزب الله و مرتبط با بیت رهبری و..... صدها آدمکش ديگری که دربازجوئيهاوشکنجه دادنها باچشمان بسته ظاهرمی شدند وياعمدتاً چهره کريه خود را می پوشاندند ازاينروتابه امروزناشناخته باقی مانده اند.  برماست که اين فهرست را تکميل کنيم تادرسطح جهان چهره اين جانيان، درتجاوزبه کشتارو به تباهی کشاندن زندگی جانسوزدهها،صدها وهزاران هزارتن ازفرزندان برومند، کشورمان (ايران) بهمگان آشکارگردد.&lt;br /&gt;        درامردادخواهی خانواده های اعداميان وزندانيان سياسی درايران ، می توان و بايد همه اين جانيان چه مرده و چه زنده را ، بجرم " جنايت عليه بشريت" درپيشگاه تاريخ دردادگاههای بين المللی به محاکمه کشاند.&lt;br /&gt;        شاهد تنها ازاين طريق ، بتوان ابعاد اين کشتار، آمارواسامی واقعی جانباختگانِ اين جنايتِ فجيع قرن را اززبان اين جنايتکاران ، درجريان محاکمه آنان بازشنيد .   بايد ومی توان اين امررا به کارزاربزرگ اپوزيسيون ترقيخواه و تحول طلب که ابعاد جنايات دونظام شيخ و شاه را با پوست و گوشت خود لمس کرده اند بمثابه وظيفه ای عاجل درهفده مين سال جنايت تابستان ۱۳۶۷ بدل کرد.&lt;br /&gt;        ابوا لفضل بيهقی مي نويسد: "۰۰۰ درديگرتواريخ چنين طول وعرضی نيست که احوا ل را آسان ترگرفته اندوشمه يی بيش يادنکرده اند، اماچون من اين کارراپيش گرفتم، می خواهم که داداين تاريخ رابه تمامی بدهم وگرد زوايا بگردم تا هيچ ازاحوا ل پوشيده نماند۰" نيک برآنم تا ماداميکه اين نظام است ۰ستاندن " داداين تاريخ " آنهم " به تمامی " ممکن نشايد۰ شايد اين خود تلنگری باشد برای کاری بزرگ وجمعی تا آنراتوامان به سامان بريم تا " هيچ از احوال پوشيده نماند" چنين باد !!&lt;br /&gt;                                                 *********************                        &lt;br /&gt;     &lt;br /&gt;  &lt;br /&gt;    منابع مورد استفاده ام:&lt;br /&gt;    * خوب نگاه کنيد راستکی است: پروانه عليزاده ۶۷ صفحه انتشارات خاوران پاريس مهر&lt;br /&gt;* حقيقت ساده در ۳ جلد: م- رها( منيره برادران) ۵۹۸ صفحه ناشر تشکل مستقل دموکراتيک زنان ايرانی در هانوفر- آلمان در تابستانهای ۷۱و ۷۳و زمستان ۷۴ تجديد چاپ شد.&lt;br /&gt; * خاطرات زندان: شهرنوش پارسی پور ۵۱۸ صفحه نشر باران - استکهلم ۱۹۶۶  &lt;br /&gt; * خاطرات يک زندانی از زندانهای جمهوری اسلامی از: دکتر رضا غفاری به انگليسی ترجمه الف . ساسان ۳۴۲ صفحه ناشر استکهلم سوئد سال ۹۸  &lt;br /&gt; * شب بخير رفيق (طرف تيره تاريخ خاطرات زندان) از: احمدموسوی ۳۶۳ صفحه انتشارات باران چاپ اول (۱۳۸۳)۲۰۰۵ &lt;br /&gt; * نه زيستن نه مرگ در ۴ جلد خاطرات زندان از : ايرج مصداقی ناشر: آلفابت ماکزيماسوئد چاپ اول : (۱۳۸۳)&lt;br /&gt;* دراينجا دختران نمی ميرند: شهرزاد ۲۰۵صفحه ناشرخاوران تابستان ۱۳۷۷به چاپ دوم هم رسيد.  &lt;br /&gt; * يادهای زندان (خاطراتی اززندانهای جمهوری اسلامی) جلد اول از: ف آزاد ۲۰۸صفحه ناشر انجمن دفاع اززندانيان سياسی و عقيدتی در ايران پاريس ، تابستان ۱۳۷۶&lt;br /&gt;   * کتاب زندان (جلد۱و۲) به: ويراستاری ناصرمهاجر ۸۱۸صفحه نشرنقطه سالهای ۷۸و۸۰ کتابی در زمينه : بازداشت ، بازجو ، بازجوئی ، شکنجه ، سلول ، دادگاه ، ملاقات ، بند ، نادمها ، تواب ها ، اعدام ، خودکشی ، روان پريشی ، نيست شدگان هستی بخش ، کشتاربزرگ ۶۷ ، آزادی ، هيئيت های بين المللی بازرسی ، اقليت های مذهبی ، جنسيت ، بچه ها ، باپيشگفتاری درزمينه پيشينه ی زندان جمهوری اسلامی و...&lt;br /&gt;   * جمهوری زندانها- جلد ۱و۲): وريا بامداد ۶۸۲صفحه گزارشی تحليلی- مستند درباره زندان ، بازجوئی ، شکنجه وسرکوب درجمهوری اسلامی آلمان فرانکفورت سال ۱۳۸۰ * زيربوته لاله عباسی: نسرين پرواز ۳۶۱صفحه انتشار نسيم فوريه۲۰۰۲&lt;br /&gt;* کتاب گفتگوهای زندان تا به امروز(۴جلد) منتشر شد. ناشرسنبله هامبورک                                     &lt;br /&gt; * دکنرنصرالله نجات بخشی ، شبکه های ترورجمهوری شسلامی ، انتشارات انقلاب اسلامی ، آلمان سال۱۳۸۱ ، در۱۶۱ صفحه&lt;br /&gt;* کابوس بلندتيزدندان ويراستار: بهروزشيدا ۱۶ مطلب اززندانهای شهرستان های ايران ، ناشرباران استکهلم در۲۰۶صفحه  سال ۱۳۸۲&lt;br /&gt;    * ياد های زندان: فريبا (فايزه ) ثابت ، در ۲۰۵ صفحه نشر خاوران- پاريس                                         &lt;br /&gt;  * حمید کاویانی ، درجستجوی محفل جنایتکاران (بازخوانی پرونده قتل های سیاسی)چاپ چهارم، نشرنگاه امروز ، در ۲۴۸ صفحه&lt;br /&gt; * محمد قوچانی ، پدرخوانده و چپ های جوان ، نشر نی ، چاپ دوم سال  ۷۹                                &lt;br /&gt;  *اکبرگنجی ، عالیجناب سرخپوش ، عالیجنابان خاکستری ، چاپ هفتم در۲۶۵صفحه سال۱۳۷۹  &lt;br /&gt; * اکبر گنجی ،تاریکخانه اشباح(آسیب شناسی گذاربه دولت دمکراتیک توسعه گرا) چاپ ششم در۴۶۶ سال ۱۳۷۸                                                                                                                            &lt;br /&gt;  * علی رضا نوری زاده ، فلاحیان مردی برای همه فصول جنایت ، ناشرانتشارات نیما، در۱۹۱صفحه ، آپریل  ۲۰۰۲                                                                                                                      &lt;br /&gt; * عمادالدین باقی ، تراژدی دمکراسی در ایران ( بازخوانی قتل های زنجیره ای)۲ جلددر۵۳۶ ، نشرنی ، چاپ اول   ۱۳۷۸                                                                                                                                                      &lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#666666;"&gt;اميرجواهري‌لنگرودي مرداد 1384&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#666666;"&gt;برگرفته از نشريه آرش شماره 93و92&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-113322119897455341?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113322119897455341'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113322119897455341'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_11_01_archive.html#113322119897455341' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-113110177043403076</id><published>2005-11-04T02:49:00.000-08:00</published><updated>2005-11-04T02:56:10.443-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;آنان که حقیقتی را می دانند و پنهان می کنند تبهکارند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;پیچای در ایران فیلتر شده است&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;بنا بر خبرهای رسیده از ایران، وبلاگ پیچای دست کم در استان های گیلان، اصفهان و تهران، فیلتر شد. رژیم جنایت کار جهل و جور و فساد جمهوری اسلامی وبلاگ پیچای را در ایران فیتر کرده است. این اقدام که همزمان با تهدیدهای گروهی مشکوک در تهران که خود را هوادار جریانی مثلاً کمونیست در خارج از کشور می دانند انجام گرفته وحشت رژیم کثیف اسلامی را از صفحات مجازی نشان می دهد. پیچای از این پس با اصرار بیشتری به کار خود ادامه می دهد و اقدام به افشای جنایات ضد انسانی رژیم جمهوری اسلامی خواهد کرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مرگ بر ارتجاع و استعمار مذهبی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مرگ بر جمهوری اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;زنده باد سوسالیسم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;زنده باد انسانیت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-113110177043403076?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113110177043403076'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/113110177043403076'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_11_01_archive.html#113110177043403076' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112997922284602453</id><published>2005-10-22T04:03:00.000-07:00</published><updated>2005-10-22T04:07:02.853-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نامه سرکشاده به افکار عمومی در باره توطئه رژیم&lt;br /&gt;برای "سامان‌دهی" گلزار خاوران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;بنا به گزارش دریافتی از ایران، نماینده دادستانی مستقر در بهشت زهرا توسط نماینده خود که به گلزار خاوران رفت و آمد می‌کند، به خانواده‌ها اطلاع داده که دست اندرکاران سامان‌دهی گلزاز خاوران در پی تصمیم رژیم برای تغییر شکل این گلزار، تاکنون ۶۰۰ سنگ قبر آماده کرده‌اند که  به زودی در گلزار مستقر خواهند کرد. این فرد در پاسخ به مادران پس تکلیف کانال‌ها(گورهای دسته جمعی) چه می‌شود؟ او در این باره اظهار بی اطلاعی می‌کند و می‌گوید از چنین کانال‌های اطلاع ندارد. این در حالی است که همین فرد چند هفته پیش به خانواده‌ها گفته بود طرح سازماندهی گلزار خاوران را فعلا متوقف کرده‌اند.&lt;br /&gt;رژیم اواخر بهار سال جاری عده‌ای را برای نقشه برداری به گلزار خاوران می‌فرستد. خانواده‌ها به ویژه مادران با این طرح مخالفت می‌ورزند و به آن اعتراض می‌کنند. به دنبال پیگری‌ خانواده‌ها و دیدار نمایندگان آنها با مسئولان بهشت زهرا و شهرداری، رژیم ظاهرا وانمود می‌کند طرح تغییر شکل گلزار خاوران را دنیال نمی‌کند.&lt;br /&gt;خانواده‌ها طی انتشار اطلاعیه‌ای در تاریخ ٤ شهریور ۱۳۸٤ ، با این طرح توطئه‌گرانه مخالفت کرده و  اعلام کردند:"... آنان به عنوان ساماندهی و بازسازی، قصد آن دارند گلزار خاوران را از شکل کنونی‌اش خارج کرده و به یک گورستان عادی تبدیل کنند. در حالیکه عزیزان ما پس از اعدام، با لباس‌های‌تنشان، در گودال‌هایی که در این گورستان ایجاد شده بود، به صورت دسته جمعی دفن شده‌اند.&lt;br /&gt; ما خانواده های اعدام شدگان گلزار خاوران اعلام می داریم که عزیزان ما در گورهای عادی و به روش معمول فوت و دفن نشده‌اند که بتوان محل دفن آنان را به شکل عادی قطعه بندی کرد، بلکه بسیاری از این عزیزان در گورهای دسته جمعی مدفون شده‌اند. همچنین اعلام می‌داریم، در صورت نیاز ساماندهی گلزار خاوران، ابتدا لازم است نام و نشان، چگونگی و زمان اعدام، چگونگی و محل دفن تک تک این عزیزان مشخص گردد، پس از آن خود خانواده های قربانیان، در مورد بازسازی گورستان اقدام خواهند کرد. "&lt;br /&gt;رژیم می‌خواهد با تغییر شکل کلزار خاوران آن را به یک کورستان عادی تبدیل کند و به زعم خود اثر هزاران قتلی را که در زندان‌های سیاسی در سال‌های دهه ۱۳۶۰، به ویژه در جریان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷ مرتکب شده و در گورهای جمعی دفن کرده از بین ببرد. خانواده‌ها می‌خواهند کلزار خاوران به همین شکلی که هست باقی بماند.&lt;br /&gt;کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)از جهانیان، به ویژه از توده‌های مردم ستم‌کشیده ایران، نهادهای حقوق بشری نظیر سازمان عفو بین الملل، سازمان نطارت بر حقوق بشر ، احزاب و سازمان های سیاسی چپ و مترقی می‌خواهد نسبت به "طرح بازسازی" گلزار خاوران اعتراض کرده و مانع اجرای این توطئه شوند&lt;/span&gt;. &lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;br /&gt;کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112997922284602453?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112997922284602453'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112997922284602453'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_10_01_archive.html#112997922284602453' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112960082529392709</id><published>2005-10-17T18:41:00.000-07:00</published><updated>2005-10-17T19:01:04.050-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;کشف یک گور دسته جمعی در شهر مریوان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 248px; CURSOR: hand; HEIGHT: 180px" height="153" alt="یک منطقه دیگر نظامی در مریوان که به شکل مخفی عکسبرداری شده است" src="http://photos1.blogger.com/blogger/1655/397/320/Marivan.jpg" width="236" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;به گزارش یک منبع خبری از کردستان ایران : چند روز پیش در شهر مریوان از توابع استان کردستان ایران یک گور دسته جمعی در محلی که پیشتر مکان نظامی بوده است کشف شد. این منبع گفت : این گور دسته جمعی در محله ای به اسم " لعنت آباد " واقع در شهر مریوان که دولت ایران آن را برای دفن نیروهای اپوزسیون کردستان و یا اعدام شد گان نامگذاری کرده بود و تا چندی پیش محل استقرار یک پایگاه نظامی از نیروهای سپاه پاسداران بوده، کشف شده است و شماری جسد با همراه لباسهای کردی در آن مشاهده می شود که بلا فاصله پس از مطلع شدن نیروهای دولت این اجساد به مکانی نامشخص انتقال داد شدند. گفتنی است این منبع به شمار و تعداد اجساد این گور دسته جمعی اشاره نکرد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;باوجود اینکه سالها از فاجعه کشتار زندانیان سیاسی و دفن غیرعلنی شمار بسیاری از آنان در سرتاسر ایران و در گورهای دسته جمعی می گذرد اما کشف این گورستان جدید، بیانگر عمق فاجعه و جنایات بی شرمانه و غیرعلنی رژیم پلید جمهوری اسلامی است. باشد تا روزی کمیته های حقیقت یاب ملی با پیگیری دقیق، ابعاد فاجعه را فارغ از شعارهای سیاسی مشخص سازند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;چندی پیش نیز حکومت ننگین جمهوری اسلامی با قتل شوانه قادری، جوان فعال سیاسی کرد، موجبات اعتراض مردم در این منطقه را به وجود آورده بود که به قیام گستره مردم کردستان منجر گردید. &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;گورهای دسته جمعی زندانیان سیاسی در ایران بسیارند که معروف ترین و شناخته شده ترین آن ها گورستان خاوران در تهران است که بیش از چهار هزار نفر از قربانیان قتل عام سال 67 در اوین و گوهر دشت را در خود جای داده است. در هر شهری و در کنج دنج هر گورستانی در ایران هزاران تن از پاک ترین و زیباترین فرزندان خلق خفته اند. به امید روزی که با افشای این جنایات، آلام خانواده ها و بستگان قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در ایران، کمی آرام گیرد.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#c0c0c0;"&gt;ش.پیچا/سوئد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112960082529392709?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112960082529392709'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112960082529392709'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_10_01_archive.html#112960082529392709' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112664032645553610</id><published>2005-09-13T12:31:00.000-07:00</published><updated>2005-09-13T12:38:46.466-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مجموعه مطالب اخیر از سایت های مختلف در هفدهمین سالگرد کشتار زندانیان سیاسی در ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Khavaranweb.wmv"&gt;فيلم مراسم بزرگداشت امسال جانفشانان در گلزار خاوران &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.sedaye-ma.org/web/show_article.php?file=src/digaran/1367_2004/golzar_farsi/golzar_flash_video.html"&gt;گلزار خاوران &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فيلمي از مراسم خاوران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/naam.html"&gt;مردنش آسان کجاست&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/naam.html"&gt;نام چوجاويد شد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;گيسو شاکري&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/etelaiieh_khanevadeha_khavaran.htm"&gt;اطلاعيه خانواده هاي اعدام شدگان گلزار خاوران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.sedaye-ma.org/web/show_article.php?file=src/digaran/1367_2004/67_10202004.htm"&gt;گزارشاتي مربوط به برگزاري مراسم ويژه قتل عام زندانيان سياسي درايران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پيوند به سايت صداي ما&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://bidaran.com/breve.php3?id_breve=11"&gt;مريم، مادر بهکيش، دنيا و ما، خاطره ها &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پيوند به سايت بيداران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.sedaye-ma.org/web/show_article.php?file=src/digaran/1367_2004/golzar_farsi/golzar_flash_video.html"&gt;فيلم برگزاري مراسم سالگرد اعدام ها در گلزار خاوران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اطلاعيه هاي مراسم بزرگداشت&lt;br /&gt;انگستان - لندن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/17salgard.pdf"&gt;دعوت به تظاهرات- در اعتراض به امپرياليست هاي اشغالگر و افشاء قتل عام زندانيان سياسي در سال 67 توسط جمهوري اسلامي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آلمان - فرانکفورت&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/poster_salgard-sep7.pdf"&gt;مقاومت در زندانهاي جمهوري اسلامي - يادبود جانباختگان کشتار زندانيان سياسي - شنبه 10 سپتامبر 2005&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آلمان - هايدلبرگ&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/heidelberg.htm"&gt;(يادمان هفدهمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسي ايران (در تابستان 67&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;کانادا - ونکوور&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/ZendanyanSyas....pdf"&gt;...در گراميداشت به خون تپيدگان دهه شصت و &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آلمان- آخن&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Salgardaachen.jpg"&gt;ما فراموش نخواهيم کرد- مراسم يادمان &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/kanoune_nevisandegan.htm"&gt;پيام کانون نويسندگان ايران (در تبعيد)به مناسبت کشتار زندان سياسي&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آلمان-فرانکفورت-3 سپتامبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/SalgardFrankfurt.jpg"&gt;بزگداشت خاطره و ياد جان باختگان کشتار 67&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شنبه 10 سپتامبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Poster67.pdf"&gt;PDF&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/khvaran.htm"&gt;در هفدهمين سالگرد قتل عام 67، کانون خاوران برگزار مي کند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شنبه 24 سپتامبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/bremen.htm"&gt;برگزاري مراسم سالگرد...توسط گروه زنان ايراني - شهر برمن-آلمان&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شنبه 3 سپتامبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Afish-e%202005.pdf"&gt;ياد زندانيان سياسي، عزيزان قتل عام شده ي سال 1367 را گرامي بداريم - آمستردام&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;شنبه 17 سپتامبر&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Salgardaachen.jpg"&gt;برگزاري مراسم سالگرد توسط کانون حمايت از زندانيان سياسي ايران - آخن&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/raji.pdf"&gt;مقالات &lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اتحاد انقلابي نيروهاي کمونيست و چپ ايران&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/Gramidasht%20yadman%20Janbakhtegan%20-%201367.pdf"&gt;گراميداشت يادمان جانباختگان کشتار فاجعه تاريخي !شهريور 1367&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;محمود خليلي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/Etelaiiehha/67/khavaran_khalili.htm"&gt;گل فروش خاوران&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;سازمان زنان هشت مارس(ايراني (افغانستاني&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/67_8mars.htm"&gt;گلزار خاوران چون سند چون سند جنايت جمهوري در تاريخ باقي خواهد ماند&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فرزانه راجي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/raji.pdf"&gt;!نام عزيزان ما را از صفحه تاريخ حذف نکنيد&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;مهدي اصلاني&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/aslani.htm"&gt;عشق کشي&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;امیر جواهری لنگرودی&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/raji.pdf"&gt;...تابستان 1384، تابستاني ديگر&lt;/a&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/bazr84.htm"&gt;فراخوان به بزرگداشت خاطره جانباختگان تابستان 1367 - نشريه دانشجويي بذر&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;همنشين بهار&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/salgard2005/poshte_fatva.pdf"&gt;پشت فتواي خميني و قتل عام 67&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;احمد زاهدي لنگرودي&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mani-poesie.de/util/print_friendly.jsp?articleId=2611"&gt;پيرامون مسئله گورستان خاوران و وظايف ما &lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112664032645553610?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112664032645553610'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112664032645553610'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112664032645553610' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112588398032629780</id><published>2005-09-04T18:31:00.000-07:00</published><updated>2005-09-04T19:26:42.933-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;دستگیرشدگان خاوران را آزاد کنید!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#330000;"&gt;روز جمعه ۱۱ شهریور، در هفدهمین سال‌گرد قتل‌عام زندانیان سیاسی، خانواده‌ها مراسم باشکوهی در گلزار خاوران در جنوب تهران برگزار کردند. مراسم امسال از دوجنبه از برجستگی بیشتری نسبت به سال‌های پیشین برخوردار بود. جمعیت بیشتری که اغلب جوان بودند در آن شرکت کردند و نظم و روحیه همبستگی بیشتری در آن به چشم می خورد. موضوع قتل‌عام زندانیان سیاسی و کشتار زندانیان سیاسی در اوایل دهه ۶۰‌ به تدریج از حیطه خانواده‌ها بیرون آمده و در حال تبدیل شدن به یک مساله اجتماعی است. نسل‌ جوان که به اشکال گوناگون از فجایعی که برای نسل پیشین خود در زندان‌های رژیم اتفاق افتاد آگاهی می یابد، نسبت به این موضوع حساسیت نشان داده و از این رو با حضور در مراسم‌ها و تجمعات خانواده‌ها با آن‌ها اظهار همدردی و همبستگی می‌کنند. رژیم با آگاهی به این موضوع، امسال با اعزام نیروهای امنیتی بیشتری در پوشش جمعیت به خاوران، فضا را به شدت در این گلزار ناامن کرده و به شناسائی کسانی پرداخت که به تازگی پا به عرصه مراسم‌های سال‌گرد در خاوران گذاشته‌اند. این شناسائی بیش از همه پیرامون دختران جوانی بود که به گرفتن عکس و فیلم برداری پرداخته بودند. ماموران امنیتی بعد از پایان مراسم در بیرون گلزار خاوران و در مکان‌های مختلف به شکار طعمه‌های خود پرداختند و با ضبط فیلم‌ها و دوربین‌ها، بنا به گزارش خانواده‌ها و شاهدان عینی، پانزده دختر جوان را از ماشین‌ها با ضرب و شتم پیاده کرده و با خود بردند. در یکی از موارد که گویا اولین طعمه بوده، خانواده‌هائی که شاهد دستگیری دختر جوانی بنام آرزو سیابی شهریور بودند، به ماموران نسبت به دستگیری و ضرب و شتم وی اعتراض می‌کنند، اما اعتراض آن‌ها برای رهائی این دختر جوان از دست عوامل اطلاعاتی رژیم به جائی نمی رسد و تنها در پاسخ می‌شنوند "که این دختر با سایت‌های خارج همکاری می‌کند و عکس و فیلم برای آن‌ها می‌فرستد، از او چند سئوال می کنیم و دو ساعت دیگر آزادش می‌کنیم." بعد از این حادثه، چند ماشین دیگر را متوقف و چندین دختر جوان دیگر را به همان شیوه دستگیر می‌کنند و اعتراض خانواده‌ها برای رهائی آن‌ها به جائی نمی رسد. ظهر دیروز شنبه ۱۲‌شهریور از تهران خبر رسید که رژیم اولین طعمه خود را آزاد کرده است. ساعاتی بعد خبر رسید که جوان "آزاد شده" با یکی از بستگان خود در خارج تماس گرفته و گفته که از دست ماموران فرار کرده است. بعد از دستگیری این دختران جوان، ماموران به فاصله بیست و چهار ساعت چندین بار به خانه‌های آن‌ها می ریزند و هاردیسکهای کامپیوتر، فیلم‌های خانوادگی و یادداشت‌ها و دست نوشته‌های متعلق به دستگیرشدگان را با خود می برند. روز شنبه یک بعداز ظهر عوامل اطلاعاتی مجددا به منزل آرزو می ریزند و این بار نیز او را همراه خود به منزل می‌برند که اسناد ارتبا‌طش با خارج را در اختیار آن‌ها قرار دهد. آرزو را به شدت زده بودند و او را مجبور می‌کنند به یک سری فعالیت‌های انجام نداده اعتراف کند. آرزو بعد از رسیدن به منزل از ماموران می‌خواهد که به دستشوئی برود. او با توجه به اینکه به شدت ترسیده بود و به دنبال فشارهای دوران بازداشت وضعیت جسمانی و روانی خوبی نداشت، از طریق دسئشوئی به حمام و سپس از پنچره حمام به بیرون پریده و از طریق پشت بام همسایه‌های فرار می‌کند. از سرنوشت دیگر دستگیرشدگان تا زمان انتشار این اطلاعیه خبری در دست نیست و خانواده ها در به در به دنبال آن‌ها می گردند.&lt;br /&gt;کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید) دستگیری این دختران جوان را قویا محکوم می‌کند و خواستار آزادی فوری و بدون قید و شرط آن‌ها است. کانون بعد از دریافت گزارشاتی از ایران که از این دستگیری‌ها خبر می داد، به اقدامات وسیع بین‌الملل برای آزادی آن‌ها دست زد و طی ارسال نامه به نهادهای بین‌المللی و محلی حقوق بشر، از آن‌ها خواست که دستگیری‌های اخیر را پی‌گیری و رژیم را برای آزادی این دختران جوان تحت فشار قرار دهند. کانون زندانیان سیاسی در صورتی که دستگیرشدکان خاوران به زودی آزاد نشوند، به اقدامات اعتراضی سراسری دست خواهد زد و از همه فعالین و سازمان‌ها سیاسی چپ و مترقی در خارج می‌خواهد، ضمن مشارکت در این اقدام اعتراضی با ارسال نامه به نهادهای بین المللی خواهان دخالت فوری آن‌ها برای آزادی دستگیرشگان خاوران شوند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;کانون زندانیان سیاسی ایران(در تبعید)&lt;br /&gt;۱۳ شهریور ۱۳۸٤ برابر با ٤ سپتامبر ۲۰۰۵&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;‌&lt;/div&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 283px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="426" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/yadman.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112588398032629780?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112588398032629780'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112588398032629780'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112588398032629780' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112579937282103089</id><published>2005-09-03T18:25:00.000-07:00</published><updated>2005-09-03T19:03:51.963-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;گزارش تصویری از مراسم بزرگ داشت قربانیان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان سال 67، جمعه 11 شهریور در گورستان دسته جمعی خاوران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_2.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_4.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_5.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_6.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_7.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_8.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_9.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_10.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 320px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/image/khavaran_2_9_11.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112579937282103089?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112579937282103089'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112579937282103089'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112579937282103089' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112569288135625194</id><published>2005-09-02T13:06:00.001-07:00</published><updated>2005-09-02T14:24:37.803-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;جمعه 11 شهریور 1384 &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ff0000;"&gt;حضور بي سابقه مردم در گلزار خاوران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;color:#ff0000;"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 244px; CURSOR: hand; HEIGHT: 194px" height="170" alt="شهریور 1384 گورستان خاوران" src="http://www.pichay.persiangig.com/Khavaran84.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;• از همان ساعت اوليه صبح، دسته دسته مردم از پير و جوان با بغل هاي پر گل و بوسه اي بر اين خاک مقدس وارد خاوران مي شدند. تعداد شرکت کنندگان در اين مراسم تا سه هزار نفر تخمين زده مي شود&lt;br /&gt;• مراسم با يک دقيقه سکوت به پاس احترام به جانباختگان و يک دقيقه سکوت براي گراميداشت ياد مادر رضايي (مادر چهار جانباخته) که نبودش در اين مراسم کاملا احساس مي شد،آغاز گرديد&lt;br /&gt;• آقايان رئيس دانا و علي اشرف درويشيان هر کدام بطور جداگانه در مورد مسائل جديد در خاوران و آنکه چگونه مي توان اين گلزار را حفظ کرد، صحبت کردند.&lt;br /&gt;امروز مصادف با ١١ شهريور تعداد کثيري از مردم ميهن مان با حضور گسترده و بي نظير در گلزار خاوران ياد جانباختگان کشتار ۶۷ را گرامي داشتند.&lt;br /&gt;از همان ساعت اوليه صبح، دسته دسته مردم از پير و جوان با بغل هاي پر گل و بوسه اي بر اين خاک مقدس وارد خاوران مي شدند. تعداد شرکت کنندگان در اين مراسم تا سه هزار نفر تخمين زده مي شود، که اين حضوري چشمگير و بي سابقه است. تمام گلزار خاوران غرق در گل بود و خانواده هاي اين جانباختگان از همه با شيريني پذيرايي مي کردند .&lt;br /&gt;در مرکز محوطه گلزار خاوران عکسهاي اين جانباختگان قرار گرفت و اطراف آن با گل تزئين شدو به رسم هر ساله همه در اين محل گرد هم آمدند.&lt;br /&gt;مراسم با يک دقيقه سکوت به پاس احترام به جانباختگان و يک دقيقه سکوت براي گراميداشت ياد مادر رضايي (مادر چهار جانباخته) که نبودش در اين مراسم کاملا احساس مي شد،آغاز گرديد و سپس آقايان رئيس دانا و علي اشرف درويشيان هر کدام بطور جداگانه در مورد مسائل جديد در خاوران و آنکه چگونه مي توان اين گلزار را حفظ کرد، صحبت کردند. بعد از آن تعدادي به نمايندگي از طرف خانواده ها در مورد عملکرد هاي تا کنون و بعد، اين خانواده ها در را بطه با طرح جديد شهرداري براي ساماندهي صحبت کردند و قرار شد بعد از اتمام اين عملکردها گزارشي کامل به خانواده ها داده شود.&lt;br /&gt;تعداد زيادي خبرنگار و فيلمبردار از مراسم گزارش تهيه مي کردند. حضور بي سابقه دانشجويان بسيار محسوس بود .&lt;br /&gt;در طي مراسم مادران با خواندن مرثيه هاي محلي و جوانترها با خواندن سرود و آوازهاي حماسي ، ياد اين عزيزان را گرامي داشتند ، مراسم تا ساعت ١٢ ظهر امروز ادامه داشت .&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112569288135625194?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112569288135625194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112569288135625194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112569288135625194' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112564953607633786</id><published>2005-09-02T01:23:00.000-07:00</published><updated>2005-09-02T01:25:36.083-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;پیچای می گرید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;پیچای غمی سترگ دارد. بچه های خوب و پاک و ساده ای افتاده اند در دام هیولایی هزار سر، سیاه پوش، انگل صفت و پست فطرت؛ دل دوست نازنین پیچای را در خاوران شکستید. میان آن همه غم، مغموم ترش کردید. دست بردارید دیگر…&lt;br /&gt;پیچای، شأن این صفحه را بالا تر از آن می بیند که با پرداختن به اراذلی از آن دست که گفته آمد، تباهش کند.  اشتراکتان نا همگون و نافرخنده است. لعین است. آن بچه های خوب را با ادراک مغلوط و رذیلانه از کمونیسمی تاریخ مصرف گذشته گمراه نکن سیاه پوش، سد مهربانی و عشق شدی بس نبود. سد رفاقت ها مشو… برو به کار کثیف خودت برس گم شو. پیچای تهدید رفیقانش در گورستان خاوران، توسط وابستگان شناخته شدۀ یک جریان انحرافی ظاهراً کمونیست را فعلاً مسکوت می گذارد. احترام به خانواده ها و بازماندگان و حفظ حرمت خاک خاوران، را اصل قرار می دهم و می گذرم. باشد تا تاریخ دربارۀ این منحطان روزی به قضاوت بنشیند که کم از ماموران امنیتی - نظامی رژیم ندارند و با تهدید و ارعاب عرصۀ زندگی را بر همۀ ما تنگ می کنند.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112564953607633786?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112564953607633786'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112564953607633786'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112564953607633786' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112560249932636488</id><published>2005-09-01T12:14:00.000-07:00</published><updated>2005-09-01T12:21:39.333-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;هفدمين سالگرد قتل عام زندانيان سياسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;واپسين نامه های قربانيان حکومت اسلامی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;از برخی از قربانيان کشتارها، نامه، وصيت نامه و اَثاری به جا مانده است، نامه ها و وصيت نامه هائی که از سوئی بخشی از اسناد جنايات جمهوری اسلامی اند، و از سوئی ديگر اسناد خونين روح مقاومت مردم ستم کشيده، و اَزادانديشان و اَزاديخواهان ميهنمان هستند، اسنادی که با عشق به شادي، زندگی، اَزادی و عدالت معطر و متبرک شده اند. گلواژه هائی که در دل حصار ننگين جهل و خرافه و رذالت شکفته، و رو به خورشيد قد کشيده اند. در هفدهمين سالگرد قتل عام دگرانديشان در ايران برخی از وصيت نامه های قربانيان جمهوری اسلامی رابا ياد اَن عزيزان بخوانيم، چکامه های ماندگار و زيبای عشق و زندگی که در تفاهم واژه ها به گل نشسته اند، گلخانه ای که حتی يک گلواژه اش نبايد فراموش شود&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112560249932636488?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112560249932636488'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112560249932636488'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_09_01_archive.html#112560249932636488' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112540408658389504</id><published>2005-08-30T05:12:00.000-07:00</published><updated>2005-08-30T05:14:46.590-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نشانى گور فرزندانمان را بدهيد!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;شهردارى تهران اخيرا تصميم به اجراى طرح ساماندهى گورستان خاوران نموده است. گورستانى كه در جريان كشتار زندانيان سياسى در سال ۶۷ هزاران نفر را در گورهاى دسته جمعى در آن دفن كردند. در رابطه با اين موضوع گفتگوئى داشتيم با مهدى اصلانى از زندانيان سياسى سابق، فعال حقوق بشرو مولف و گرد آورنده وصيت نامه هاى اعدام شدگان.(&lt;a href="http://www2.dw-world.de/persian/iran/print/custom.printframe/1.152440.1.html"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;متن گفتگو&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112540408658389504?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112540408658389504'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112540408658389504'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112540408658389504' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112531459794689719</id><published>2005-08-29T04:09:00.000-07:00</published><updated>2005-08-29T04:23:58.603-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 80px; CURSOR: hand; HEIGHT: 62px" height="94" alt="خاوران" src="http://www.pichay.persiangig.com/khavaran.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مقاله ای از همنشین بهار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;PDF&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www.booltan.com/files/August2005/2108/bahar.pdf"&gt;پشت پرده فتوای خمینی در تابستان 1367&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112531459794689719?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112531459794689719'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112531459794689719'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112531459794689719' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112516738943679619</id><published>2005-08-27T11:26:00.000-07:00</published><updated>2005-08-27T12:11:03.366-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;اطلاعيه خانوادههای قربانيان اعدام‌های سال ٦٧ &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;در مورد "ساماندهی و بازسازی خاوران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;"&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;&lt;strong&gt;دوستان، همراهان &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;&lt;strong&gt;از چند هفته پیش افرادی از طرف بهشت زهرا، شهرداری و دادستانی به گلزار خاوران مراجعه کرده و نظر خانوادههای اعدام شدگان را در مورد ساماندهی و بازسازی خاوران جویا می شدند. آنان به عنوان ساماندهی و بازسازی، قصد آن دارند که گلزار خاوران را از شکل کنونی اش خارج کرده و به یک گورستان عادی تبدیل کنند. در حالیکه عزیزان ما پس از اعدام، با لباس های تنشان، در گودال هایی که در این گورستان ایجاد شده بود، به صورت دسته جمعی دفن شده اند. ما خانواده های اعدام شدگان گلزار خاوران اعلام می داریم که عزیزان ما در گورهای عادی و به روش معمول فوت و دفن نشده اند که بتوان محل دفن آنان را به شکل عادی قطعه بندی کرد، بلکه بسیاری از این عزیزان در گورهای دسته جمعی مدفون شده اند. همچنین اعلام می داریم، در صورت نیاز ساماندهی گلزار خاوران، ابتدا لازم است نام و نشان، چگونگی و زمان اعدام، چگونگی و محل دفن تک تک این عزیزان مشخص گردد، پس از آن خود خانواده های قربانیان، در مورد بازسازی گورستان اقدام خواهند کرد. امروز ( 04/06/1384 ) که به گلزار خاوران مراجعه کردیم، با اعلامیه هایی بدون نام بر روی گورها مواجه شدیم. متن کامل آن در زیر خط تایپ شده است. ما خانواده های قربانیان گلزار خاوران قویاً اعلام می داریم که اعلامیه زیر توسط خانواده ها تهیه نشده است. البته نوع نوشتار خود گویای این ادعاست. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#cc0000;"&gt;توجه توجه&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;&lt;strong&gt;ما خانواده های قبرستان خاوران به همه هشدار می دهیم که تعدادی آدم های معاند و مخرب قصد دارند جلوی ساماندهی قبرستان را گرفته و نگذارند شهرداری و بهشت زهرا اقدام نماید.ما همگی قبلاً موافقت خود را کتباً اعلام نموده ایم که حاضریم همه گونه همکاری نماییم تا قبور عزیزانمان مشخص و در خصوص ساماندهی و بازسازی اقدام گردد.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ff0000;"&gt;با کلیک روی آفیش کوچک پوستر بزرگ مراسم را برای چاپ ببینید &lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 296px; CURSOR: hand; HEIGHT: 300px; TEXT-ALIGN: center" height="300" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/Afish%20Salgard.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112516738943679619?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112516738943679619'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112516738943679619'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112516738943679619' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112509222377455624</id><published>2005-08-26T14:32:00.000-07:00</published><updated>2005-08-26T14:41:34.450-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;اعلامیه کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر ) &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;بمناسبت یادمان جانباختگان&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نه تنها مرده گان آنسال&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بلکه مرده گان یک قرن جانفشانی برای آزادی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:85%;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;عاشق ترین زندگان بودند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:100%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;در طول تاریخ، هیچ مستبدی ، نتوانسته بدون قهر عریان، استبداد و بی حقی عمومی را تداوم بخشد و بدون مبارزه توده های لگد مال شده، و در غالب موارد ، بدون زور و قهر جنبش مردمی، حاضر به ترک عرشه قدرت نبوده است. از اینرو اگر مردم در برابر قدر قدرتی شاهان و شیوخ و روسا، سر تعظیم فرود نیاورند و یا مهر سکوت بر لب نزنند و فراتر از آن خفقان و حقارت را به چالش گیرند، لاجرم تازیانه ، سر نیزه ، حلقه دار و سرب داغ در انتظارشان خواهد بود.&lt;br /&gt;در ایران این واقعیت تلخ، همواره خود را نشان داده است، بویژه در یک سده اخیر که شاهد تلاشهای پی در پی مردم جویای رهائی و حقوق شهروندی برای لگام زدن بر شاهان و شیوخ بوده ایم .&lt;br /&gt;از انقلاب مشروطه تا نهصت جنگل، از جنبش های ملی- دمکراتیک آذربایجان و کردستان تا نهصت ملی شدن صنعت نفت و قیام سی تیر، از جنبش 16 آذر تا جنبش سیاهکل ، از انقلاب بهمن تا جنبش سی خرداد ، از خیزش هیجده تیر تا قیام ققنوس وار مردم کردستان در هفته های اخیر ، همه و همه نشان میدهند که دو اردوی متخاصم استبداد و آزادی، چگونه در برابر یکدیگر صف آرایی کرده و از منافع خود دفاع نموده اند . در این مصاف نابرابر حداقل بیش از صد هزار نفر از شریف ترین انسانهای این مرز و بوم در صد ساله اخیر بخاک افتادند تا با " نه خونین" خویش، نهال مقاومت را آبیاری کنند و به حاکمان بفهمانند که : " مشتاق گل از سرزنش خار نترسد- جویای رخ یار زاغیار نترسد – عیار دلاور که کند ترک سر خویش- از خنجر خونین و سر دار نترسد".&lt;br /&gt;اما در میان همه این جنایات هولناک، بی تردید فاجعه تابستان 67 دهشتناک ترین آنها بوده است . حکام اسلامی که از ادامه مقاومت زندانیان سیاسی، خشمگین بودند، بفرمان خمینی جنایتکار ، تصمیم گرفتند بعد از سلاخی های هولناک نیمه اول دهه 60 و نیز به تبعید فرستادن دهها هزار مبارز و مخالف سیاسی، با قتل عام " آخرین شعله های امید" در زندانها، مردم ایران را از هزاران کادر با تجربه و آرمانخواه خود محروم کنند، تا به خیال خام خود، پیکر استبداد را برای همیشه واکسینه نموده و آنرا از خطر خیزشها و مبارزات آزادیخواهانه و برابری طلبانه مصون نگه دارند. اما 17 سال پس از پرپر کردن چند هزار پرنده مشتاق پرواز در قفس های خود، شاهد آن است که در ازای هر مبارزی که در تابستان 67 بخاک افتاده ، چندین آزادیخواه جدید برخاسته اند تا ضمن خونخواهی آن عزیزان و پیگیری مطالبه بر حق محاکمه عامیل آن جنایات هولناک، با شعار آزادی کلیه زندانیان سیاسی و عقیده تی، بساط دیکتاتوری و فاشیسم را به لرزه در آورند .&lt;br /&gt;پاسخ ارتجاع اما همچون همه مستبدین ایستاده بر لبه پرتگاه، همچنان تهدید و سرکوب و کشتار است . به روی کار آوردن احمدی نژاد جنایتکار و تروریست و معرفی یک کابینه تماماً " نظامی_ امنیتی" که جنایتکاران باسابقه ای چون اژه ای و نور محمدی در آن عضویت دارند و نیز کشتار دهها تن از مردم حق طلب کردستان در هفته های اخیر، و خیز مجدد برای دستیابی به سلاح اتمی برای واکسینه کردن حیات منحوس خود در برابر تهدیدات خارجی، همه و همه عزم حکام را برای تکیه بیشتر بر ابزارهای قهر نشان میدهد مردم اما فارغ از افت و خیزهای موقت در مبارزات و جنبشهایشان، با علم بر نقطه ضعف های اساسی نظام و انزوای بیسابقه داخلی و بین الملی آن، دیگر نمی توانند و نمی خواهند در قرن 21 ننگ تداوم استبداد دینی را تحمل کنند، از اینرو بعید است که سرنیزه های خون جکان رژیم، خیمه های نظام را استوار نگه دارد. قلّت و ذلّت رژیم، گسترده تر از آن است که در برابر کثرت و همت مردم جویای آزادی و برابری، توانایی برخورداری از یک " طول عمر تضمین شده" را داشته باشند.&lt;br /&gt;مردم کشورمان ، عزیزان بیشماری را از دست داده اند، اما برای اینکه عزیزان بیشتری را از دست ندهند، راهی جز کوبیدن شیشه عمر رژیم بر زمین ندارند. با امید به چنین روزی ، یاد همه جانباختگان راه آزادی را گرامی میداریم و دگر بار اعلام میکنیم که نخواهیم گذاشت شعله ای را که آنها برافروخته بودند تا ایران را از برهوت تاریکی بسوی جامعه ای آزاد و شاداب رهنمون گرداند ، خاموش شود !&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:+0;"&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر )&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;22 آگوست 2005 – 1 شهریور 1384&lt;/span&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112509222377455624?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112509222377455624'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112509222377455624'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112509222377455624' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112505748827457193</id><published>2005-08-26T04:58:00.000-07:00</published><updated>2005-08-26T13:52:20.426-07:00</updated><title type='text'>01</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;نامه ی همسر يِکی از قربانيان کشتار شهريور شصت و هفت&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;وجدان های بيدار را به ياری می گيرم تا مهر سکوت عليه اين کشتار ضدبشری گشوده شود&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;اکنون با شنيدن خبر تخريب خاوران من نيز چون شما نگرانم و همراه با شما تمامی جانهای بيدار و وجدانهای بشری را به ياری می طلبم تا انطور که شايسته و در خور اين عزيزان است و خواست همه خانواده ها مهر سکوت عليه اين کشتار ضد بشری گشوده شود و بعد از ساليان طولانی صدای حق طلبانه خانواده ها پرده از راز اين جنايت بردارد و زوايای تاريک و سياه اين جنايت آشکار شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;جمعه ۴ شهريور ١٣٨۴ – ٢۶ اوت ٢٠٠۵&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;ای آوازخوان می خواهم همچمن موجهای صدايت در فضا پراکنده شوم آشفته ام آشفته ترم کن.آتشگردان دلم را به نهيب تند بادها مسپارمن خود آتشم شعله ورم مکن ای آوازه خوان تارهای گسسته ارزوهايم را به لرزه مياربگذارپرده خاکستری فراموشی و وخاکستر خاموشی غوغای درونم را بپوشاند....هيچ چيز بيشتر از درد مشترک انسانها را به هم نزديک نمی کند. من در اين پرده گيتی تنها نشسته ام اما تنها نيستم. در خيال پرواز می کنم به گوشه ای آشنا از سرزمينم. من به چهار راه سئول می روم آنجا در کنار شهربازی درون محوطه ای که محصور شده با تورهای فلزی (جاليهای فلزی) آنجايی که مادران, خواهران, همسران هستند. همسران به ندرت بدون بچه ها هستند, همه با يک، دو يا سه و چهار بچه آنجايند. چه شور و شوقی حکمفرماست که حتی قيافه عبوس پاسدارن و زنانی که چادر سياه به سر کرده اند و کارشان بازرسی بدنی است نيز نمی تواند اين نشاط را کمرنگ کند. آنها کارشان را انجام ميدهند و ما پس از گرفتن کارتهايی که به سينه سنجاق می کنيم بايد از آنها عبور کنيم. آنها کيف و حتی درون کفشها را می گردند و مجبورمان می کنند که آرايشمان را پاک کنيم ولی به هر حال از هفت خوان آنان می گذريم و سوار مينی بوس ها می شويم و به اوين می رويم. آنجا در سالن انتظار ملاقات هياهويی بر پاست, در هر صورت کسی توانسته يک ماتيک از صف بازرسی عبور دهد. درون دستشويی اين روژ دست به دست می گردد و به لبها و گونه های ما رنگ می بخشد. می خواهيم وقتی به ملاقات می رويم همسرانمان ما را به بهترين نحو ببينند. پاسداران می گويند آرايش شما به شوهرانتان آزار می رساند و آنها دلشان می خواهد که پيش شما باشند ولی همه می دانيم که بدون آرايش هم دل آنها به سوی ما پر می کشد همانطور که دل ما و بچه هايشان.ملاقات ها از حروف الفبا شروع می شود و و علی رغم اينکه ما از 7 صبح آنجاييم ولی بخصوص من که فاميل شوهرم با "م" سروع می شود تا 3 يا 4 بعد از ظهر آنجا هستيم.من همه چيز را می بينم دخترک زيبايی که حالا خانمی شده و مثل اسمش شراره, شرر به هر طرف می پراکند نارنگی را پوست می کند و آن را قاچ قاچ به بقيهء بچه ها می بخشد, او هرگز چيزی را تنها نمی خورد, و چشمان زيبای مادرش که من هرگز رنگ انها را تشخيص نداده ام زيرا هر لحظه به رنگی است و پر از شوق حتی بعضی مواقع در اوج خوشحالی اين چشمها رنگ آبی تيره می گيرد که چه گيرايی دارد. البته بعد از تابستان 67 اين چشمها رنگ روشن و براق خود را از دست داد و من ديگر هرگز برق شادی هميشگی را در آنها نديدم.هر کس سعی کرده بهترين مانتويش را بپوشد و مثل آذرخش بدرخشد. من پشت در سالن ملاقات می نشينم و با اينکه می دانم در سری های آخر هستم با هر بار باز و بسته شدن در از جا می پرم و انتظار دارم اسم زندانيم را بشنوم. بچه ها بعد از ملاقات 10 دقيقه ای مادران و همسران می توانند 5 دقيقه بروند پيش پدرانشان اگر که پاسداری بنا به دليلی اين ملاقات را لغو نکند. بچه ها چند دانه بادام يا گردو يا هر چيزی که بتوانند در دستان کوچک و نازنينشان جای بدهند و به پدرانشان بدهند با خود می برند بعضی وقتها همين بهانه می دهد بدست پاسداران که ملاقات را لغو کنند.هيچ چيز عظمت اين لحظه ها را کم نمی کند و پاسداران از همين هم بيزارند و سعی می کنند به دهان ما زهر کنند ولی در اين لحظات جام شوکران هم شوکران نيست.و به اين ترتيب ما بيشتر به هم نزديک می شويم و شادی هر نفر شادی ما و غم هر يک غم ما می شود. در عرض 2 سال يعنی از تابستان 65 تا تابستان 67 دو تا سه ماهه 2 بار ملاقات بعضی ها قطع می شود و بعد هم از 26 تيرماه ملاقاتهای 2 هفته بعد را به بهانه عيد قربان تعطيل می کنند و سپس به سلسله های هميشه استوار ميهنم هر دفعه بهانه ای ارائه می دهند که جابجايی در بند است يا مسائل ديگر و در ضمن خودشان شايعاتی را مبنی بر درگيری پاسداران و زندانيان و شهادت چند تن زندانی پخش می کنند, ولی ما روال عادی را از دست نمی دهيم و هر 2 هفته يک بار برای ملاقات به همان مکان می رويم. طومار می نويسيم, امضاء جمع می کنيم و به بازرسی کل کشور می رويم و به ممنوعيت ملاقاتها اعتراض می کنيم تا بالاخره فاجعه آشکار می شود. من 28 ابان ماه 67 دو تا ساک از وسائل شخصی شوهرم توسط پدر شوهرم بدستم می رسد.بقيه به نوبت می روند به کميته های مختلفی که با تلفن به آنها اطلاع داده شده و هر کس با يک يا دو ساک از درون کميته بر می گردد من شکستن پشت پدران و مادران را به چشم ميبينم. من بوی مرگ, عمق فاجعه, زمهرير برودت را در هوا حس می کنم. من شکستن دلها را می شنوم. آخر کسی می گفت شکستن دلها بی صداست ولی چرا صدايش در گوش من می پيچد و من باز صدای تکرارش را می شنوم.مراسم های يادبود علی رغم هشدار پاسداران بر پا می شود و همه شرکت می کنند. سکوت است ولی همه با اين سکوت با هم حرف می زنند. اين درد مشترک است مرا فرياد کن و اين درد مشترک بعدها در گلستان هميشه جاويد خاوران ما را گرد هم می آورد. آنجا مادر آواز می خواند, خواهری سرود کوهستان می خواند و همه با هم سرود خاوران می خوانيم.ای خاوران ای خاورانای سرزمين عاشقان...زمين سفت است و سخت کنده می شود. شيشه ها در گودال ها می نشينند و درون شيشه ها آب ريخته می شود و دستهايی فراوان گل در آنها می نشاند.خاوران, خارزار غرق گل است. قبل از عيد که باران می آيد گندم و عدس می پاشيم تا با باران سبز شوند و در خاوران اولين سال تحويل را برگذار می کنيم. بر سر سفره هفت سين علاوه بر هفت سين سنتی, هفت سين ديگری می نشيند, سرسختی, سربلندی, سر فرازی, سروری و سرحدی.من سر سختی را در خاک هميشه عزيز خاوران می بينم, سر افرازی و سروری را در نگاه مادران, و سربلندی را در همسران.ای مادری که هر جمعه با چهارپايه انجا می نشينی من چشمان درشت تو را با قطره های اشکی که هرگز نديدم فرو يريزد می پرستم. ای مادر مادران ای فروغ نازنين که فروغ تابناک صدايت در گوش جان شناور است من هميشه از تو نيرو می گرفتم نيروی حيات و نشاط و زندگی. هميشه زنده باشی فروغ سازمان نام انوش نازنينت در خاطره ها باقيست در يادها جاريست.ای مادری که با شنيدن خبر ترور لاجوردی روسری قرمز پوشيدی و جلوی صف در خاوران لبخندی به لب داشتي, آن لبخندت آتشی به جان من ريخت که هنوز شعله می کشد. چه چيز می تواند آتش درون ما را خاموش کند؟ ای نازنين دوستی که می گفتی دستهای بچه ها را به ترتيب می شستم وقتی دست بيژن را شستم سفت و تپل بود و تا آمدن شب بيش از 10 بار به بهانه های مختلف دستش را شستم, صبوری و بردباری و آرامشی که در وجود تو بود هنوز به من دلگرمی می دهد. تو ای همسری که با سه دخترت هميشه در خاک خاوران حاضر بودی و من هميشه فکر می کردم چند سال ديگر شما 4 نفر را مثل خواهر می دانند با جوانيت چه کرده اند؟ با گلی که 8 ماه بعد از دستگيری پدر بدنيا آمد چه می کنی؟ و تو ای بهاران يگانه با مادرت هميشه يگانه ايد.ای حاضران هميشگی خاوران در جمعه اول هر ماه و اولين و اخرين جمعه سال و نزديکترين جمعه به 10 شهريور من هميشه با شما و در آنجا هستم. کوچولوهای ما هر کدام قد کشيده اند و با عطر دل انگيز آنها خفته خود در خاوران را هر لحظه بو می کشيم. و اکنون با شنيدن خبر تخريب خاوران من نيز چون شما نگرانم و همراه با شما تمامی جانهای بيدار و وجدانهای بشری را به ياری می طلبم تا انطور که شايسته و در خور اين عزيزان است و خواست همه خانواده ها مهر سکوت عليه اين کشتار ضد بشری گشوده شود و بعد از ساليان طولانی صدای حق طلبانه خانواده ها پرده از راز اين جنايت بردارد و زوايای تاريک و سياه اين جنايت آشکار شود.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;بانو صابری&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 552px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="493" alt="" src="http://www.pichay.persiangig.com/Khavaran.jpg" border="0" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112505748827457193?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112505748827457193'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112505748827457193'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112505748827457193' title='01'/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112495505156063008</id><published>2005-08-25T00:27:00.000-07:00</published><updated>2005-08-25T00:30:51.570-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;جمعه 11 شهریور، دشت خاوران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;&lt;strong&gt;با ياد همه ياران و مبارزانى كه در تابستان 67 پس از ,محاكمه, چند دقيقه اى و به جرم پايدارى بر عقايد سياسى و ايدئولوژيك خود وحشيانه كشتار شدند. با ياد كاشفان فروتن شوكران، مشعلداران آگاهى در شب جهل، پيام آوران مقاومت و نبرد در سياهچال هاى استبداد مذهبى. با درود به مادران، همسران، پدران و فرزندانى كه تسليم نشدند، جنايات را فراموش نكردند، جنايتكاران را نبخشيدند، و خاوران ها را گلباران نگاه داشتند. شهريور ماه هر سال مى آييم، سرودخوان و سرزنده، به دور از نوحه خوانى و فرهنگ مرگ. هر سال مى آييم، جوانتر از سال پيش، پر عده تر از سال پيش. بسيارى از ما در تابستان 67 هنوز وجود نداشتيم اما با اين خاطره خونين به دنيا آمديم. شنيديم كه هجوم باتوم ها و بولدوزرها نتوانست اين واقعه تاريخى را دفن كند. شنيديم كه بيهوده اين گورهاى بى نام و نشان را بارها شخم زدند اما نام و نشان ها هر بار سرافرازتر از خاك روييد. ديديم كه اختناق بى اثر شد، سركوب به زانو درآمد، استبداد شكاف برداشت. ديديم كه بخشى از بانيان و عاملان كشتار 67 نقاب بر چهره زدند و اصلاح طلب و آزاديخواه شدند تا مردم را خام و خواب كنند. تا ريشه هاى استبداد و استثمار، دست نخورده بماند. تا جامعه، فراموش كند. تا زخم خوردگان، ديگر در پى عدالت نباشند و با قداره بدستان همزيستى كنند. ديديم كه وقتى صف مجرمان ضعيف و چند پاره شد، آمدند و بازى ,بد و بدتر, راه انداختند. اما تابستان 67 معيار و محكى اساسى براى تشخيص هر ادعايى است. چه كسانى فرمانش را دادند؟ چه كسانى آن را به اجرا گذاشتند؟ چه كسانى موافق آن بودند؟ و چه كسانى در برابر اين جنايت سكوت كردند؟ نمادهاى زندانيان سياسي، و قهرمانان مبارزه در راه آزادى مردم را نمى توان در صف آنان كه كشتار 67 را سازمان دادند و تاييد كردند پيدا كرد. ما امسال فرياد مى كنيم خاوران و خاوران ها در سراسر ايران ديگر نبايد بى نام و نشان بماند. اينان ضعيف تر از آن هستند كه بتوانند در برابر خواست بر حق مردم بايستند. محل دفن جانباختگان، همه بايد مشخص شود. نام و نشان ها همه بايد در جاى خود قرار گيرد. نهال ها بايد نشانده و آبيارى شوند و گل ها همه جا را بپوشاند. مى توانيم مثل سالهاى گذشته، پيام بنويسيم، سرود بسازيم و شعر بسراييم. پيام هاى نو. سرودهاى نو. شعرهاى نو. بياييد تا امسال هر چه بيشتر مردم را به شركت در مراسم بزرگداشت جانباختگان تابستان 67 دعوت كنيم و با خود به خاوران ها بياوريم. بياييد يك صدا بخوانيم: سپيده در حال دميدن است. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112495505156063008?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112495505156063008'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112495505156063008'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112495505156063008' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112478866798789725</id><published>2005-08-23T02:12:00.000-07:00</published><updated>2005-08-23T02:17:47.990-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;به مناسبت سالگرد قتل عام زندانيان سياسی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;اعلاميه کميته مرکزی سازمان راه کارگر بمناسبت يادمان جانباختگان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;سه شنبه اول شهريور ١٣٨۴ ٢٣ اوت ٢٠٠۵&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.rahekargar.net/" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 327px; HEIGHT: 109px" height="75" alt="سازمان کارگران انقلابی ايران ( راه کارگر ) " src="http://www.iranian-l-o-history.com/rk-logo.gif" width="299" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;کميته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر) به مناسبت سالگرد قتل عام زندانيان سياسی در سال شصت و هفت اعلاميه ای با عنوان «نه تنها مرده گان آنسال، بلکه مرده گان يک قرن جانفشانی برای آزادی، عاشق ترين زندگان بودند!» منتشر کرده است:در طول تاريخ، هيچ مستبدی ، نتوانسته بدون قهر عريان، استبداد و بی حقی عمومی را تداوم بخشد و بدون مبارزه توده های لگد مال شده، و در غالب موارد ، بدون زور و قهر جنبش مردمي، حاضر به ترک عرشه قدرت نبوده است. از اينرو اگر مردم در برابر قدر قدرتی شاهان و شيوخ و روسا، سر تعظيم فرود نياورند و يا مهر سکوت بر لب نزنند و فراتر از آن خفقان و حقارت را به چالش گيرند، لاجرم تازيانه ، سر نيزه ، حلقه دار و سرب داغ در انتظارشان خواهد بود.در ايران اين واقعيت تلخ، همواره خود را نشان داده است، بويژه در يک سده اخير که شاهد تلاشهای پی در پی مردم جويای رهائی و حقوق شهروندی برای لگام زدن بر شاهان و شيوخ بوده ايم .از انقلاب مشروطه تا نهصت جنگل، از جنبش های ملي- دمکراتيک آذربايجان و کردستان تا نهصت ملی شدن صنعت نفت و قيام سی تير، از جنبش 16 آذر تا جنبش سياهکل ، از انقلاب بهمن تا جنبش سی خرداد ، از خيزش هيجده تير تا قيام ققنوس وار مردم کردستان در هفته های اخير ، همه و همه نشان ميدهند که دو اردوی متخاصم استبداد و آزادي، چگونه در برابر يکديگر صف آرايی کرده و از منافع خود دفاع نموده اند . در اين مصاف نابرابر حداقل بيش از صد هزار نفر از شريف ترين انسانهای اين مرز و بوم در صد ساله اخير بخاک افتادند تا با " نه خونين" خويش، نهال مقاومت را آبياری کنند و به حاکمان بفهمانند که : " مشتاق گل از سرزنش خار نترسد- جويای رخ يار زاغيار نترسد – عيار دلاور که کند ترک سر خويش- از خنجر خونين و سر دار نترسد".اما در ميان همه اين جنايات هولناک، بی ترديد فاجعه تابستان 67 دهشتناک ترين آنها بوده است . حکام اسلامی که از ادامه مقاومت زندانيان سياسي، خشمگين بودند، بفرمان خمينی جنايتکار ، تصميم گرفتند بعد از سلاخی های هولناک نيمه اول دهه 60 و نيز به تبعيد فرستادن دهها هزار مبارز و مخالف سياسي، با قتل عام " آخرين شعله های اميد" در زندانها، مردم ايران را از هزاران کادر با تجربه و آرمانخواه خود محروم کنند، تا به خيال خام خود، پيکر استبداد را برای هميشه واکسينه نموده و آنرا از خطر خيزشها و مبارزات آزاديخواهانه و برابری طلبانه مصون نگه دارند. اما 17 سال پس از پرپر کردن چند هزار پرنده مشتاق پرواز در قفس های خود، شاهد آن است که در ازای هر مبارزی که در تابستان 67 بخاک افتاده ، چندين آزاديخواه جديد برخاسته اند تا ضمن خونخواهی آن عزيزان و پيگيری مطالبه بر حق محاکمه عاميل آن جنايات هولناک، با شعار آزادی کليه زندانيان سياسی و عقيده تي، بساط ديکتاتوری و فاشيسم را به لرزه در آورند .پاسخ ارتجاع اما همچون همه مستبدين ايستاده بر لبه پرتگاه، همچنان تهديد و سرکوب و کشتار است . به روی کار آوردن احمدی نژاد جنايتکار و تروريست و معرفی يک کابينه تماماً " نظامي_ امنيتي" که جنايتکاران باسابقه ای چون اژه ای و نور محمدی در آن عضويت دارند و نيز کشتار دهها تن از مردم حق طلب کردستان در هفته های اخير، و خيز مجدد برای دستيابی به سلاح اتمی برای واکسينه کردن حيات منحوس خود در برابر تهديدات خارجي، همه و همه عزم حکام را برای تکيه بيشتر بر ابزارهای قهر نشان ميدهد مردم اما فارغ از افت و خيزهای موقت در مبارزات و جنبشهايشان، با علم بر نقطه ضعف های اساسی نظام و انزوای بيسابقه داخلی و بين الملی آن، ديگر نمی توانند و نمی خواهند در قرن 21 ننگ تداوم استبداد دينی را تحمل کنند، از اينرو بعيد است که سرنيزه های خون جکان رژيم، خيمه های نظام را استوار نگه دارد. قلّت و ذلّت رژيم، گسترده تر از آن است که در برابر کثرت و همت مردم جويای آزادی و برابري، توانايی برخورداری از يک " طول عمر تضمين شده" را داشته باشند.مردم کشورمان ، عزيزان بيشماری را از دست داده اند، اما برای اينکه عزيزان بيشتری را از دست ندهند، راهی جز کوبيدن شيشه عمر رژيم بر زمين ندارند. با اميد به چنين روزی ، ياد همه جانباختگان راه آزادی را گرامی ميداريم و دگر بار اعلام ميکنيم که نخواهيم گذاشت شعله ای را که آنها برافروخته بودند تا ايران را از برهوت تاريکی بسوی جامعه ای آزاد و شاداب رهنمون گرداند ، خاموش شود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt; !&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;کميته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ايران ( راه کارگر )&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; 22 آگوست 2005 – 1 شهريور 1384&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112478866798789725?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112478866798789725'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112478866798789725'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112478866798789725' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112463147357307047</id><published>2005-08-21T06:14:00.000-07:00</published><updated>2005-08-21T16:40:22.333-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;این سرزمین است، نمی گذارم نابودش کنید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;توطئه رژيم برای تغيير شکل گلزار خاوران را خنثی کنيم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;بنا به گزارش رسيده از تهران، رژيم مي‌خواهد تحت عنوان بازسازی و ساماندهی گلزار خاوران، آن‌را از شکل کنوني‌اش خارج کرده و به يک گورستان عمومی تبديل کند. چند روز پيش گروهی از شهرداری تهران به قصد پياده کردن طرحی برای تغيير شکل خاوران، به اين محل مي‌روند که با اعتراض خانواده‌ها که در محل حضور داشتند، مواجه مي‌شوند. ماموران شهرداری در پاسخ به اعتراض خانواده‌ها، عنوان مي‌کنند احمدي‌نژاد زمانی که متصدی شهرداری تهران بود، طرحی برای بازسازی و سامان‌دهی خاوران آماده کرد که اکنون زمان اجرای آن فرا رسيده است و به خانواده ها وعده مي‌دهند که دست به گورهائی که مشخص کرده‌اند نخواهند زد. خانواده‌ها به اعتراض خود ادامه مي‌دهند و خواستار آن مي‌شوند که ابتدا بايد نام و نشان گورها و چهار پنج کانالی که از تابستان ۶۷ در محوطه خاوران وجود دارد، مشخص شود. اين کانال‌ها همان گورهای دسته جمعی هستند که رژيم مي‌خواهد به بهانه بازسازی و سامان‌دهی خاوران اثر و نشانی از آن‌ها باقی نگذارد و به اين شکل اثر اين جنايت بزرگ و ضدبشری خود را از صحنه روزگار محو کند. هدف ديگر رژيم با به اجرا در آوردن اين طرح در شرايطی کنونی که کمتر از دو هفته به سال‌روز قتل‌عام زندانيان سياسی مانده است، ايجاد خلل در مراسم سالگرد امسال است که خانواده روز جمعه ۱۱ شهريور با حضور در خاوران برگزار خواهند کرد. خانواده ها قرار است در روزهای آينده در اعتراض به اين توطئه رژيم، با مسئولان گلزار خاوران ديدار کنند و در پی آن چنانچه موفق به جلوگيری از اجرای اين طرح در اين سطح نشوند، به اشکال ديگر اعتراضی روی خواهند آورد و از فعالين و سازمان‌ها و احزاب سياسی ايرانی در خارج کشور مي‌خواهند نسبت به اين اقدام توطئه آميز رژيم اعتراض کنند. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;کانون زندانيان سياسی ايران(در تبعيد)&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt; &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;۳۰ مرداد ۱۳۸٤ برابر با ۲۱ اوت ۲۰۰۵‌&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;  &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;پیچای تاکید دارد که ممکن است این خبر در آستانۀ مراسم هفدهمین سالگر اسباب ایجاد مزاحمت هایی طرح ریزی شده از سوی حکومت باشد که احتمالاً توسط مزدوران حلقه به گوش و چهره آشنای آن به انجمن رسیده است. می بایست فارغ از سر و صدا و جنجال و با آرامش و احتیاط با آن برخورد نمود. به تمام خانواده ها و بازماندگان فاجعۀ کشتار زندانیان سیاسی در ایران از ما درود&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.rahekargar.net/maghalat/082005/K-Zandan.htm"&gt;تابستان۱۳۸۴ تابستانیِ ديگر۰۰۰!&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www.rahekargar.net/maghalat/082005/K-Zandan.htm"&gt;یک مقاله از امیر جواهری&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112463147357307047?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112463147357307047'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112463147357307047'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112463147357307047' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112436289235761286</id><published>2005-08-18T03:25:00.000-07:00</published><updated>2005-08-19T06:18:59.216-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ارغوان شاخه همخون مانده من &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;آسمان تو چه رنگ است امروز؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 220px; CURSOR: hand; TEXT-ALIGN: center" height="290" alt="شنبه هفده سپتامبر 2005 آخن" src="http://hostedpictures.com/uploads/c51aefe17a.jpg" border="0" /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;هفده سال از فاجعۀ کشتار زندانیان سیاسی در ایران می گذرد. در نخستین جمعۀ شهریور ماه در گورستان خاوران، کیلومتر 14 جادۀ خراسان از تهران، پشت گورستان ارامنه؛ خانواده هایی گردهم خواهند آمد تا یاد عزیزانشان، زیباترین فرزندان این آب و خاک را گرامی بدارند. آن ها را تنها نگذارید. به جای پیچای هم با دسته های گل به دشت خاوران، گورستان دسته جمعی قربانیان فاجعۀ ملی کشتار زندانیان سیاسی در ایران بروید.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;ش . پیچای. استکهلم، سوئد&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112436289235761286?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112436289235761286'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112436289235761286'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112436289235761286' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112391611479415824</id><published>2005-08-12T23:19:00.000-07:00</published><updated>2005-08-12T23:55:14.803-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;پوسترهای یادمان کشتار زندانیان سیاسی در تابستان 1367&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;با باز نشر این پوسترها یاد قربانیان این فاجعۀ ملی را زنده نگه داریم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;در تابستان 1367، چندين هزار نفر از زندانيان سياسي ايران در زندانيان سياسي ايران در زندان اوين و ديگر زندان ، در طول مدت کوتاهي در زندان اوين و ديگر زندان ها در طول مدت کوتاهي توسط توسط کميته اي که به فرمان آيت الله خميني، بنيان گذار جمهوري اسلامي تشکيل شده بود، به قتل رسيدند.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/e36f7b590a.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="مراسم کاگری، البرتا، شهریور 1377" src="http://hostedpictures.com/uploads/e36f7b590a.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;کشتار زندانيان سياسي در سال 1367، قتل عامي است که از نظر حقوق بين الملل و کنوانسيون هاي جهاني تحت عنوان جنايت عليه بشريت طبقه بندي مي شود که در دادگاه بين المللي قابل پيگرد است و تلاش هايي در سراسر جهان از سوي فعالان حقوق بشر جريان دارد تا اين موضوع در دستور کار دادگاه بين المللي رسيدگي به جنايات عليه بشريت قرار گيرد.&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/100e77351d.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="کمیته دفاع از زندانیان سیاسی، کانادا، شهریور 1378" src="http://hostedpictures.com/uploads/100e77351d.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;تمام خانواده هايي که عزيزانشان را در ان کشتار از دست داده اند، بايد سعي کنند تا آن جا که ممکن است به دقت خاطرات آن آخرين روزها را بنويسند و روي کاغذ بياورند و اين را به فعالين حقوق بشر در داخل از ايران و يا در خارج منتقل بکنند تا مقدمات اين دادگاه زودتر فراهم شود.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;color:#990000;"&gt;&lt;a href="https://www.sharemation.com/ahamad/Document1.pdf?uniq=bbjjj2"&gt;فرم مخصوص برای ارجاع شکایت به سازمان ملل متحد را از اینجا بگیرید&lt;/a&gt; &lt;span style="font-size:85%;color:#ff6600;"&gt;&lt;strong&gt;PDF&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/4c6c38ae54.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="کمیته دفاع از زندانیان سیاسی، کانادا، مونترال، تابستان 1379" src="http://hostedpictures.com/uploads/4c6c38ae54.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;در چهارده کيلومتري شرق ميدان خراسان، در جادۀ خاوران به سمت شهر مشهد و درست در پشت گورستان ارامنۀ تهران، خاوران، گورستان گروهی زندانیان سیاسی در ایران قرار گرفته است&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/2ad6c4203b.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Canada- August31-1997" src="http://hostedpictures.com/uploads/2ad6c4203b.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;با تشکر از:&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.polpiran.com/" target="_blank"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;img style="WIDTH: 20px; HEIGHT: 21px" height="24" alt="جمعیت دفاع از حقوق زندانیان سیاسی در ایران" src="http://hostedpictures.com/uploads/fb0b8cd7e4.jpg" width="20" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112391611479415824?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112391611479415824'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112391611479415824'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112391611479415824' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112364576004979232</id><published>2005-08-09T20:42:00.000-07:00</published><updated>2005-08-09T20:49:20.056-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بخشی از: پاسخ به سند اوضاع سیاسی و وظائف ما&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#000000;"&gt;شِمیم (ازداخل کشور)&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;جمهوری اسلامی، در طول تاریخ بیش از دودهه ای خود از جنایت کارترین و خون ریزترین رژیم های سیاسی تاریخ بوده و هست. همین بی توجهی به مسئله حقوق بشرعلی الخصوص در مورد کشتار زندانیان سیاسی در دهه 60 پاشنه آشیل این رژیم است. هنوز بیش از صدها شاهد عینی و هزاران مدرک و سند علیه جنایات رژیم در ایران و خارج از کشور وجود دارد که هراز چندگاهی چندتایی از آن ها به سخن آمده و یا منتشر می شوند. نیاز به اجماعی از تمام گروه ها و سازمان ها در جهت گردآوری و تدوین چنین اسنادی و ترجمه آن به سایر زبان ها و نشر جهانی آن چه بر خلق تحت ستم ایران رفته، بسیار احساس می شود. یک نیروی چپ هیچ گاه نباید جدا از مردم و یا جلو تر از مردم حرکت کند و در خیال خویش خود را چوپان گله ای عوام بپندارد. جریان آگاهی که به حرمت و کرامت آدمی می اندیشد و سیاست را نه پلی به سوی قدرت، بلکه ابزاری برای سعادت می داند، موظف است به آدمی توجه کرده و مهربانی و الفت را تبلیغ کند.&lt;br /&gt;طی یک انقلاب قهرآمیز، جنگ داخلی و تجاوز بیگانگان به کشور و هم زمان با آنها، اعدام و شکنجه و حجاب اجباری و فقر مالی و هزاران نکته دردآور دیگر، نسلی در ایران رشد کرده که زخم خورده است. صدها هزار کودک پدر از دست داده، هزاران دختر خیابانی و خانواده هایی که با معضلاتی از قبیل فقر و اعتیاد درگیرند، کم نیستند. مسبب تمام این جنایات، نظام جمهوری اسلامی است. می بایست با ارتباط های عاطفی مستحکم و مشاوره های روانی، سعی در التیام این دردها داشت.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#000000;"&gt;از سند سیاسی منتشره توسط سازمان کارگران انقلابی ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;راه کارگر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112364576004979232?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112364576004979232'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112364576004979232'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112364576004979232' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112344608255916332</id><published>2005-08-07T13:06:00.000-07:00</published><updated>2005-08-07T13:21:22.566-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مهمترین نکاتی که دررابطه با پیگیری و اعادۀ حق خانواده های &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;زندانیان سیاسی اعدام شده در سالهای دهۀ 60 باید، مورد توجه قرار گیرد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;رسيدگى به قتل عام هزاران زندانى سياسى دردهۀ 60 و الاخصوص، تابستان 1367 مى بايست در دستوركار دائمى سازمانها و نهادهاى بين المللى و ايرانى حقوق بشر قرار گيرد. بدین معنی که باید کمیته هتای حقیقت یاب ملی تشکیل گردد تا ابعاد این فاجعه را روشن نمایند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt; به سكوت مجرمانه حکومت جمهوری اسلامی در عدم شفافیت و ارائۀ آمار دقیق در بارۀ تعداد کشته گان و محل دفن آنان باید پایان داده و با توسل به نیروی بین المللی و ابزارهای دیپلوماتیک از نظام جمهوری اسلامی خواست که این موضوع را پذیرفته و آمار مربوط به آن را هرچه زودتر به مراکز مربوطه مانند صلیب سرخ جهانی ارائه دهد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt; بدون رسيدگى قطعى به اين جنايت، به برقرارى آزادى و دمكراسى  نمى توان هيچ اميدى داشت. بنابراین رسیدگی به این موضوع و کمک به بازماندگان آن می بایست در دستور کار و برنامۀ عمل تمامی احزاب اپوزوسیون قرار گیرد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112344608255916332?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112344608255916332'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112344608255916332'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112344608255916332' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112327217508008354</id><published>2005-08-05T12:47:00.000-07:00</published><updated>2005-08-05T13:13:32.480-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;خاوران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/17841e9527.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 235px; HEIGHT: 152px" height="195" alt="خاوران" src="http://hostedpictures.com/uploads/17841e9527.jpg" width="305" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/76469d2323.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 235px; HEIGHT: 152px" height="192" alt="خاوران" src="http://hostedpictures.com/uploads/76469d2323.jpg" width="276" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;آيا تا به حال گذارتان به گورستان خاوران افتاده است؟ گوشه اي از بيابان هاي اطراف تهران كه آرامگاه هزاران هزار زن و مرد آزادانديش شده است. چه كسي ميداند، چندين هزار جان پاك با پيكرهاي به خون كشيده شده، در آن نقطه از خاك ايران، خفته اند؟&lt;br /&gt;قدم نهادن، به آن محيط، انسان را دچار آشوب روح و روان ميكند. آنجا ميتوان، دلهره، وحشت، خفقان و بي عدالتي را تا مغز استخوان، حس كرد.&lt;br /&gt;آنجا ميتوان، آزادانديشي، مقاومت و حق طلبي را نيز لمس كرد.&lt;br /&gt;آنجا نميداني، بگريي به حال قامت خميده هويت انسان يا ببالي به روح متعالي حق جوي آدميت؟&lt;br /&gt;خفتن در آن خاك افتخاري است، به عظمت انديشه و به اوج آزادي. ذرات معلق در آن فضا، مملو است از عشق مادران به فرزندان، نگاه منتظر همسران و ناله كودكان دلتنگ. عزيزان هزاران هزار مرد و زن و كودك چشم به در دوخته، در آن خاك، آرميده اند. هزاران مادر و فرزند و همسر، پريشان به دنبال نشاني از پاره تن خود در آن خاك هستند. آنان براي تسلي خاطر خود و جهت زنده نگاه داشتن ياد جگرگوشه هايشان، كنجي از آن خاك را مقبره فرضي عزيز خود تجسم كرده اند و آن را با سنگ و صدف آرائيده اند و نشان گذارده اند. آنان بر سر مزار فرضي عزيزشان مويه ميكنند و حسرت تراشيدن سنگ قبري، براي گور دلبند خود را، به دوش ميكشند و دم بر نميآورند.&lt;br /&gt;اعدام هاي انفرادي و دسته جمعي به جرم انديشيدن يا دگرانديشيدن، خشونتي است غيرقابل انكار كه چون تبر، ضربه به ريشه هاي اصول حقوق بشر وارد ميكند. عدم تحمل انديشه متفاوت و ايجاد محيط خفقان و رعب و وحشت، پايه هاي قواعد دموكراسي را به لرزه مي اندازد. ناتواني و ترس از ايجاد محيطي آزاد، جهت رد و بدل كردن افكار و&lt;/strong&gt; &lt;span style="color:#660000;"&gt;عقايد، نمونه اي است بارز از خصوصيات حكومت هاي سركوب گر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بازماندگان اين نوع خشونتهاي سياسي، دردي مشترك را تجربه كرده اند. آنان، زخمي چركين بر دل دارند كه مرهم آن، نه انتقام بلكه آزادي است.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/32bfda9eb8.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="خاوران" src="http://hostedpictures.com/uploads/32bfda9eb8.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#cccccc;"&gt;&lt;a href="http://www.kar-online.com/?"&gt;منبع&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#cccccc;"&gt;&lt;a href="http://pichay.blogspot.com"&gt;تصاویر اختصاصی وبلاگ پیچای است&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112327217508008354?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112327217508008354'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112327217508008354'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112327217508008354' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112302014696423629</id><published>2005-08-02T14:53:00.000-07:00</published><updated>2005-08-02T18:40:51.063-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;جنایت در حق جنایت کار هم روا نیست!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;ترور قاضی مقدس یکی دیگر از عاملان جنایات جمهوری اسلامی در دهه ی 60 را ازبین برد!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/" target="_blank"&gt;&lt;img height="197" alt="قاضی" src="http://hostedpictures.com/uploads/c30c75eafd.jpg" width="208" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;احمدی هم مانند لاجوری از جلادان رژیم در دهه ی 60 بود که ترور شد. نقش برجسته وي در اعدام هاي دهه 60 نيز انکار ناشدنی است. با اينکه به نظر مي رسد در سال هاي اخير وي در حاشيه قرار گرفته بود اما در گذشته جنایات بیشماری مرتکب شده بود قاضی مقدس مشهور به "احمدی" که عصر سه شنبه 12 / 4 /1384 در خيابان احمد قصير تهران، بدست موتور سواران ناشناس ترور شد، پيش از اين رئيس شعبه 3 دادگاه انقلاب و سالها رئيس معاونت ويژه دادگاه انقلاب تهران بوده که طی اين سال ها رسيدگی به پرونده های مختلف امنيتی و زندانیان سیاسی را بر عهده داشته است . به گزارش خبرنگار خبرگزاری مهر از جمله پرونده های معروفی که توسط وی مورد بررسی قرار گرفت ، پرونده کنفرانس برلين و اکبر گنجی است .اين گزارش می افزايد وی که حدود 42 سال پيش در مشهد متولد شد ، از سن 25 سالگی در عناوين قضايی مشغول به کار شد . وی سالها داديار دادسرای نظامی و دادگاه انقلاب بود. او سه فرزند داشته. با تمامی جنایاتی که به عنوان یک قاضی در رژیم منحوس جمهوری اسلامی مرتکب شده بود جالب اینکه قاضی مقدس قاضی شعبه سه دادگاه انقلاب بوده؛ بارها به عنوان قاضی نمونه کشور برگزيده شده بود. به هر حال ترور وی نقطه ابهام و مشکوکی است که در آینده روند رسیدگی به جنایات جمهوری اسلامی در قتل عام زندانیان سیاسی در دهه ی 60 را با کمبود مواجه خواهد ساخت. چنین ترورهای کور و بی هدفی امروزه نه تنها کارآیی ندارند، بلکه موجب تخریب روند تغییرات دموکراتیک در ایران خواهند شد. &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.blogger.com/" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 332px; HEIGHT: 174px" height="212" alt="!جنازه قاضی " src="http://hostedpictures.com/uploads/6810731334.jpg" width="290" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;!خاطره ی یک زندانی سیاسی سابق از قاضی احمدی مقدس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;قاضي مقدس يا حاج آقا احمدی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;قبلا اسمش حاج آقا احمدی بود، بازپرس شعبه ی شش دادگاه انقلاب. او بازپرس پرونده ی سال ۷۲ ی من بود. اون موقع حدود سی سالی سن داشت. اولين بار كه ديدمش تازه از ماموريت برگشته بود. با تلفن كه صحبت می كرد، معلوم بود رفته دنبال دستگيری يه خلافكار كه تير اندازی كرده و  دررفته. داداش اون يارو رو گرفته بودن و اورده بودن. اون بابا اعتياد شديد داشت و ناله می كرد. حاج آقا احمدی بهش می گفت اگه نگی كجا ها ممكن رفته باشه، به جرم همكاری با متهم و فرار اون زندانی می شی.&lt;br /&gt;منو سه روز از صبح می بردن دادگاه انقلاب دفتر حاج آقا. بازپرسی هم فرماليته بود، پرونده را در آن زمان اطلاعات راست و ريس می كرد. هنوز اوضاع به اصطلاح دوی خردادی نشده بود. حاج آقا احمدی تنها كاری كه كرد دوبار نوشته های من رو بر گردوند و گفت نمی خواهی زيرش چيزی اضافه كن؟ و منظورش ابراز غلط كردن بود. تو دادگاه متوجه شدم كه در افزايش حكم من بيش از آنچه در قانون خود جمهوری اسلامی پيشبينی شده، نقش آفرينی كرده. دادگاه ۱۰ دقيقه بود و  قاضی راوندی يه معروف اون زمان كه نمی دانم حالا كجاست، خودش منشی و دادستان و وكيل و غيره هم بود. نه سئوال جدی ای مطرح كرد و نه پرونده را خونده بود. حتی نمی دونست من چقدر سواد دارم. منزلی را هم كه ما اجاره كرده بوديم و توش می نشستيم اين حاج آقا احمدی خدا بيامرز به اسم اينكه صاحب خانه،از نزديكان همسرم، می دانسته خانه ی تيمی ست و طرف طاغوتی يه و در آمريكا زندگی می كنه، پرونده سازی كرد و بدون اينكه به ما اعلام كنه، تقاضای مصادره ی آن را به يه دادگاه ديگه داد. همسر مرا از آن خانه به زور وادار به  اسباب كشي كردن. چهار روز قبل از تشكيل دادگاه غيابی و صدور حكم مصادره، در اثر پيگيری های مكرر همسرم برای پس گرفتن اونجا يك جوانمردی كه اونجا كار می كرد، يواشكی به خانم من ندا داد كه پرونده تو كدام شعبه است. اونم به اون شعبه می ره و خلاصه به داد خونه هه می رسه. با وجود رای دادگاه به عدم مصادره، اون آپارتمان را يكی از همكاران حاج آقا به مدت دو سال اشغال كرده و بدون پرداخت اجاره در آن زندگی می كرد.&lt;br /&gt;حاج آقا احمدی كلت می بست و می گفتند درس هم می خونه. بعد ها اولين بار در جريان دادگاه پرونده ی كنفرانس برلن اسمش رو شنيدم و متوجه شدم كه ترقی كرده. بخش دوم اسمش يني مقدس جای بخش اول شو  گرفته و به مدارج بالا تر منصوب شده . . . امروز هم تو اخبار ها خبر تاسفبار ترورش رو شنيدم و اينكه معاون دادستان تهران و رئيس يه مجتمع قضايی بوده. عجيب به نظر می رسيد. او آدم فقيری بود،  هوش اندكی داشت و  تو اون دوره همه ی كاراش رو از روی عقيده می كرد . . .  من امروز از ترورش متاثر شدم. نمی دونم خودش تو ترور يا سر به نيست كردن كسی شركت كرده و يا در مسابقات مال اندوزی بعدی شركت داشته يانه، ولی در هر حال ترورش منو متاثر كرد . . . به نظرم توی اين ترور بيشتر به يه قربانی شبيه هه تا هر چيز ديگه . . .&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="color:#000000;"&gt;برگرفته از&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.mardemohajer.persianblog.com/"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;شب نگاشت های یک مهاجر&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112302014696423629?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112302014696423629'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112302014696423629'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_08_01_archive.html#112302014696423629' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112287956048310199</id><published>2005-07-31T23:54:00.000-07:00</published><updated>2005-08-01T16:19:51.483-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نامه دختر يکي از اعدام شدگان سال 67 براي اکبر گنجي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;این نامه را برای اقای گنجی منویسنم برای حمایت از عزم راسخشون و برای تمام روزهایی که درد کشیده اند این نامه را برای همسر مهربان و با شهمتشون مسنویسم برای قطره قطره اشکهایی که ریته اند و برای فرزندانشون برای همه شبهایی که از نگرانی به خواب نرفته اند&lt;br /&gt;براي گنجي روز شماري مي کردم ساعاتی پیش 52 روز شد 52 روز سخت و طاقت فرسا و حالا ساع&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/persian/images/020915_ganji300.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand" alt="" src="http://www.bbc.co.uk/persian/images/020915_ganji300.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;ت شماري برای فرود عزیزم که در استانه 53 ساعات اعتصاب خسک خود است از بچگي همه زندگيم با شمارش شروع شده درست 14 روز بايد بشمارم تا بابام رو ببينم هنوز يادم مياد که دفعه اخر 14 روز بيشتر طول کشيد شد3 ماه یا 4 ماه(از ون روزها زیاد چیزی به خاطر ندارم )چرا که طفلی خردسال بودم و بعد ديگه 14 روزي در کار نبود و بعد هر 30 روز مي گذشت و من مي تونستم برم خاوران و به يک مشت خاک سلام کنم خاکي که برام عزيز بود و حالا روزها و ساعتها رو مي شمارم تا شايد ادمهايي که براي همون دلايلي که بابا زندان بوده دارن جونشون رو ميدن بتونن صداشون رو به جايي برسونن..... من دختر یکی ازهزارها شهید فاجعه ملی سال 67 هستم درست در همین روز 9 مرداد 1365 زندگیه من عوض شد بعد از این روز دیگر هیچ چیز مثل قبل نبود روز دستگیری پدر و مادرم به اتفاق من و برادر 3 ماهه ام فکر کنم 4 یا 5 ماه ما همدر زندان بوده ایم بعد هم یک سالی بی مادر نزد مادر بزرگ بوده ابم نمیدانم چرا نوشتن این نامه با این روز مصادف شده است ولی شاید این هم نشانی از وابستگی من با این روزها دارد ...مادرم و برای همه همسرانی که پا به پای شوهرانشان برای ازادی مبارزه کرده اند را تحسین می کنم خانم شفیعی برای شما مخصوصاّّّّ, که با همه بد رفتاری ها و خطرات هنوزمحکم و استوار ایستاده ایدمن هم دقیقه به دقیقه با شما بوده ام فرزند 16 ساله تان را درک میکنم و چشمان نگران فرزند 21 سالتان را به وضوح میبینم چرا که من هم همه را تجربه کرده ام مامان درست همين شجاعت رو داشت هر ملاقاتي که با بابا داشت اون رو پيرتر و پيرتر مي کرد ولي هرگز اشکاش رو نديدم و می دانم که برای انها پاسخی جز اغوش گرم ندارید سوالهای پی در پی برادرم را به خاطر دارم که برای مرگ پدر خود دلیلی می خواست و برای صحبتهای کودکانه اش جایی رو می خوایست بیشتر از خاکحتی به سنگی با نوشته ای بر ان قانع بود سکوت مادرم را در برابر همه اینها به خاطر دارم و می دانم که همه سوالها و نگرانی های شما چقدر سخت هستند من هم برای همه انها به دنبال جواب هستم چرا که این ها تنها حقوق طبیعیه هر انسانیست به امید انکه من را با خود همراه و هم دل بدانید این نامه را به عنوان حمایت و تحسین از شما و تمام مبارزان ازادی از من بپذیرید با ارزوی صبرّ, و سربلندی برای شما&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;عصر یکشنبه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;31 جولای 2005 &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ساعت 7&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;بهاره منشی رودسری فرزند عباسعلی&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/e408d07339.png" target="_blank"&gt;&lt;img height="153" alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/e408d07339.png" width="144" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112287956048310199?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112287956048310199'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112287956048310199'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112287956048310199' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112256630437926794</id><published>2005-07-28T08:44:00.000-07:00</published><updated>2005-07-29T05:25:27.146-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.alfabetmaxima.com/irajm_mo_htm/"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 111px; CURSOR: hand; HEIGHT: 180px" height="341" alt="" src="http://www.alfabetmaxima.com/irajm_mo_htm/jeld3.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; &lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=6024"&gt;بخش جديد سايت ديدگاه&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://didgah.net/maghalehMatnKamel.php?id=6024"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;روزشمار قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;۱۳۶۷&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#660000;"&gt;&lt;strong&gt;روزشمار قتل‌عام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷، یکی از مهم‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین بخش‌های «تمشک‌های ناآرام»، جلد سوم از کتاب «نه زیستن نه مرگ» ، خاطرات زندان ایرج مصداقی است.در ضمن با کلیک روی عکس جلد کتاب به سایر کتاب های ایرج مصداقی عزیز و توضیحاتی در آن زمینه آشنا می شوید. &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;مصداقی متولد ۱۳۳۹، تهران است. وی از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۷۱ به علت فعالیت‌های سیاسی به مدت بیش از ده سال در زندان‌های قزل‌حصار، اوین و گوهردشت به سر برده است.ایرج مصداقی پس از آزادی از زندان، در سال ۱۳۷۳ مجبور به فرار از ایران می‌شود. در خارج از کشور دوباره فعالیت‌های سیاسی ـ اجتماعی خود را از سر می‌گیرد.کتاب «نه زیستن، نه مرگ» را که تلفیقی از خاطرات و گزارش از زندان‌های جمهوری اسلامی است، در چهار جلد به نام‌های «غروب سپیده»، «اندوه ققنوس‌ها»، «تمشک‌های ناآرام» و «تاطلوع انگور»، در سال ۲۰۰۴ میلادی در سوئد منتشر می‌کند. این کتاب یکی از اسناد مهم و معتبر تاریخی به ویژه در رابطه با قتل‌عام زندانیان سیاسی در سال ۱۳۶۷، است.به جز انتشار کتاب نامبرده، مقاله و گزارش‌هایی را در زمینه‌ی مسئله‌ی حقوق بشر و افشاگری بر علیه سیاست‌های ضد انسانی جمهوری اسلامی، در سایت‌های اینترنتی منتشر کرده است.ایرج مصداقی همچنین در رابطه با مسئله‌ی نقض حقوق بشر در ایران، در ارتباط با سازمان های بین‌المللی فعالیت داشته است&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;استاد مسلم و معظم طنز ایران جناب آقای هادی خرسندی هم گزارش کوتاهی از نخستین سمینار سراسری کشتار زندانیان سیاسی نوشته که در فضای تلخ خواندش جالب است. گزارش را &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;&lt;a href="http://didgah.net/print_Maghaleh.php?id=5998"&gt;اینجا&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; بخوانید&lt;/span&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#660000;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff9900;"&gt;&lt;strong&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;در &lt;a href="http://www.oktoberr.com/web/stone-aval/archives/000484.html"&gt;ادامۀ لجن پراکنی &lt;/a&gt;های حککا یک مقالۀ خواندنی از محمد حیدری&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;چرا راست افراطی داخل با كمونيست كارگری خارج همسو عمل می‌كنند؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#330000;"&gt;حزب كمونيست كارگری يادتان هست؟ همان‌ها كه كنفرانس برلين را چند سال قبل بر هم زد. مردی و زنی عريان شدند تا رسالت انسانی خود را در بيان اعتراضشان انجام دهند!هميشه فكر می‌كردم اين افراد وقتی ماجراهای اتفاق افتاده پس از عمل انقلابی خود را ديدند چه كردند؟هيچ فكر كرده اند كه چرا هميشه با افراطی ترين جريان داخلی همسو می‌شوند؟ چه تفاوتی است ميان &lt;a href="http://www.emrouz.info/ShowItem.aspx?ID=4059&amp;amp;p=1"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;اظهارات اين خانم به اصطلاح نماينده مجلس در ايران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; و &lt;a href="http://www.oktoberr.com/web/stone-aval/archives/000450.html"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;اين خانم به اصطلاح اپوزيسيون&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; در فرنگ؟ ترديد نكنيد كه با نقد گنجی و هر كسی كه فكری بيان ميكند موافقم. چه بسا نقدهايی به او دارم. اما چرا بجای نقد افكار گنجی بر چهره او چنگ ميكشند؟ چه فرقی است ميان روش اين دو سوی افراطی پوزيسيون و اپوزيسيون؟ چرا هر دو طرف به دنبال محاكمه مخالفان خود هستند؟ اين جالب نيست كه عاقبت كار هر دو يكی شده است؟ می‌دانم كه اين افراد انگشت شمارند و شايد اصلا لزومی به نوشتن اين حرفها نباشد كه اندكند و هر كسی بر طينت خود می‌تند. ليكن نمی توانم نگرانی خود را پنهان كنم از آينده‌ای كه اين دو اقليت افراطی از آن سخن می‌گويند. به كجا خواهد رفت ايران عزيز ما با اين كينه‌ها؟ اگر قرار باشد كه بدليل مشاركت در حوادث گذشته هر كسی را به محاكمه بكشيم كدام نيروی سياسی خواهد ماند كه‌بی‌نياز از محاكمه باشد؟ مگر اين ماجرا فقط يك سوی داشته است؟ فراموش كرده ايد كه فرياد ميزديد ماشين انقلاب بايد با اعدامها به حركت خود ادامه دهد؟ فراموش كرده ايد كه بازرگان يك شبه شد پير خرفت ايران؟ می‌خواستيد دولت ليبرال او را با دولت انقلابی خود جايگزين كنيد. اگر قرار بر نقد گذشته باشد كه بايد باشد، اگر بپذيريم كه ميبايست دهه شصت را و همچنين اواخر دهه پنجاه را دوباره خوانی كنيم كه بايد بكنيم همه نيروها می‌بايست گذشته خود را باز خوانی كنند. و البته اگر گنجی جرم بيشتری داشت حتما جواب خواهد داد. اما از كجا معلوم كه جرم شما كم باشد؟آيا بهتر نيست كه برای بازسازی حافظه تاريخی نسل آينده اين چرخه‌بی‌پايان كينه‌ها در جايی متوقف شود؟ نسل ما هر دو سوی افراطی اين چرخه خشونت را مقصر می‌داند. فكر نكن كه چون حذف شدی و در خارج نشسته‌ای همه حق را در جيب خود داری. حذف شدن يا سركوب شدن ،حق ويژه‌ای نمی سازد. اينطور نيست كه اگر كسی حذف شد – حتی به شيوه نادرست – پس حق با او بوده است. هر دو سو بايد گذشته خود را نقد كنند تا بجای اين كينه‌ها وجدان تاريخی نسل ما و آيندگان شكل گيرد. ضرورت نقد دهه‌های گذشته ضرورت همه جريانهای سياسی است نه فقط اكبر گنجی و همفكرانش.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112256630437926794?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112256630437926794'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112256630437926794'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112256630437926794' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112246962743731725</id><published>2005-07-27T06:00:00.000-07:00</published><updated>2005-07-27T06:07:07.443-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#993300;"&gt;این وبلاگ به منظور آشنایی نسل جوان با تاریخ مبارزات جامعه ما تاسیس شده و بیشتر در مورد کشتار زندانیان سیاسی در سال 67 می باشد. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;"&gt;&lt;a href="http://koshtar67.blogfa.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;وبلاگ قتل عام زندانیان سیاسی در سال 67&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:100%;"&gt;فراخوان اعتراض به قتل عام و کشتار زندانیان سیاسی در سال 67&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#663333;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#663333;"&gt;وبلاگ نویسان در نبود دیگر رسانه های آزاد و مستقل در جامعه نقش مهمی را بر دوش می کشند. و وقایع اتفاق افتاده در تاریخ را باید برای آن که آینده روشنتر باشد فراموش نکرده و به آن بپدازند.&lt;br /&gt;در همین راستا یک فراخوان عمومی برای پاسداشت یاد و خاطره ی تمامی اعدامین سال ۶۷ که کشتار دسته جمعی زندانیان سیاسی در ایران بود در وبلاگ فوق خواهد آمد و از همه ی وبلاگ نویسان خواسته شده در این راه یاری رسانند. باشد که نوری بر سیاهچال تاریخ خونبار سرزمینمان بیاندازیم!!!&lt;br /&gt;یک توضیح ضروری:  این وبلاگ به هیچ سازمان دسته گروه حزب و عقیده ای وابستگی ندارد و با حفظ احترام در عین حال نقد وارد دانستن به تمامی سازمان ها و گروهها از آنان خواهش می کند که در راستای اطلاع رسانی در مورد اعدام های سیاسی و کشتار سال ۶۷ اجماعا به یاری هم بیائیم.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112246962743731725?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112246962743731725'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112246962743731725'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112246962743731725' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112219588596802493</id><published>2005-07-24T01:39:00.000-07:00</published><updated>2005-07-24T03:38:44.083-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/Album/album.html"&gt;تصاویر نخستین سمینار سراسری&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/Album/album.html"&gt;کشتار زندانیان سیاسی در ایران&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www.shahrvand.com/FA/Default.asp?IS=1004&amp;Content=NW&amp;amp;CD=PL&amp;amp;NID=10#BN1004"&gt;گزارش جواد طالعی از دفتر اروپایی شهروند از این سمینار&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;و&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;نامۀ اکبر گنجی به آیت اله منتظری&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#000066;"&gt;پس از اعدام گسترده زندانيان در تابستان ١٣٦٧ و سكوت همگان در برابر آن جنايت ضدبشری، فقط و فقط شما در برابر آن ايستاديد؛&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;...&lt;/span&gt; &lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/print/3016/"&gt;متن کامل این نامه&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112219588596802493?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112219588596802493'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112219588596802493'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112219588596802493' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112212528422560116</id><published>2005-07-23T06:17:00.000-07:00</published><updated>2005-07-23T06:28:05.403-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;سمينار سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي در ايران در روز يکشنبه عصر در شهر کلن آلمان با موفقيت به اتمام رسید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000000;"&gt;با کیلک روی لوگوی زیر از وب سایتی که حاوی اخبار و اطلاعات، فیلم و صدای سمینار است دیدن نمائید. با آرزوی موفقیت برای رفقای عزیزمان در شهر کلن و امید تداوم چنین برنامه هایی.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://www.dialogt.org/goftogooha_log.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#009900;"&gt;پاسخ ها و پیام های افراد و سازمان ها در ارتباط با سمینار کشتار زندانیان سیاسی در ایران&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/payame%208mars.htm"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;پيام سازمان زنان هشت مارس (ايراني - افغاني)به سمينار&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/608payam%20sazeman%20etehade%20fadeian%20komonist.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...پيام سازمان اتحاد فدائيان کمونيست به سمينار &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.radiobarabari.org/"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...گفتگوهايي درحاشيه سمينار سراسري در باره کشتار زندانيان سياسي &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mano-paltalk.com/jeddi9/zam2107.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;وکيل شيطان - زنبورک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mano-paltalk.com/jeddi9/zan1507.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;جاي خالي يک موضوع مهم در سمينار زندانيان سياسي در کلن -گزارش روز اول&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mano-paltalk.com/jeddi9/zan1607.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;اتصال گذشته و حال، بدون نظر داشتن آينده، ناممکن است - گزارش دوم-زنبورک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.mano-paltalk.com/jeddi9/zan1807.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;پايان تلگرافي، بي حوصله و بي پيام سمينار - زنبورک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/payam%20kanoun%20khavar%20an.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...پيام کانون خاوران به سمينار &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/nameh_sargoshadeh.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;نامه سر گشاده - يکي از هواداران چريک هاي فدايي خلق&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/shahrzad_shakiba.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;سمينار زندانيان سياسي در آلمان-خودي ها و غير خودي هاي --شهرزاد شکيبا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/Baztab/rahe_kargar.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...پيام کميته مرکزي راه کارگر به سمينار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/pajame%20be%20seminar%20koshtar%20Zendanyan%20syasi.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...پيام اتحاد انقلابي نيروهاي کمونيست و چپ به سمينار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/payam_m_l_m.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;پيام زندانيان سياسي سابق و خانواده هاي جانباختگان حزب کمونيست -م ل م به سمينار&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/payam_cherikha.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;...پيام چريکهاي فدايي خلق به سمينار &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/payam_andisheh_soed.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;پيام هيئت مسئولين فرهنگسراي انديشه -گوتنبرگ -سوئد&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/payam-seminar-koln.PDF"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;پيام کميته خارج از کشور حزب کمونيست ايران&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.dialogt.org/seminar2005/flyer/karaj-seminar%20zend.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;پيام کميته ولايتي کرج سازمان اتحاد فدائيان کمونيست&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112212528422560116?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112212528422560116'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112212528422560116'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112212528422560116' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112185233977668000</id><published>2005-07-20T02:34:00.000-07:00</published><updated>2005-07-20T02:38:59.793-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;یک طرح منتشر نشده از اردشیر محصص&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#333333;"&gt;اردشیر محصص از برجسته ترین کاریکاتوریستهای معاصر است که سالهاست کنج عزلت غربت را به بی عزتی میهن ترجیح داده. طرح زیر یکی از آثار قدیمی اوست که تاکنون کمتر منتشر شده اند. اردشیر در پای طرح نوشته: &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;زیر سر نیزه روزنامه نمی نویسم&lt;/span&gt;؛ و طرح به یاد "اعتصاب مطبوعات" کشیده شده است.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/2f2fb85c25.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/2f2fb85c25.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;برای پاسداشت اعتصاب غذای گنجی و با یاد از همۀ روزنامه نگاران آزادۀ جهان  &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112185233977668000?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112185233977668000'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112185233977668000'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112185233977668000' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112169102946942962</id><published>2005-07-18T05:35:00.000-07:00</published><updated>2005-07-18T05:50:29.570-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; سمينار سراسرى، كشتار زندانيان سياسى در ايران آغاز گردید&lt;img style="DISPLAY: block; MARGIN: 0px auto 10px; WIDTH: 144px; CURSOR: hand; HEIGHT: 194px; TEXT-ALIGN: center" height="221" alt="" src="http://www2.dw-world.de/images/35907/art-big-35907.jpg" border="0" /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www2.dw-world.de/persian/menschenrechte/print/custom.printframe/1.147019.1.html"&gt;گزارش روز نخست این سمینار&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;با اینکه عاشقانه دوست می داشتم در سمینار شرکت کنم و اسناد و مدارک بسیاری برای ارائه داشتم و می توانستم دربارۀ مسائل زیادی صحبت کنم، اما متاسفانه موفق نشدم. از همۀ رفقایی که این برنامه را تدارک دیده و از ماه ها قبل در پی هماهنگی و تنظیم آن بودند صمیمانه سپاسگزارم و من پوزش از اینکه نتوانستم در کنارشان حضور داشته باشم، برایشان آرزوی موفقیت دارم. و امیدوارم این مراسم همه ساله تداوم یابد&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#330000;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;مسئلۀ حقوق بشر پاشنۀ آشیل جمهوری اسلامی است، با تکیه بر آن و بررسی و افشای مدارک و شواهد خود و جستجو برای یافتن مدارک و شواهد جدید، در براندازی رژیم کوشا باشیم. هیچ خانواده ای نیست که در آن شخصی تبعید یا اعدام نشده باشد. با یافتن مدارک و شواهد از جنایات رژیم در زندان ها و افشای آن کمک بزرگی به دستیابی زودتر به عدالت، آزادی و دموکراسی خواهیم کرد&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112169102946942962?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112169102946942962'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112169102946942962'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112169102946942962' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112167299809394821</id><published>2005-07-18T00:27:00.000-07:00</published><updated>2005-07-18T04:59:02.403-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://www.rojhilat.org/index.asp?l=sv&amp;t=a&amp;amp;id=1733"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 265px; CURSOR: hand; HEIGHT: 231px" height="262" alt="" src="http://www.rojhilat.org/bilder/Shwane_pesh_shehidbun1.jpg" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;جنایت جنون آمیز در مهاباد &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#000000;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;رژیم سفاک جامانده از سرقت انقلاب به دست خمینی جلاد، بار دیگر جنایتی مهیب یادآور خاطرۀ دردناک جنایات رژیم جمهوری اسلامی در دهۀ 60 است را مرتکب شده است. در پي جنايتي که نيرو هاي انتظامي در مهاباد کردند و جوان مهابادي به نام ((شوانه قادري)) را با شکنجه و به طرز فجيعي به قتل رساندند. در پی این اقدام د بشری، مردم مهاباد دست به اعتراضی به حق زدند که با هجوم و سرکوب نيرو هاي سرکوبگر مواجه شد. برای دیدن تصاویر پیکر شکنجه شده شوانه روی تصویر کلیک کنید. &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;تماشای عکس ها به بچه ها و آنانی که بیماری قلبی دارند توصیه نمی شود&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://mahabad2.blogfa.com/"&gt;&lt;strong&gt;اعلام همبستگی وبلاگ نویسان و دیگر افراد با مردم مهاباد&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#990000;"&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;!!!و حکایت جنون زدگی برخی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#990000;"&gt;بعد از یادداشتی که پیچای در دفاع از اکبر گنجی نوشت از همان قماش پست فطرتی که با نمایش اروتیک شان در کنفرانس بریلین اسباب به زندان افگندن گنجی را مهیا کردند، طلبکارانه می نویسند: &lt;span style="color:#330000;"&gt;از این نوع انسان دوستی واقعا باید ستایش کرد با این بینش به گنجی و گنجیها قوت قلب دادید که بابت تمامی جنایات که مستقیم یا غیر مستقیم ایشان در آنها شرکت داشته نه تنها کسی نباید بازخواستی در فردای قیام مردمی از این سربازان امام زمان انجام دهد بلکه ظاهرا مردم به ایشان یک تشکر هم بدهکار هستند_ولی بدان که این نوشته های گوهر بار شما به عنوان سندی در کنار دیگر اسنادخیانت به تمامی مبارزه خونین یک نسل عرضه خواهد گردید&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;یک بار دیگر به جرات و با اطمینان می گویم که هیچ شاهد و یا سندی از درگیری مستقیم و یا غیر مستقیم اکبر گنجی در کشتار زندانیان سیاسی در دهۀ 60 در ایران وجود ندارد و این خزعبلات را برای آنانی بازگوئید که از تاریخ اطلاعی ندارند. شما که دنبال سند می گردید آقایی که بان محمد در وبلاگ پیچای کامنت می گذاری، شما که یادداشت بنده را هم جزو اسناد جنایات ج.ا می شمارید بدانید و آگاه باشید که صرفا خود را به تمسخر گرفته اید. حککا با طرح این دروغ ها می خواهد ذهنیت ها را منحرف کرده تا از اقدام موازی و یحتمل آگاهانۀ خود با دستگاه علی فلاحیان و سعید امامی در مورد کنفرانس برلین سخنی به میان نیاید. غافل از این که اگر دادگاه های مردمی تشکیل شوند و اگر روزی آن ها را به عنوان انسان قابل بدانند، باید پاسخگوی اقدامات جریان انحرافی و کثیف خود طی سالهای گذشته باشند؛ اکبر گنجی هرگز جنایت نکرده و در جنایت نیز شریک نبوده است. اگر جریانات رذل و پست حککایی سندی و یا شاهد موثقی دارند، به آقای مرتصوی ارائه دهند که اسباب مسرت ایشان است&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt; &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#333333;"&gt;در پی مطالب منتشره در وبلاگ پیچای حضرت آقای محمد فتاحی از اعضای مرکزیت حککا در شماره 31 بولتن داخلی آن گروه که با نام پاسخ منتشر می شود، جوابیۀ جالبی داده که نظر خوانندگان محترم پیچای را به آن جلب می کنم. پاسخ را &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.hekmatist.com/pasox31.pdf"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#333333;"&gt;اینجا&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#333333;"&gt; می توانید بخوانید. ایشان با گزینش تنها یک جمله از مقالۀ مهرنوش موسوی و دفاع از آن و برخورد گزینشی با مطلب منتشره در پیچای سعی کرده در نهایت ادب که دور از مرام سازمان مزبور است، پاسخ پیچای را بدهد. گویا حکمتیست های انقلابی بالاخره فهمیده اند و از گـُه خوردنشان درکنفرانس برلین پشیمانند. جالب اینکه حرت آقای فتاحی که معلوم نیست یک شبه از کدام سوراخ بیرون افتاده که در این سن و سال حکمتیستی انقلابی شده نویسندۀ پیچای را از روی لینک های حاشیۀ وبلاگ به چیزی دردایرۀ اکثریت و راه کارگر و حواشی آنها متهم می کند. حالا این جریانت مذکور چه دخلی به هم و یا چه ارتباطی با پیچای دارند و یا می توانند داشته باشند، صرفاً از ذهن بیمار و اطلاعاتی حککا بر می خیزد، ذهنی که بدون مطالعه و از سر هوس و کتره ای یک شبه کمونیست شده و البته کمونیست کاغذی! حزبی خیالی و موهوم زده و دست به کارهای موازی با جریان مخوف اطلاعاتی رژیم می زند. آقای مفتاحی در جایی از مقالۀ هجوش نام نشریه ای از دانشگاه تهران را می آورد که نگارنده تنها چندبار سایتشان را دیده و بس، ایشان ذهن علیل و بیمارش را ناتوان از تشخیص هویت نویسندۀ پیچای دانسته، سر لج افتاده و دری وری هایی می گوید، شبیه آنچه همواره در پاسخ منتشر می شود. البته جای تحسین دارد که این بار گویا از سر ترس به فحاشی زیاد نیفتاده و کمی رعایت ادب را نموده، همین جا این بحث را مختومه اعلام می کنم و با پوزش از خوانندگان به دلیل لحن تند نوشته ام، تنها این لحن را به مرام و روش حککا منسوب می دانم و دون شان یک نویسنده می دانم که از چنین زبانی استفاده کند؛ اما دربرابر حککا، با اینکه کلاً مطالبم را درز می گیرم، معذورم در استفاده از این لحن. بدان امید که پوزش من را خوانندگان خواهند پذیرفت. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112167299809394821?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112167299809394821'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112167299809394821'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112167299809394821' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112143673331355589</id><published>2005-07-15T06:59:00.000-07:00</published><updated>2005-07-15T07:12:28.190-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ای دریغ از ما&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;اکبر جان، جان شیرینت را در انتظار بهبودی و امیدت را به آزادی در آرزوی پیروزی روز و شب می ستاییم&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 266px; HEIGHT: 205px" height="205" alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/6ec719e762.jpg" width="344" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;این سازمان حککا جداً کثیف تر و پست فطرت تر از آنچیزی است که فکرش را می کردم. ببینید خانم! مهرنوش موسوی دربارۀ اکبر گنجی چه خزعبلاتی نوشته. اینها جداً فکر می کنند که در فردای آزادی ایران جایی مهم دارند و همانوقت هم می خواهند که باز اکبرگنجی را به زندان بیاندازند، کثافت ها، فکر می کننید که شما چه فرقی با رژیم سفاک جمهوری اسلامی دارید؟! شما نام کمونیسم و چپ را به گند کشیده اید. شما از انسانیت بوئی نبرده اید.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;به عنوان یک پژوهشگر در باب مسئلۀ کشتار زندانیان سیاسی اعلام می کنم که هیچ سند و مدرکی و شاهدی از حضور اکبر گنجی در میان آمرین و عاملین کشتار زندانیان سیاسی در دهۀ 60 در ایران وجود ندارد. و به عنوان یک انسان ضمن آرزوی آزادی و بهبودی اکبر گنجی اعلام می کنم که در فردای آزادی ایران هیچ احدی حق ندارد خودسرانه و از روی باد شکم گنده و مفت خورش، مثل حککایی ها؛ کسی را بی جهت به دادگاه بکشاند.، یا چنین تخیلاتی به ذهن بیمارش راه دهد.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.hekmatist.com/1507mehrnoshm.htm"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#990000;"&gt;ببینید که حککا در موضع گیری بی شرمانه اش بر روی وب سایت رسمی اش دربارۀ گنجی نازنین چه می گویند: اگر دادگاهى بايد به جرم امثال اکبر گنجى به خاطر تلاش عملى عليه مردم ايران، يعنى به جرم فعاليت در دايره سياسى ايدئولوژيک سپاه، سازمان اطلاعات و ارشاد و... رسيدگى کند، بطور مسلم دادگاه مردمى است که فلسفه قضايى ناظر بر تلاش آنها، انتقام جويى نيست&lt;/span&gt;... &lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112143673331355589?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112143673331355589'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112143673331355589'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112143673331355589' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112120139277483674</id><published>2005-07-12T13:40:00.000-07:00</published><updated>2005-07-12T13:49:52.780-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;... از وقتی خلق پا شد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#330099;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;به دنبال مقابله نيروى انتظامى و جلوگيرى از برگزارى تجمع در برابر دانشگاه تهران، تظاهراتى در خيابان هاى&lt;a href="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/07/20050712165939irandemo203ap.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 200px; CURSOR: hand" alt="" src="http://www.bbc.co.uk/worldservice/images/2005/07/20050712165939irandemo203ap.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; اطراف برگزار شده است. در گزارش هاى جديد منابع خبرى مستقل شمار تظاهركنندگان در آغاز حركت حدود 300 نفر و در پايان حركت حدود 1500 نفر ذكر شد. همچنين تعداد دستگيرشدگان بيست نفر تخمين زده شد. حزب دمكرات ايران از ضرب و شتم شديد تظاهركنندگان توسط ماموران انتظامى ولباس شخصى ها خبر داد، و سايت بازتاب وابسته به محسن رضايى "پرتاب گاز اشك آور" به ميان جمعيت تظاهركننده را تاييد كرد. همچنين يك منبع خبرى نزديك به گروه هاشمى رفسنجانى اعلام كرد كه على اكبر خوئينى ها در ميان دستگيرشدگان است. به گزارش سايت "هاتف" محمد هاشمي، محمد صادقي، نادر فتوره چى و ناصر اشجارى از اعضاى دفتر تحکيم وحدت نيز بازداشت شدند. در تجمع و تخحصن امروز شعارهايى در دفاع از آزادى زندانيان سياسى و آزادى اكبر گنجى سر داده شد.نيروى انتظامى براى خبرنگاران و عكاسان رسانه ها مشكلات زيادى ايجاد كرد و تلاش كرد مانع كار آنها شود&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Georgia;"&gt;. &lt;a href="http://www.roshangari.net/as/ds.cgi?art=20050712195101.html"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#999999;"&gt;&lt;strong&gt;متن کامل از سایت روشنگری&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt; &lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.roshangari.net/as/sitedata/20050712202946/20050712202946.html"&gt;&lt;span style="color:#999999;"&gt;&lt;strong&gt;گزارش تظاهرات 18 تير 1384 در شهر برن – سوئيس&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112120139277483674?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112120139277483674'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112120139277483674'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112120139277483674' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112101767521039523</id><published>2005-07-10T10:26:00.000-07:00</published><updated>2005-07-10T10:47:55.216-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://images.google.com/images?q=tbn:XtAl5zYId1YJ:www.iran-chabar.de/Archive/honar/maghsadi/foto/maghsadi.JPG"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 110px; CURSOR: hand; HEIGHT: 125px" height="146" alt="" src="http://images.google.com/images?q=tbn:XtAl5zYId1YJ:www.iran-chabar.de/Archive/honar/maghsadi/foto/maghsadi.JPG" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000000;"&gt;این سرودۀ رضا مقصدی بسیار به دلم می نشیند. فارغ از اینکه به یار سفرکرده امان حمید منتظری اهدا شده، رضا، حمید را به خوبی شناخته و درک می کند، چرا که در جوانی شب های بسیاری با هم بوده اند، رضا در همانجایی زندگی می کرد که حمید و همسر جوانش که به تازگی ازدواج کرده بودند در آن جا زندگی می کردند! "غم تو چیست نگارا" گویای درد و رنج بسیاری است که زندگی در غربت و محرومیت از دیدار یاران و دوستان بر انسان تحمیل می کند. این سروده پس از کشته شدن حمید منتظری در تابستان 1367 به دست دژخیمان خمینی توسط رضا مقصدی . در رثای حمید سروده شده است. یادش گرامی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ش . پیچای&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;"&gt;&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#cc0000;"&gt;غم تو چيست نگارا&lt;br /&gt;جزيره های بهار&lt;br /&gt;بانتظار تو بودند&lt;br /&gt;بانتظار پيامی&lt;br /&gt;که از کرانه قلب تو، عاشقانه برآيد&lt;br /&gt;صنوبران جوان&lt;br /&gt;به جان، شکفتن عشق تو را هماره سرودند&lt;br /&gt;تو در شبانه ترين لحظه های نيلوفر&lt;br /&gt;به تابناکی تاريخ تاکها خواندی&lt;br /&gt;و در چکامه تابانت&lt;br /&gt;که رنج شبها را&lt;br /&gt;زخاطرات درختان شهر برميداشت&lt;br /&gt;هزار پنجره خنديد&lt;br /&gt;کسی نميداند&lt;br /&gt;که جان عاشق تو&lt;br /&gt;کجا فرو مرد&lt;br /&gt;که در کبودی چشمان هر بنفشه، غم تو است&lt;br /&gt;عزيز گمشده من&lt;br /&gt;بسوگواری آوازت&lt;br /&gt;که در طراوت گلهای باغ همسايه&lt;br /&gt;و د ر نجيب ترين لحظه های من جاريست&lt;br /&gt;دلم بخنده هيچ عابری سلام نگفت&lt;br /&gt;به لاله ها گفتم:&lt;br /&gt;دل غمگين مرا&lt;br /&gt;بشادمانی آغوش باغها ببريد&lt;br /&gt;که در تبسم سرشار شمعدانيها&lt;br /&gt;و در ترنم شفاف آبهای صبور&lt;br /&gt;حضور زمزمه لحظه های شيدائيت&lt;br /&gt;به لاله ها گفتم:&lt;br /&gt;بسوگواری آواز بی قراری تو&lt;br /&gt;طنين داغ دل عاشقم تماشائيست&lt;/span&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112101767521039523?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112101767521039523'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112101767521039523'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_07_01_archive.html#112101767521039523' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-112014157416072501</id><published>2005-06-30T07:13:00.000-07:00</published><updated>2005-06-30T07:26:14.166-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;شخصی که در تصویر مشخص شده، &lt;span style="color:#000000;"&gt;احمدی نژاد&lt;/span&gt; است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/e9028126a9.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 290px; HEIGHT: 177px" height="232" alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/e9028126a9.jpg" width="341" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:100%;"&gt;احمدی نژاد و رژيمش، رويای باز گرداندن عقربه های ساعت به سالهای هولناک دهه 60 و 70 را به گور خواهند برد&lt;/span&gt;.&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#cccccc;"&gt;بخشی از مقالۀ آرش کمانگر به نام: چگونه شهردار رئیس جمهور شد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;a href="http://www.iran-emrooz.net/index.php?/news/more/2426/"&gt;سرمقاله‌ی روزنامه " تاگس اشپيگل "، 26 ژوئن 2005 را بخوانید که بسیار خواندنی است &lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-112014157416072501?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112014157416072501'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/112014157416072501'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#112014157416072501' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111979271168152998</id><published>2005-06-26T06:01:00.000-07:00</published><updated>2005-06-26T06:38:13.936-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#000000;"&gt;به لاله ها گفتم:&lt;br /&gt;بسوگواری آواز بی قراری تو&lt;br /&gt;طنين داغ دل عاشقم تماشائيست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;a href="http://www.kar-online.com/yadbood/yadbood_3.html"&gt;بخشی از سرودۀ رضا مقصدی در رثای حمید منتظری&lt;/a&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;img alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/3c6bc3b145.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نامۀ مادر انوشیروان لطفی به کمیتۀ همبستگی با ناصر زرافشان، سوئد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;ما مادران دو رژيم بسياری قربانی در راه آزادی مردم ايران نثار کرده ايم، ديگر بس است. ما شرايط سختی را پشت سر گذارده ايم و تحمل مصيبتی ديگر را نداريم. ما خواستار آزادی بی قيد و شرط ناصر زرافشان و ديگر زندانيان در بند هستيم. ما از تحصن چند روزه شما جلوی سازمان ملل شهر استکهلم در سوئد به منظور همراهی با ما برای آزادی ناصر زرافشان تشکر و قدردانی می کنيم. ما همچنين خواستار ايرانی بدون هر گونه زندان، آزار و شکنجه هستيم و از همه نيروهای مترقی که در سر تا سر دنيا برای رسيدن به اين اهداف تلاش می کنند، حمايت می کنيم&lt;/span&gt;. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مادر لطفی &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;به نمايندگی از طرف مادران مصيبت ديده دو رژيم بخصوص دهه 60&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;مادر من نیز بارها در این غربت با تو سخت گریسته ام، اینبار که یاد یاری نادیده و نزدیک انگار تمام وجودم را در هم می فشرد تا قطرۀ اشکی، مادر کجایی تا فرزاندانت را در آوارگی ببنی که چگونه انوش و حمید، رفای دور و نزدیک، سفرکردگان روزهای سختی و هر روز مانند شب در درد، چگونه تنها با یاد یارنشان زنده اند و با هوای انتقام. مادر، روزهای سختی در پیش داریم. فرزندانمان که گناهی نکرده بودند، مادر ما را در آغوش بگیر. بگذار بوی یارنمان را باز دریابیم، شاید دیگر تن به خفت و خواری نسپردیم. همانطور که امروز ناصر زرافشان عزیز آزادترین آزادگان است، مادر، تو آنجا به ناصر نزدیک تری. سلام و سپاس من را برای این که باز به یاد رفیقانم انداخت و به یاد خود که چه کوتاهی ها کردیم با این کوتاه آمدنمان. مادر مراقب خودت باش و ناصر را در نخستین لحظۀ پس از خروج از زندان، از سوی تمامی یاران ببوس&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;ش . پیچای، سوئد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111979271168152998?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111979271168152998'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111979271168152998'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111979271168152998' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111963337312025718</id><published>2005-06-24T10:09:00.000-07:00</published><updated>2005-06-24T10:16:13.126-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;گرامی باد چهار تیر، سالروز تولد " راه کارگر "&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.rahekargar.org" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/9d1de4af13.gif" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#990000;"&gt;در روز 4 تیر 1358 ، چند ده نفر از زندانیان سیاسی چپ دوره ستم شاهی، که با انقلاب مردم ایران از زندانهای رژیم پهلوی رها شده بودند ، گرد هم آمدند تا بر مبنای اشتراکات فکری و سیاسی خود ( که عمدتاً از 54 به بعد شکل گرفته بود ) پایه های یک جریان نوین کمونیستی را پی بریزند. بخش اعظم این بنیانگذاران ، در دهه چهل و پنجاه، مشغول مبارزه سیاسی ، صنفی، فرهنگی و بعضاً چریکی با رژیم استبدادی و وابسته به امپریالیسم محمد رضا پهلوی بودند .&lt;br /&gt;" گروه فلسطین " ، سازمان چریکهای فدائی خلق ، سازمان مجاهدین خلق و گروه " ستاره سرخ " جریاناتی بودند که پایه گذاران " راه کارگر" به آنهاتعلق داشتند . این کادرها در درون زندان، حول مرزبندی با حزب توده ، استقلال از بلوکهای " سوسیالیسم واقعاً موجود " ، مرزبندی با مشی چریکی جدا از مردم و تحلیل مناسبات احتماعی – اقتصادی ایران به مثابه یک فرماسیون سرمایه داری ( که عمیقاً به امپریالیسم جهانی به سرکرده گی آمریکا وابسته بود) بتدریج بهم نزدیک شده و حول این اشتراکات، در درون زندان به بحث با نحله های فکری دیگر میپرداختند . آنها پس از رهایی از چنگ ساواک جهنمی بدست پرتوان زحمتکشان ایران، بلافاصله در تحلیل از انقلاب ایران و رژیم نو پای جمهوری اسلامی نیز به توافق رسیده و تقریباً جزو معدود جریانات سیاسی بودند که با اعلام شکست انقلاب بهمن، رژیم اسلامی را یک رژیم ارتجاعی و ضد مردمی ارزیابی نمودند.&lt;br /&gt;این تحلیل دقیق- که در آنزمان نوعی شنا خلاف جریان آب بود – در شرایطی ارائه می شد که بخش اعظم نیروهای سیاسی کشور، در توهم نسبت به ماهیت رژیم نوپا بسر برده و شماری از آنها مشغول ائتلاف و همکاری با کاست روحانیت حاکم بودند . بنیانگذاران " راه کارگر" پس از اعلام رسمی تأسیس سازمان در 4 تیر 58، شروع به انتشار سلسله مباحثاتی بصورت کتاب و جزوه نمودند. " شرایط عینی انقلاب" ، " درباره تئوری پیشاهنگ " و " فاشیسم ، کابوس یا واقعیت؟! ( در پنج جلد) از جمله این آثار بودند که به سرعت ، موجبات رشد نفوذ فکری راه کارگر در میان مبارزین چپ را فراهم نمود . از آذر 58 نیز هفته نامه راه کارگر شروع به انتشار نمود که بنوبه خود سهم به سزایی در افشای رژیم نوپا و جریانات راست مدافع آن داشت . راه کارگر یکسال پس از تأسیس، بدل به نیروئی با چند هزار عضو، هوادار و دوستدار شد که در سراسر ایران، مشغول پاشیدن بذر آگاهی، آزدیخواهی و برابری طلبی بودند . اما متاسفانه برقراری اختناق هولناک پس از سی خرداد 60 ، این پروسه رشد را متوقف نمود و ضربات هولناکی بر پیکره سازمان نوپای ما فرود آورد . در جریان کشتار زندانیان سیاسی در فاصله سالهای 60 تا 67، راه کارگر صدها تن از بنیانگذاران ، اعضا و هواداران خود را از دست داد که در میان آنها حدود پنجاه کادر، زندانی سیاسی زمان شاه بودند ک. از میان جانباختگان ، ده نفر در کمیته مرکزی سازمان عضویت داشتند . از جمله دبیر اول کمیته مرکزی سازمان در جریان این سلاخی ها جان باخت . اما به رغم این ضربات وحشتناک و توقف موقت انتشار نشریه راه کارگر ، سازمان ما توانست ابتدا در طول سال 62 حدود 12 نشریه منطقه ای و سپس از فروردین 63 ماهنامه سراسری خود را منتشر نماید که با انتشار یک فصلنامه تئوریک بصورت کتاب توأم بود . باآغاز فعالیت رادیوی سازمان در پائیز 65 راه کارگر توانست فصل جدیدی از فعالیت های خود را آغاز کند.&lt;br /&gt;سازمان ما در طول این 26 سال، هیچگاه از بازنگری در اندیشه های خود غافل نبود. ما در سال 61 با نقد گرایشات پوپولیستی خود، همه توان خویش را صرف سمتگیری بسوی کارگران و زحمتکشان و استقرار در محیط زیست و کار آنها نمودیم . در همین راستا در سال 62 نام " سازمان کارگران انقلابی ایران " را برای خود برگزیدیم . پذیرش شعار "آزادی بی قید و شرط اندیشه ، بیان و تشکل" و نیز " لغو کامل هر نوع شکنجه واعدام " تحول دیگری بود که در اواسط دهه 60 به آن نائل آمدیم .&lt;br /&gt;متاسفانه این تحول، سبب نقد به موقع بورکراتیسم و فقدان دمکراتیسم درون تشکیلاتی، نشد ، لذا این کمبود فاحش، سبب بروز انشعاب در تشکیلات خارج از کشور سازمان ما در سال 67 شد که طی آن دهها تن از کادرها واعضای سازمان، از آن جدا شدند. این انشعاب وا خراجها، علیرغم دردناک بودن آن، سبب بروز تحولات دمکراتیک مثبتی در سازمان ما با هدف نقد سنتهای بوروکراتیک و استالینی شد. برگزاری اولین کنگره سراسری سازمان در 1370 و انتخابی شدن کمیته مرکزی، که در سالهای بعد با حق ایجاد فراکسیون نظری و نیز تبعیض مثبت به نفع زنان، تکمیل شد، از جمله تحولات مثبتی بودند که سبب رشد کیفی راه کارگر گردید. ما همچنین از سال 70 به نقد خود بر کشورهای به اصطلاح سوسیالیستی ، عمق بیشتری داده و اعلام کردیم که تجربه بکار گرفته شده در این کشورها، ربطی به اندیشه های مارکسیستی که سوسیالیسم را از دمکراسی و آزادیهای بی قید و شرط ، جدائی ناگذیر می داند، ندارد . بدون شک این تحولات مثبت ،باید باز هم ادامه پیدا کند تا قادر گردد در کنار دیگر مبارزین سوسیالیست و کارگران پیشرو در جهان ، بار دیگر در برابر بربریت سرمایه ( جهنم فقر و نابرابری و جنگ و کشتار) موجبات عروج مجدد انقلابات سوسیالیستی و رهائی بخش را فراهم کند .&lt;br /&gt;ما در گذشته، اشتباهات و کمبودهای بسیاری داشتیم ودر آینده هم ممکن است ، از آنها بری نباشیم. اما در همه حال، به خون صدها جانباخته راه کارگری و میلیونها مبارز چپ و آزادیخواه در چهان سوگند یاد می کنیم که یک لحظه از کمک به " خود رهایی" کارگران و زحمتکشان ایران و جهان غافل نباشیم و تا آخرین نفر و تا آخرین نفس، شانه به شانه آنها برای آرمانهای نیکوی بشری : آزادی و برابری، مبارزه کنیم . با امید به استواری همه ما در این راه سترگ !&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;خجسته باد 4 تیر سالروز تأسیس راه کارگر&lt;br /&gt;زنده باد آزادی، زنده باد سوسیالیسم&lt;br /&gt;کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران راه کارگر 4 تیر 1384&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111963337312025718?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111963337312025718'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111963337312025718'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111963337312025718' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111954345343612462</id><published>2005-06-23T09:08:00.000-07:00</published><updated>2005-06-24T10:28:41.606-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;عصر روز سى خرداد، در مركز شهر كلن آلمان، به دعوت كميته بين المللى عليه اعدام، تعداد زيادى تجمع كرده و خود را براى گراميداشت ياد و خاطره هزاران نفر اعدام شدگان به دست حكومت اسلامى آماده مي كنند.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/544e0346ba.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/544e0346ba.jpg" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;در مركز شهر در ابتدا همه اين انسانها كه خود كوله بارى از خاطرات روزهاى سياه قتل عام و حمله به منازل و سركوب و كشتار سى خرداد را در قلبهايشان دارند، يكديگر را در آغوش گرفته و در سكوت به سوى رودخانه راين حركت ميكنند. در كنار رودخانه راين، مينا احدى طى سخنانى كوتاه در مورد سى خرداد شصت گفت: " روزهايى كه بسيارى از عزيزان ما را گرفته و پيراهنهاى خونين آنها را تحويل امان دادند. روزهايى كه هزاران جوان پرشور و مخالف حكومت اسلامي، جنايتكارانه به جوخه هاى اعدام سپردند، روزهايى كه در زندانها، با شمارش تيرهاى خلاص حدس ميزدند، كه در اين روز چند نفر تيرباران شدند، روزهايى كه در آن روزنامه هاى چاپ شده، نه محل اخبار و رويدادها، بلكه محل اعلام اسامى اعدام شدگان، اعلام اسامى عزيزترين كسان ما بودند، اين تاريخ سى خرداد است و اين تاريخ متعلق به حكومتى است كه براى به شكست كشاندن يك انقلاب روى كارآمد. ابعاد جنايت سى خرداد سال شصت تا كنون ابدا روشن نشده است. تنها بعد از سرنگونى حكومت اسلامى است كه ابعاد جنايات اين جريان سياه و فاشيست اسلامى برملا خواهد شد." بعد از اين سخنان، جمعيت در صف منظمى و در حاليكه شاخه هاى گل رز را در دست داشتند، در كنار رودخانه صف بسته و به ترتيب و با اعلام يك دقيقه سكوت، گلها را بسوى رودخانه پرتاب كردند. رقص گلهاى زيباى رز در داخل رودخانه بزرگ راين، صحنه عجيبى بود. حاضرين در محل، اشك مى ريختند و ياد و خاطره كسانى را گرامى ميداشتند كه قهرمانان اين دوره تاريخ اند. خاطره دختران جوانى كه براى دفاع از زندگى انسانى و آزاد روزنامه پخش كرده و يا سخنرانى كرده بودند، و در زندان حكومت فاشيست اسلامي، بعد از تجاوز پاسداران ومزدوران حكومت به جوخه اعدام سپرده شدند. ياد و خاطره زنان حامله اى كه با بچه اى در شكم، در كنار ديوار قرار داده شده و تيرباران شدند. ياد و خاطره انسانهايى كه زير شكنجه جان باخته و حتى آثار گلوله روى بدنشان نبود. آثا سوزاندن با اطو و ناخن كشيدن و كشتن زير شكنجه را مادران و پدران و عزيزان اينها بايد مشاهده كرده و حتى اجازه گريه كردن نداشتند. ياد روزهايى كه بايد براى تحويل گرفتن عزيزانمان ، براى تحويل گرفتن جسد عزيزترين كسان خودمان، پول و هديه و شيرينى ميداديم. سى خرداد چنين روزهايى بود. و امروز در همه جا ياد و خاطره اين عزيزان را گرامى ميداريم. باشد كه در فرداى سرنگونى حكومت اسلامي، مجسمه هاى يادبود اين عزيزان را در همه جاى ايران ساخته و در عين حال ابعاد اين جنايات را در مقابل چشم جهانيان افشا كنيم.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;كميته بين المللى عليه اعدام&lt;/strong&gt; /&lt;strong&gt; ٢٢ ماه يونى ٢٠٠۵&lt;/strong&gt; &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Arial;color:#3333ff;"&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;پس از تحریر:&lt;/span&gt;&lt;strong&gt; لازم به توضیح است که وبلاگ پیچای با حقظ مرزبندی خود با جریان اپورتونیستی، مشکوک و ضد مارکسیستی حکمتیست و کمونیست کارگری، با آگاهی از این که در خبر فوق از یکی از اعضای این سازمان&lt;/strong&gt; (&lt;strong&gt;مینا احمدی&lt;/strong&gt;)&lt;strong&gt; سخن رفته است. اعلام می دارد که تنها هدف انعکاس این خبر بازتاب بزرگداشت قربانیان رژیم جمهوری اسلامی است، وبس؛ پیچای هیچ عملکرد و شعاری از جریانت فوق الذکر را قبول ندارد، اما احساس می کند در بیان مسائل حقوق بشر بر علیه رژیم می بایست همه پیگیر باشیم.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111954345343612462?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111954345343612462'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111954345343612462'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111954345343612462' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111928002155196281</id><published>2005-06-20T08:01:00.000-07:00</published><updated>2005-06-20T08:07:01.556-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;نامه سه تن از مادران قربانيان قتل های سياسی سال 67 در ايران به زرافشان و گنجى&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 437px; HEIGHT: 260px" height="164" src="http://64.40.99.49/Multimedia/pics/1384/3/Photo/1474.jpg" width="146" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#c0c0c0;"&gt;&lt;strong&gt;مادر لطفی در تجمع کنندگان دربرابر زندان اوین در حمایت از ناصر زرافشان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#cc0000;"&gt;اعتصاب غذای شما و تجمع مردم در مقابل زندان اوين، ما را به روزهای قبل از انقلاب و اعتصاب غذای زندانيان سياسی برای احقاق حقوق از دست رفته شان و اعتصاب غذای ما خانواده ها در دادگستری برای کمک به موفقيت اين اعتصاب غذا انداخت. ما را به روزهای وحشت سال های شصت باز گرداند. هر روز که برای ملاقات می رفتيم، انتظار خبری دهشت انگيز زانوهايمان را سست می کرد. تجمع ما در کنار ديوارهای زندان اوين که فرزندان مان در پشت ديوارهای آن شکنجه و اعدام شده بودند، بسيار حزن انگيز بود. فرزندان عزيزمان، ما بسياری قربانی در راه آزادی مردم ايران نثار کرده ايم، ديگر بس است. ما تحمل مصيبتی ديگر را نداريم. هر چند ما عميقاٌ به تصميم فرزاندنمان احترام می گذاريم، اما فکر می کنيم که اگر فرزندانمان زنده بودند می توانستند منشاء اثراتی به مراتب بيشتر باشند. ما از فرزندان شهيدمان نخواستيم که به اعتقادات انسانی شان پشت کنند، از شما نيز نمی خواهيم. ما در کنار شما برای تحقق اين اهداف ايستاده ايم. ما تنها از شما می خواهيم به اعتصاب غذای خود خاتمه دهيد. ما انتظار داريم تا دستان گرم شما را در دستانمان بفشاريم و شما را در کنار خودمان داشته باشيم. ناصر عزيزما روز شماری می کنيم که از زندان رها شوی و در دادخواهی فرزندانمان وکيل ما باشی. در محاکمه ای که از عدالت در آن خبری نيست، و اکبر عزيز تو را نياز داريم تا همراه با ما، دردهای ناگفته امان را بگويی. اينها را از ما دريغ نکنيد. &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#cc0000;"&gt;با قلبی سرشار از محبت&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;مادر بهکيش ، مادر لطفی ، مادر معينی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111928002155196281?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111928002155196281'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111928002155196281'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111928002155196281' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111905393374161409</id><published>2005-06-17T16:46:00.000-07:00</published><updated>2005-06-18T12:02:16.353-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#000000;"&gt;&lt;strong&gt;اندر حکایتِ پاسخ ِ آقای ِ دانای کل!&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;در سرمقالۀ &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.org/khak.html"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#3366ff;"&gt;شمارۀ 13 نشریه خاک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt; و در انتهای امر، سردبیر محترم چنین نگاشته است که:&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#000099;"&gt;هميشه سنت اتهام پراکنی يا بهتر بگوييم فحاشی و "کار پليسی" نسبت به نيروهای راديکال وجود داشته است. به هر حال ما اتهام هر گونه نزديکی فکری يا سياسی با هر حزب يا گروه سياسی خارجی يا داخلی را تکذيب می کنيم و بر هويت دانشجويی و مستقل خود پا می فشاريم و دعوت می کنيم دوستان اگر حرفی برای گفتن دارند، مشخصاً بر روی مطالب و روی مواضع نقد کنند، نه برچسب زنی، فحاشی و.. که تنها ناتوانی اين دوستان را از ارائه يک بحث ساده نشان می دهد&lt;/span&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 229px; HEIGHT: 79px" height="164" src="http://www.eshterak.org/images/khak.jpg" width="146" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;این سخن گویا مقالۀ &lt;a href="http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_pichay_archive.html#111727487142712261"&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;خاک بازی با نام انقلاب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;، &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;منتشره در پیچای&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; را نشانه گرفته، اما سراسر کذب محض است! چرا که نویسنده ی آن &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;مقالۀ منتشره در وبلاگ پیچای&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; نه تنها، مورد تهدید ضرب و جرح از سوی خاکی ها قرار گرفته است. و هیچگاه، هیچ حرکت و یا اقدام پلیسی بر علیه ایشان انجام نداده که چنین تهدیدی را خود، اقدامی پلیسی بر می شمارد. دیگر این که در کمال ناباوری نویسندۀ سر مقالۀ فوق خود و نشریۀ خاک را &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;نیروهای رادیکال&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; می خواند! و لابد در برابر، نویسندۀ منقد آن ها فردی مرتجع خواهد بود. پیچای قضاوت را بر عهده ی خوانندگان می گذارد. دیگر اینکه گرچه سردبیر خاک بر هویت مستقل دانشجوئی خویش و نشریه مذکور پا می فشارد، اما انتشار اینترنتی نشریه دست بر قضا بر عهده ی &lt;a href="http://www.eshterak.org"&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;وب سایت اشتراک&lt;/span&gt;&lt;/a&gt; است، که یک جریان مستقل دانشجوئی نیست. نمی دانم چه پاسخی درقبال این حرکت خواهند داشت؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;در ضمن ایشان دوستان منتقد را به مناظره و نشر افکار و عقاید مشخصاً بر مطالب و مواضع نشریۀ خاک دعوت می کنند، باید از اینشان پرسید که آقا مقالۀ مورد بحث چیزی جز این است؟ در حالی که بنا به گزارش واصله، آن ها در قبال نقدی مشخص و حتا در هنگام مناظرۀ مستقیم با نگارندۀ آن، تنها به فحاشی و برچسب های افترا آمیز سیاسی بسنده کرده و با برخوردی هیستیریک فضا را متشنج و بحث را نافرجام وانهادند. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="color:#660000;"&gt;به هر حال با اتمام این مباحث در همین نقطه، و پس از انتشار دو &lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;مطلب ارسالی&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; در این صفحه، وبلاگ پیچای اعلام می دارد که بیش از توان برخورد جدی در این قضیه را دارا می باشد! دیگر می ماند قضاوت تاریخ که مردم و مخاطبان خود دانند و جامعه بهتر از هر شخص منفردی نیروهای مترقی و رادیکال چپ خود را می شناسد و ارج می گذارد. بنابراین نیازی نیست برای اثبات رادیکال چپ بودن دایم آن را مانند برخی فریاد بزند&lt;/span&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&lt;&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com/uploads/073ef9f468.jpg" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 265px; HEIGHT: 190px" height="186" alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/073ef9f468.jpg" width="291" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#ff6666;"&gt;بعضی از همان برخی! در حال فعالیت رادیکال زندانی سیاسی آزاد باید گردد &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111905393374161409?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111905393374161409'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111905393374161409'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111905393374161409' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111886840917468890</id><published>2005-06-15T13:24:00.000-07:00</published><updated>2005-06-15T13:47:41.836-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;تحصن و اعتصاب غذای جمعی از ایرانیان شهر هانوفر آلمان در همبستگی با اعتصاب غذا کنندگان زندان های اوین و رجایی شهر و تحصن کنندگان در مقابل زندان اوین&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;اعتصاب غذا و به قول دکتر ناصر زرافشان ماراتن مرگ در زندان اوین و زندان رجایی شهر و متعاقب آن تحصن خانواده های زندانیان سیاسی ، اعضای کانون نویسندگان ایران و دیگر نهادهای سیاسی و اجتماعی در مقابل زندان اوین ادامه دارد.&lt;br /&gt;متأثر از این وضعیت حساس و خطر جدی ای که جان اعتصاب غذا کنندگان بویژه دکتر ناصر زرافشان را تهدید می کند ، برای دفاع از خواست های برحق اعتصاب غذا کنندگان و متحصنین مقابل زندان اوین و در اعتراض به روند ضد بشری رژیم جمهوری اسلامی که پس از یک دور نسل کشی دگراندیشان هم اکنون نیز مدافعان قربانیان جنایات سیاسی این رژیم و افشاگران آن را به بند کشیده و ابتدایی ترین حقوق آنان را پایمال می کند ، ما جمعی از ایرانیان شهر هانوفر در آلمان تحصن و اعتصاب غذایی سمبلیک از ساعت 9 صبح روز چهارشنبه 25 خرداد ماه در کارگاه فرهنگی – سیاسی ایرانیان شهر هانوفر به مدت سه روز آغاز می کنیم. پیچای آنجا منتظر شماست.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#009900;"&gt;شماره تلفن تما س&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;12607820-511-0049&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#009900;"&gt;فاکس&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;12607822-511-0049&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#009900;"&gt;امیل&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;info@kargah.de&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 437px; HEIGHT: 260px" height="164" src="http://www.hcn.se/ikfc/images/Zarafshan_0_IMG.JPG" width="146" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&lt;&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111886840917468890?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111886840917468890'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111886840917468890'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111886840917468890' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111877125335009718</id><published>2005-06-14T10:32:00.000-07:00</published><updated>2005-06-14T10:47:33.356-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 203px; HEIGHT: 259px" height="164" src="http://www.talieh-sepidedaman.com/Pictures/Bahman22Sizdah.JPG" width="146" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.piroozdavani.com/"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;از صفحه زنده یاد پیروز دوانی دیدن کنید&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;پیام پیروز چگونه ورق خورد؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;پیروز دوانی در سال 1340 در شهر تهران به دنیا آمد و به دلیل سنت مبارزاتی که در محیط خانوادگی ‏اش وجود داشت، از دوران کودکی به مسایل اجتماعی پیرامون خود حساس بود. با شروع انقلاب، پیروز ‏با انرژی و انگیزه وصف ناپذیر به صفوف انقلابیون پیوست و همزمان با توفان های شگفت انگیز سال ‏‏1360 به خاطر هواداری و فعالیت با جریانات چپ دستگیر و به مدت هفت ماه زندانی شد. او پس از آن ‏نیز سه سال دیگر را به خاطر پی گیری فعالیت های سیاسی اش در سایه سار کوه های اوین و در کنار ‏بسیاری از زندانیان گروه های مختلف سپری کرد و پس از آزادی، در غیاب سازمان های سیاسی، خود ‏به تنهایی شروع به فعالیت نمود. شرایط بحرانی حاکم بر تفکیک چپ در سطح جهانی و احساس ‏ضرورت باز نگری در مبانی اندیشه و جست و جوی هویتی نوین برای فعالان سیاسی چپ، دغدغه های ‏فکری و فرهنگی پیروز دوانی را در این دوران تشکیل می داد.‏در آن روزگار پیروز با بهره گیری از روحیه شفافیت طلبی و توانایی نظری و اجرایی ویژه اش تلاش کرد ‏تا باردیگر هواداران اندیشه چپ را با وجود تفاوت های نظری و مشکلات فراروی دور هم جمع کند.‏او دریافته بود که شاید اکنون دیگر دوران مبارزات مخفیانه به سررسیده است و شاید همفکران وی در ‏این شرایط بیش از هر چیز نیازمند باز نگری در هویت نوین خویش هستند. هویتی که متشکل از دو ‏مؤلفه اساسی دموکراسی خواهی و عدالت طلبی است. کوشش های پیروز دوانی در شرایطی شکل ‏گرفت که جنبش دموکراسی خواهانه مردم ایران نیز آرام آرام پا به افق های جدید تری در خرداد ماه ‏سال 76 می گذاشت. ‏در این دوران، دفتر فرهنگی پیروز بنیان گذاری شد و دوانی سعی کرد تا همه آگاهان، روشن فکران و ‏فعالان سیاسی را دور یک میز بنشاند. او با انتشار جزوه های "پیام پیروز" و برنامه های فرهنگی دیگر ‏در جست و جوی اتحادی بزرگ متشکل از همه اندیشه ورزان و جریاناتی برآمد که به آزادی ایران و ‏آزادی اندیشه و بیان اعتقاد داشتند و او صادقانه به دنبال راهی می گشت تا مسیر حرکت دموکراسی را ‏در سرزمین مادری اش هموار کند.‏دفتر فرهنگی پیروز به روی همه باز بود و ارتباط مستمر او با نیروهای سیاسی و فعالان جامعه مدنی به ‏سرعت از او چهره ای محبوب و درد آشنا ساخت.‏پیروز دوانی، در دفتر فرهنگی پیروز، مطالب گروه های سیاسی اعم از ملی ها، ملی – مذهبی ها، چپ ‏ها و دموکراسی خواهان را از برخی پایگاه های اینترنتی و مسافران می گرفت و در بین دیگران توزیع ‏می کرد.‏اتحاد چپ دموکراتیک، اندیشه ای بود که آن روزها همه اوقات او را به خود اختصاص داده بود و او می ‏کوشید در بولتن هایی که از سوی دفتر فرهنگی پیروز برای خواهندگان ارسال می شد، مطالب ‏گوناگونی را در این زمینه از همه طیف های آزادی خواه و عدالت طلب هوادار سوسیالیزم منتشر کند.‏ملی گرایان، ملی – مذهبی ها و دیگر تفکراتی که ریشه در تاریخ مبارزات این سرزمین پهناور داشتند، ‏هر کدام بخش های گوناگونی از مطالب این جزوات را به خود اختصاص داده بودند. او در این حرکت ‏فرهنگی کوشید تا با احترام به همه گروه هایی که در این راه هزینه پرداخته اند و در زیر بنای دیدگاه ‏ها و تفکرات خویش به عدالت اجتماعی و تأمین حقوق و مطالبات کارگران و دیگر طبقات زحمت کش ‏توجه دارند، همه را حول اتحاد دموکراتیک، به هم نشینی و همراهی دعوت کند. ‏‏"ماهنامه ایران فردا" نیز در چند شماره پیوسته، نشریات پیام پیروز را به خوانندگانش معرفی کرد. پس ‏از این اعلام حضور تقریباً علنی، پیروز دوانی آرام آرام زیر ذره بین قرار گرفت و بارها به او تذکراتی داده ‏شد و گوشزدهایی صورت گرفت. ‏پیروز دوانی از چند سو تحت فشار قرار گرفته بود و هر چند که نشریات پیام پیروز با دیدگاه ها و منابع ‏کاملاً مشخص انتشار می یافت، اما تهمت ها و برچسب ها موجی از تردید، تهمت و ناباوری متوجه او ‏شد.‏کار او علی رغم همه این مشکلات ادامه یافت و پیروز ارتباطات فرهنگی اش را همچنان با بخش وسیعی ‏از علاقمندانی که در نقاط مختلف کشور با او ارتباط برقرار کرده بودند، گسترش داد.‏دستگیری های کوتاه مدت و تهدیدات تلفنی، زنگ خطرهایی بود که پیروز دوانی بدون هیچ توجهی به ‏آن فعالیت هایش را ادامه داد. سرانجام در یکی از روزهای پاییزی سال 1377 نام وی در کنار سایر ‏کشته شدگان قتل های زنجیره ای قرار گرفت.&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111877125335009718?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111877125335009718'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111877125335009718'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111877125335009718' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111814900722727090</id><published>2005-06-07T05:48:00.000-07:00</published><updated>2005-06-10T01:27:13.410-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#666666;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نیروهای آگاه و فعال دیگر باید با اتحاد و اقدام مشخص علیه این جریان خاص، ضمن مشخص کردن صف بندی های خود با عناصر مشکوک، مرتج و بی هویت، راهی برای بازتاب ضربه های احتمالی به خود آن ها بیابند&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;نتیجه نقد سازنده:تعزیرِ نگارنده&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 141px; HEIGHT: 151px" height="164" src="http://www.hamshahri.net/vijenam/docharkh/1381/811228/001156.jpg" width="146" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;پس از نشر مقاله ی "&lt;/span&gt;&lt;a href="http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_pichay_archive.html#111727487142712261"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;خاک بازی با نام انقلاب&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;" نگاره مورد حمله و هجمه ی بسیاری از سوی مشتی هوچی و لمپن قرار گرفت؛ البته این حملات نکات روشنگری نیز در پی داشت. نخست این که همکاری نویسندگان این نشریه با جریان نوظهور، بی هویت و انحرافی کمونیست، بر نگارنده آشکارتر شد. که این نگارنده را به پایداری در راه خود ترغیب و تشویق نمود. از دیگر سو خبر رسید که گویا چند تن از نو قلمان نشریه خاک مقصودی در تعزیر نگارنده نیز در سر می پرورانده اند که خوشبختانه شخصی، ایشان را از این عمل باز داشت؛ از باب دم خروسی که نگارنده از وی دیده بوده روزی! و یا شاید از این باب که می دانسته این کودکان چه خطری می کنند در این دعوا !. دیگر اینکه بستن انواع اتهام به نگارنده و نزدیک کردن وی به مواضع سازمان و حزبی که دیگر وجود ندارد، نه تنها برای تعزیر وی کافی نبوده و نیست بلکه نگارنده، مبارزه با رفتارهای انحرافی این گروه جاعل سوسیالیسم را تا آخر عمر، بر خود اساس کار می داند. هنوز کسی فراموش نکرده موش دوانی ابلهانه ی این نویسندگان را به همراه سردسته ی مذکورشان را در خاک محترم خاوران که چه اشک ها از دیده ی مادران، آن روز درآورده و چه رفقای نازنینی را که ناراحت نکردند. و پس از آن هم با مزاحمت های تلفنی شبانه برای داغ دیدگان خاوران، با همان روشی که وزارت اطلاعات همواره اعمال می کرد، فضائی سرشار از ترس و نفرت بین خانواده ها ساختند. رئیس الروئسایشان هم به دریوزگی هویت دائماً دستبوس یکی از مادران است که اینروزها متاسفانه چندان حال و روز خوبی ندارد. و آن دیگر کودک سردسته ی این باند، دائماً دور یک نویسنده ی شریف، از کانون می چرخد و همواره خود را چپ و سوسیالیست می نامد و آن پیر را فریفته قصد جلب حمایت وی را در سر می پروراند. این است حکایت آشکار اراذل. به این قبیل آدم ها که پول برای اسکی رفتن ندارند و قیافه برای دختربازی، و در نتیجه برای کسب وجهه و دفع عقده، به دفاع از آزادی و سوسیالیسم و ... رو می آورند، باید گفت :بدانید که این همه بسیار سر بسته بود، از گندابی که شما ساخته اید. اما بازی را خود آغاز کردید؛ گرنه نگارنده را، سر به کار خویش مشغول بوده و چه نیاز به همسنگی نقدش با شما در این میدان سفله پرور میهن آغشته به خونمان. جمع کنید و بروید و دگر دم بر نیاورید که این چنین، و آن چنان و مخیل نشوید؛ که نگارنده را باکی نیست از هیچ کارتان. شما چپ نیستید و انقلابی، و این گونه هم نبودید و با این روش که در پیش گرفته اید، چنین نیز نخواهید بود. نیروئی هستید که در نهایت و در صورت رخداد انقلابی هم نقش ضد انقلاب خواهید داشت. نقشی کثیف که ناشی از بحران هویتتان است &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111814900722727090?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111814900722727090'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111814900722727090'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111814900722727090' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111761367854079049</id><published>2005-06-01T01:03:00.000-07:00</published><updated>2005-06-04T14:54:33.450-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بازتاب جهانی کشتار زندانیان سیاسی در ایران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 213px; HEIGHT: 43px" height="164" src="http://www.thestar.com/images/star/nav/star_banner.gif" width="146" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:lucida grande;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;گزارش تورنتواستار&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;اعدام دسته جمعی چنین تعداد وسیعی از انسان ها در طول چنین مدت کوتاهی، بدون هیچ پروسه قانونی و یا محاکمه ای، بسیاری از مفاد بیانیه جهانی حقوق بشر را که ایران خود امضاء کننده آن است، و همچنین چندین موافقتنامه بین المللی دیگر را نقض می کند. ولیکن جامعه بین المللی هیچگاه این قتل عام را به عنوان جنایت بر علیه بشریت به رسمیت نشناخته است... &lt;a href="http://www.azindad.net/print.php?sid=1734"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;متن کامل&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;* * *&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;اَقای دکتر معين و کشتار بزرگ ۶۷ و قتل های زنجيره ای&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;امروز اَقای هاشمی رفسنجانی به عنوان يکی از اَمرين اين کشتار می خواهد رئيس جمهور اين سرزمين شود، سرزمينی که هزاران خانواده ی داغدار لحظه ای از لعن و نفرين او و همدستان اش غافل نمی شوندسکوت اَمرين و عاملين اصلی ی اين جنايات قابل فهم است، اما شما چرا اَقای دکتر معين! چرا در باره ی اين جنايات سکوت کرده ايد؟ شمائی که قرار است محکم بايستيد و از اَزاديخواهی و اَزادانديشی دفاع کنيد، نظرتان در باره ی اَمرين و عاملين کشتار هزاران انسان اَزاديخواه و اَزادانديش چيست، با آنان چه خواهيد کرد، و با پيروزی شما، ميهن ما- زندان و قتلگاه آزاديخواهان و اَزادانديشان - ديگر شاهد اين دست فجايع نخواهد بود؟ &lt;span style="font-size:85%;color:#cc0000;"&gt;مسعود نقره کار &lt;span style="font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://antiffffff.freefronthost.com/index.php?url=uggc%2Sjjj.vena-punone.qr%2S1384%2S03%2S14%2Sabtuerxne840314.ugz"&gt;&lt;strong&gt;متن کامل&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#c0c0c0;"&gt;ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;فرياد بزنيم:ما انسانيم نه برگ راي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;بار ديگر انتخاباتي ديگر! بار ديگر انسان ها را بدل به برگه هاي راي کردن. در اين ساختار موجود هر انساني تنها به اندازه يک کاغذ پاره که در صندوق انداخته مي شود ارزش دارد. هزاران پوستر و بيلبورد براي اين است که انسان ها را بدل بکند به ماشين هايي که برگه هاي راي را پر کنند. بدون آنکه واقعا بخواهند و حتي بدانند که خواست هاي واقعيشان در اين جامعه چيست؟ بدون آنکه کانديدا ها نمايندگان واقعي خواست هاي افراد و قشر ها و طبقات واقعا موجود جامعه باشند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://hostedpictures.com" target="_blank"&gt;&lt;img style="WIDTH: 109px; HEIGHT: 138px" height="164" alt="Image Hosted by hostedpictures.com image host" src="http://hostedpictures.com/uploads/cfafbe1c65.jpg" width="146" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;اصلي ترين شعار در هر انتخاباتي اين بوده:&lt;&lt; ميزان راي ملت است&gt;&gt; . آري ملت خلاصه شد در راي!در حالي که ميزان بايد خود ملت باشد. خود انسان. خود هر فرد در جامعه اش . انسان به معناي واقعي کلمه . به معناي همين پوست و گوشت و استخوان . با همين خواست هاي روزمره و مادي و واقعيش. خواست هايي که هميشه زير چرخ دنده هاي بازي هاي آقايان له شده است.خواست کار ازادانه، تامين بهداشت، آموزش، نبودن فقر فاصلهي طبقاتي ، ازادي فردي ، کرامت انساني ، آزادي بيان انديشه و عمل ، امنيت و نبود سرکوب و خلاصه اينکه به اندازه ي يک انسان حقوقش رعايت شود.&lt;br /&gt;اينان انسان را از خود بيگانه کرده اند. انسان را تبديل کرده اند به موجودي که خواست هاي واقعيش را گم کرده است. انسان را ناتوان کرده اند از تحقق نياز هايش. راه هرگونه اعتراض را بسته اند. در اينجا است که انسان از سر ناچاري براي ابراز وجود متکي مي شود به يک تکه کاغذ! براي تاثيرگذاري در زندگي اش تنها اميدش را خلاصه مي کنند در نوشتن نامي بر روي برگه کاغذ! اميدي واهي و پوچ!اميدي که تجربه نشان داده کاذب و دروغين است.&lt;br /&gt;آري ما بايد اين امر را نفي کنيم. در گام اول بايد نفي کنيم که تنها راه تعيين زندگي مان دادن راي است. ما بايد ماشين راي شدن را نفي کنيم. ما نبايد تبديل به برگه هاي راي شويم . ما بايد انسان باقي بمانيم. اينان هيچکدامشان نمايندگان خواست هاي واقعي و ملموس ما نيستند.&lt;br /&gt;مابايد براي اثبات اول نفي کنيم. ما بايد براي اثبات انسانيت خويش برگه هاي راي را نفي کنيم.&lt;br /&gt;آري ما بايد فرياد بزنيم:ما انسانيم نه برگه راي&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#666666;"&gt;&lt;a href="http://bargeray.blogfa.com"&gt;برگرفته از وبلاگ برگ رای&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111761367854079049?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111761367854079049'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111761367854079049'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_06_01_archive.html#111761367854079049' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111727487142712261</id><published>2005-05-28T02:42:00.000-07:00</published><updated>2005-06-17T17:24:44.226-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#cc0000;"&gt;مقدمه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;: مدتی پیش یک مقاله که در نقد نشریه دانشجویی خاک نوشتم و در این وبلاگ منتشر کردم، باعث دلخوری نویسندگان نشریه و بستن انوع اتهامات به بنده گردید. از آن جا که حوصله ی درگیری با شعبان بی مخ ها را نداشته و ندارم و حکایت حال آن ها که با ادبیات دشنام و الفاظ ناشایست با یک نویسنده برخورد می کنند، حکایت خطرناک ظهور دیکتاتوری است. و من با دیکتاتور کوچولوها کاری ندارم. این بار مقاله را با حذف و تعدیل بخش هایی که به کسی بر نخورد باز می آورم. امیدوارم این بار شرشان را از سر من کم کنند و من را دیگر با این جماعت سرو کاری نیافتد. البته قصد انتشار مجدد این را نداشتم. اما برخوردهایی که گویا ناشی از مشتبه شدن امر بر برخی شده بود از برداشتن مقاله پیشین باز به این کار وادارم کرد. البته آقایون نویسنده ی نشریه خاک ببخشید اگر مقاله ی من به زعم شما مزخرف است. هر چه هست، از مزخرفات شما بهتر است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.eshterak.org/images/khak.jpg"&gt;&lt;img style="WIDTH: 396px; HEIGHT: 195px" height="142" src="http://www.eshterak.org/images/khak.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#993300;"&gt;در نقد نشریه دانشجویی خاک&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:180%;color:#3333ff;"&gt;&lt;strong&gt;خاک بازی با نام انقلاب&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;نشریه ی خاک یکی از چندین مجله ی دانشجویی با خط مشی چپ است که این روزها در دانشگاه تهران منتشر می شوند. جوان هایی پاک و پرشور که اعتقاد دارند با در پیش گرفتن راه و مرام سوسیالیتی ـ آن هم از نوع بدوی و گاهاً تخیلی آن، می توانند گریزگاهی از وضع موجود بیابند و دنیایی بهتر بسازند. شعار نشریه ی خاک که در هر شماره ی آن در صفحه ی دوم نوشته شده این است که : " از همه می خواهیم به پا خیزند. و فریاد رسای نه را بلندتر از همیشه در تاریخ تکرار کنند" اما هیچ وقت در هیچ کجای این نشریه نوشته نشده کدام فریاد رسای "نه" و خطاب به چه کسانی یا چه وضعیتی، شاید رفقای مارکسیست کلاسیک* ما این را به پای سپیدخوانی خواننده از متن گذاشته و فکر می کنند که شعار انقلابی و رادیکالی در آغاز مجله شان سر می دهند. آنها هیچ پاسخی جز برخوردهای هیستریک و غیر منطقی در قبال آن هایی که به مشی نشریه ی خاک منتقدند و یا به ایدئولوژی خود آن ها نه می گویند ندارند. آن ها با یک سویه نگری در دام دگماتیسمی افتاده اند که گویی تنها راه نجاتشان به زیر ضرب رفتن و نابودی توسط حاکمیت است. گوئی این رفقا دائماً خطاب به حاکمیت فریاد می زنند، ما را بگیرید. آن ها هیچ توجهی به هزینه هایی که بابت این چپ روی های کودکانه پرداخت خواهند کرد ندارند. در روی جلد شماره ی یازدهم ـ فروردین و اردیبهشت 84 نشریه ی خاک تیتری به این مضمون آمده که: "چه می گویید؟ ما به زبان انقلاب سخن می گوییم" کدام انقلاب رفقا؟ از توهم مالیخولیای خود لختی بیرون بیایید. جامعه ای که بدون آگاهی انقلاب می کند، آن هم به دست انقلابی هایی که سرشار از ضعف های تئوریک و عملی هستند، جامعه ای که هنوز به آن اندازه از رشد اقتصادی و اجتماعی نرسیده که لزوم انقلاب در آن احساس شود، هرگز در صورت بروز شورش و بلواهای کور (مانند قیام 57) موفق نمی شود نظامی دموکراتیک و منسجم را برقرار کند و نهایتاً دیکتاتوری را به جای دیکتاتوری دیگر می نشاند. شما رفقا و جامعه بیمار ما که امثال شما را در خود می پروراند، تا رسیدن به سوسیالیسم هنوز راه زیادی در پیش دارید.آیا هرگز در نشریه ی خاک مقاله ای که مواضع حاکمیت را مستقیماً مورد حمله قرار بدهد منتشر شده؟ در یازده/دوازده شماره ی اخیر که این گونه نبوده است. ما در هنگام خواندن مطالب این نشریه تنها با مقدار زیادی " آقا ما چپ هستیم و مبارزه می کنیم" و "فحش و ناسزا به روشنفکرها" آن هم با ادبیاتی که زاده ی استبداد تاریخی ما است و روزنامه هایی مانند یالثارات حسین و یا شلمچه از آن استفاده می کردند و می کنند مواجهیم. نویسندگان خاک همواره به جوان های امروزی تهمت بی عملی و "سوسول" بودن می زنند، همان که هاشمی رفسنجانی هم با لهجه ی خاصی می گوید! این همه شباهت بین ادبیات این جوان ها و ادبیات رسمی روزنامه های دست راستی جمهوری اسلامی، واقعاً عجیب است. نویسنده گان نشریه ی خاک بدون مطالعه ی تاریخی و تنها از روی تنگ نظری و شنیده های نادرست، در مقاله ای به مصدق حمله می کنند و با چوب زدن به جنازه ی وی معلوم نیست از کدام جریان در مقابل دفاع می کنند؛ ممکن است که خود ندانند اما آقای احسان طبری که در سال های 31 و حتا 32 در سرمقاله های ارگان حزب توده به مصدق حمله می کرد، تنها سالی نگذشته بود که در همان سرمقاله ها و در همان نشریه به عذرخواهی کردن رسید و به اشتباهات خود و حزب در قبال مسئله ملی شدن صنعت نفت و نخست وزیری مصدق و کودتا اعتراف کرد&lt;br /&gt;دوستان خاکی ما باید تاریخ بسیار بخوانند. بنشیند و با انتقاد از خود، جای این که شلوغ بازی جلوی روزنامه ی شرق را حرکتی انقلابی بدانند، روند رخدادهای انقلابی جهان را با نگاهی انتقادی بررسی کنند. ضعف دانش و آگاهی و بالاخص عدم شناخت از پیرامون و اجتماع خود، مهمترین ضعف جنبش چپ در طول تاریخ این سرزمین بوده و هست. با مشتی شعار های رادیکال و رمانتیک سوسیالیستی به هیچ حقیقتی نمی رسیم. مارکس و انگلس، هیچ گاه تاکتیک خود را طوری تنظیم نکردند که موجودیت حزب و ادامه ی مبارزه ی طبقاتی پرولتری وابسته به تحقق انقلاب شود. و در نتیجه پرولتاریادر برابر وضعیت دشوار یا انقلاب و یا ورشکستگی قرار گیرد.** دوستان نویسنده ی نشریه خاک باید بدانند که هیچ گاه با ضرب و زور نمی شود تاریخ را نگه داشت. جامعه پویاست و همین پویایی توده هاست که تاریخ را می سازد. با رجعت به شعارهای دیروز فقط می شود کمی ناستولوژی امروز را مرحم نهاد. اما آن ها که به راستی با نگاهی سوسیالیتی یه دنیای امروز می نگرند و راه نجات جامعه را از وضعیت نابسامان کنونی در برقراری عدالت و آزادی صرف می بینند، ابتدا باید به مطالعه و شناخت خود و اندیشه ی خود بپردازند. آن گاه به جای گرته برداری از شعارهای دودهه ی پیش با دانش و شناخت امروزی و مدرن ـ که الزاماً دموکراتیک خواهد بود ـ شعار های خود را بیابند و بر مبنای آن برنامه ی عمل و اساسنامه ای تنظیم کنند و خط مشی مشخصی داشته باشند. آری، این است یک فعالیت درست سوسیالیستی. اگر نه شعار و شور و شلوغ کردن کار دشواری نیست&lt;br /&gt;خاکی ها ابتدا می بایست ادبیات رکیک و کثیف خود را تغییر دهند و درست بنویسند. سپس باید بنشیند و بخوانند و خود را از دام یک دو جزوه ی حزبی که گروهی با دستمایه قراردادن شور و پاکی آن ها به این جوان ها حقنه کرده و صرفاً به فکر منافع جزبی خود هستند؛ جدا کنند و به شکل جدی به بازخوانی آثار مهم سوسیالیستی از مارکس و انگلس گرفته تا لوکاچ و لوگزامبورگ و آدرنو، بپردازند.و با نقد منصفانه، خود و همان خوانده ها را به بررسی بنشینند. جامعه را بشناسند و بر مبنای این شناخت و دریافته هایی که تنها محصول خواندن و خواندن است، به بازتولید متونی منطبق بر جامعه و فلسفه ی سوسیالیستی بپردازند. اگر نه فحش دادن به لوپز و مصدق و هرکه با ما نیست بر ماست گفتن، و درباره ی انقلاب، فقط با نام "انقلاب" نوشتن، کار دشواری نیست. بلکه شبیه خاک بازی کودکان است که محصولش هیچ گاه قابل قیاس با ساختمان سازی مهندسان دانش آموخته و مجرب نیست و نخواهد بود&lt;br /&gt;مارکس خود می گوید:"ما مدعی نشدیم، راهی که به این هدف(انقلاب پرولتری) می انجامد، باید در همه جا یکسان باشد. ما می دانیم که باید به نهادها، رسوم و سنت های هر منطقه ای توجه داشت.*** در ایران ما که قرن ها قرن است زیر یوغ استبداد داخلی و خارجی گرفتار گشته و در دایره ی بسته ی انسداد اندیشه گی افتاده، امروز دموکراسی و حقوق بشر یک لازمه ی بی قید و شرط است. اگر هم به انقلاب پرولتری اعتقاد داشته باشیم باید بدانیم که تنها تحت تاثیر دموکراسی است که پرولتاریا می تواند به بلوغی دست یابد که برای عملی ساختن سوسیالیزم به آن نیاز است.&lt;br /&gt;مارکس در مقدمه ای بر نخستین چاپ کاپیتال می نویسد: ملت های پیشرفته می توانند به روند تکامل اجتماعی شتاب بدهند. از دوستان خاکی باید پرسید که آیا ایران یک کشور پیشرفته است؟ مسلماً این گونه نیست. در خوش بینانه ترین حالت می شود ایران را در مرحله ی گذار تصور کرد، که البته این تصور خوش بینانه بسیار لغزان و نقدپذیر است. هنوز استبداد در حاکمیت است و علم و دانش در اقلیت و جامعه در انفعال و بی تفاوتی، یا از دیدگاهی در جایگاه ناظر بر این جدال است&lt;br /&gt;جهان به سرعت در حال تغییر و تحول است. سرمایه داری جهان را به سمت بربریت مطلق می کشاند و در این بین روشنفکر چپ گرا ی در اقلیت مطلق راهی ندارد جز با دست آویزی به ابزارهای سرمایه داری ـ مانند رسانه ها ـ در عرصه اجتماعی و ـ مانند سندیکاها و تشکل های مستقل کارگری و... ـ در عرصه ی اقتصادی؛ شتاب این روند رو به بربریت سرمایه داری را بگیرد، با این امید که روزی متوقف شود و توده های جهانی با درخواست حق انسانی خود بر علیه آن با دانش و آگاهی بشورند و نظم موجود را متلاشی کنند&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 266px; HEIGHT: 324px" height="142" src="http://www.hosseinonline.com/weblog/archives/CB103810.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;br /&gt;تردید و نگرانی دوستان نویسنده ی نشریه ی خاک از تغییر جامعه و حرکت مردم به سمت ارزش های مصرف گرایانه ی غربی چندان بی شباهت به تردیدهای و نگرانی های گروه های انصار حزب الله نیست. در مقاله ای در این نشریه، نویسنده به جوان هایی که در کافه ای در شمال شهر تهران غذای سگ آندلوسی ـ که در صحت و سقم این ماجرا بالکل باید شک کرد ـ حمله کرده بود که چرا می خورند؟!! این نگرانی ها هرگاه با احساس ضعف و نابرابری امکانات و توانای ها و نیز با احساس درمانده گی در برابر فرهنگ فراگیر با تکنولوژی پیشرفته اش همراه باشد، رفته رفته به ترس و هراس مبدل می شود و پیداست که عکس العمل های توام با ترس و ضعف، ناگزیر به اعمال قهرآمیز و خشونت آمیزمی انجامد. و این دقیقاً همان اتفاقی است که برای گروه های فشار موسوم به انصار حزب الله هم می افتد&lt;br /&gt;اما مارکسیست متفکر امروزی با شناخت و سپس نقد ابزارهای سرمایه داری در تولید نظم نوین جهانی، به مبارزه با آن می پردازد. اما نویسندگان نوجوان نشریه خاک چه می کنند؟ در مصاحبه ای با یکی از نویسندگان روزنامه شرق به خاطر ضعف شخصیتی و تئوریکی که در آن ها موج می زند، اجازه می دهند که نویسنده ی مذکور به سخیف ترین شکلی آن ها را به بازی بگیرد و سپس در کمال خامی و ساده گی مصاحبه را ـ که به خاطر ساده گی بیش از حد و مطایبات موجود در آن به صحت و سقمش می شود شک داشت ـ در نشریه خاک چاپ می کنند و در مقاله ای دیگر در راستای! همان گفتگو به تمجید از خود و حرکت انقلابی خود می پردازند. شرق هم در مقابل،فردای آن روز عکس و تفصیلی از این حرکت منتشر می کند که رفقای حاضر در آن جمع را ارضاء کرده و احتمالاً آن قسمت از آن روزنامه را می برند و نگه می دارند و هرجا می روند نشان می دهند و به حرکت انقلابی خود که متاسفانه منجر به تمسخر چپ و تفکر مارکسیستی به وسیله ی روزنامه ی دست راستی شرق شد، افتخار می کنند&lt;br /&gt;رفقای نویسنده ی نشریه خاک یا با هدفی حزبی و با تامین از سوی جریان نورسته و بی هویت ... آگاهانه دست به انتشار چنین مطالبی می زنند و یا ندانسته خود را بازیچه ی دست عمال سازمان مذکور در ایران کرده اند. که هریک به خطرناک ترین شکل ممکن، آگاهانه و یا نا آگاهانه تنور را برای چسباندن نان قلع و قمع چپ های جوان توسط جمهوری اسلامی گرم می کنند. باید هوشیار باشند که اگر کار به تقابل مستقیم با حاکمیت بکشد، ...... که هیچ، احدی نمی تواند کاری برایشان بکند. نا امن کردن فضا و اقدام به حرکت های بی نتیجه و صرفاً تبلیغاتی، جز ضربه به نیروهای سالم و به جنبش چپ نتیجه ای ندارد. بماند که شاید از اساس هدف این ها که نشریه ای مانند خاک را نیز منتشر می کنند اساساً همسوئی با جمهوری اسلامی برای ایجاد فضایی است تا دوباره ضربه آغاز شود. نیروهای آگاه و فعال دیگر باید با اتحاد و اقدام مشخص علیه این جریان خاص، ضمن مشخص کردن صف بندی های خود با عناصر مشکوک، مرتج و بی هویت، راهی برای بازتاب ضربه های احتمالی به خود آن ها بیابند&lt;br /&gt;اما هنوز هم دیر نشده، رفقای نویسنده ی نشریه خاک می توانند با نقد خود و بازگشت به دامان چپ اصیل و علمی و خاصه ایرانی، خط مشی خود را اندکی تعدیل نمایند. می توانند با مرزبندی با نیروهای به راستی بیگانه و اپورتونیست! به جای افتادن در دام رفتار ها و نوشتارهای آنارشیستی و بی معنا، نشریه ای علمی، وزین و کارآمد منتشر کنند، کاری که کارستان باشد، نه افتادن در دام هزار دستان.&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#330033;"&gt;&lt;strong&gt;* لقبی که روزنامه شرق به این ها داده بود&lt;br /&gt;** كارل کائوتسکی، علیه لنینیسم&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#330033;"&gt;&lt;strong&gt;*** همان، کلیات آثار مارکس به آلمانی، ج18،ص160&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#330033;"&gt;&lt;span style="color:#990000;"&gt;پس از تحریر(من باب تنویر افکار عمومی!):&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;و این همه، اندکی بود از بسیار مزخرفات منتشره در مطبوعه ی ظاله ی خاک. من باب آشنائی همه گان و خاصه ماموران امنیتی رژیم اسلامی که بنده ی نیز به زعم نویسندگان خاکی یکی از آن ها هستم. فقط اطلاعاتی ها، حقوق من را یادتان نرود، حتماً بدهید&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111727487142712261?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111727487142712261'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111727487142712261'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_archive.html#111727487142712261' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111572629745304249</id><published>2005-05-10T04:48:00.000-07:00</published><updated>2005-05-10T04:58:35.750-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#000066;"&gt;این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است، این زندگی شب است ... &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;خداحافظ محبوب ِ من، &lt;/span&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;اگر برگشتی، فقط عطر ِ موهایت را از روی شانه های من جمع کن&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="https://www.sharemation.com/pishromag/cbvcb.jpg?uniq=-bvalvn"&gt;&lt;img style="WIDTH: 480px; HEIGHT: 275px" height="142" src="http://thecrazy.us/vasvase/weblog-files/images/baghal1.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111572629745304249?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111572629745304249'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111572629745304249'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_archive.html#111572629745304249' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111521031361269840</id><published>2005-05-04T05:14:00.000-07:00</published><updated>2005-05-18T04:49:08.626-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;بخشی از نظرخواهی مجله آرش درباره انتخابات&lt;br /&gt;گفتگو با محمد رضا شالگونی&lt;br /&gt;چهار پرسش آرش &lt;br /&gt;1. با توجه به طرد شدن اصلاح طلبانِ حكومتی از قدرت و يکدست‌تر شدن حکومت اسلامی ايران، شما رقابت ها و کشمکش‌های انتخاباتی دوره نهم رياست جمهوری را يک نمايش تشريفاتی ارزيابی مي‌کنيد يا نبردی در تداوم شکاف های درون حکومتي؟&lt;br /&gt;2. با توجه به بحران هسته‌اي‌، محاصره و تهديد نظامی و احتمال محاصره اقتصادی ايران و معضلات معيشتی تحمل ناپذير مردم؛ بگير و ببندها و بسته‌تر شدن مداوم فضای سياسي؛ و با توجه به اين که کانديداهای گوناگون رياست جمهوری رويکردها و توانائي‌های متفاوتی در قبال اين مسائل دارند - مثلاً برخی از عادی کردن مناسبات با آمريکا و توسعه اقتصادی حرف مي‌زنند - برای اين انتخابات دراين شرائط معين اجتماعی ايران و بين‌المللی که حکومت در آن قرار دارد، چه اهميتی قائل هستيد؟ و در ضمن‌، موضع شما در قبال حمله‌ی احتمالی امريكا به ايران چيست؟&lt;br /&gt;3. با توجه به تحريم گسترده انتخابات دوره دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا و انتخابات مجلس هفتم توسط مردم، ارزيابی شما از برخورد مردم با انتخابات آينده رياست جمهوری اسلامی چيست؟ فکر مي‌کنيد اکثريت مردم اين انتخابات را هم تحريم خواهند کرد، يا باز هم ممکن است برای ابراز مخالفت خود با يک جريان و يا برای دفع شر بزرگتر، در آن شرکت کنند؟&lt;br /&gt;4. توصيه شما به عنوان يك شهروند ايرانی در اين انتخابات چيست؟پرويز قليچ خانی&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;محمد رضا شالگوني(از فعالان چپ، عضو سازمان کارگران انقلابی ايران (راه کارگر&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پاسخ اول‌&lt;br /&gt;قبل از پاسخ به اين سؤال بايد نكته‌ای را در باره‌ی خودِ سؤال يادآوری كنم. فرض بديهی سؤال شما اين است كه اصلاح طلبان حكومتی از قدرت رانده شده‌اند و رژيم يك دست‌تر شده است. اين فرض مي‌تواند گمراه كننده باشد. ترديدی نيست كه اصلاح طلبان حكومتی از مواضعی كه از طريق جنبش دوم خرداد(76) به دست آورده بودند‌، كاملاً رانده شده‌اند و فرض شما تا آن‌جا كه ناظر بر اين عقب نشينی است‌، درست است‌. اما اين ضرورتاً نه به معنای ?‌طرد شدن اصلاح طلبان حكومتی از قدرت‌? است و مخصوصاً نه به معنای ?‌يك دست‌تر شدن حكومت اسلامي‌?. حقيقت اين است كه جمهوری اسلامی اولاً هيچ وقت حكومتی يك دست نبوده است‌؛ ثانياً كانون اصلی قدرت در اين رژيم هميشه در دستگاه ولايت بوده‌؛ و ثالثاً جريان‌های مختلف ?‌خودي‌? و تا حدی ?‌نيمه خودي‌? (لااقل تاكنون‌) در اين رژيم تحمّل شده‌اند‌.&lt;br /&gt;متأسفانه‌، اين سه نكته در تبليغات و تحليل‌های بسياری از مخالفان جمهوری اسلامی به حد كافی مورد توجه قرار نمي‌گيرد. در نتيجه‌، بعضي‌ها وجود جريان‌های درونی مختلف رژيم را نشان‌ی وجود نوعی بردباری يا حتا دموكراسی در جمهوری اسلامی قلم‌داد مي‌كنند و بعضی ديگر نمايش‌هايی صرفاً تبليغاتی برای تحميق مردم‌. دليل بي‌توجهی اين است كه برای غالب مخالفان جمهوری اسلامي‌، ديكتاتوری اگر ديكتاتوری فردی و متمركز نباشد كمتر ديكتاتوری است؛ در حالی كه بعضی از ديكتاتوري‌های بسيار خشن‌، ديكتاتوری فردی نبوده‌اند‌. و جمهوری اسلامی ديكتاتوری فردی و متمركز نيست ولی ديكتاتوری بسيار خشنی است؛ و در سطوحی بسيار خشن‌تر از ديكتاتوری شاه‌. مثلاً سركوب مدنی گسترده‌ای كه در جمهوری اسلامی وجود دارد و همه آحاد جمعيت را وادار به تبعيت از قوانين عهد بوقی شريعت مي‌كند‌، نوعی توتاليتاريزم فرهنگی است كه در دوره‌ی شاه سابقه نداشت‌. يا كادر كُشی هولناكی كه جمهوری اسلامی در دهه 1360 در زندان‌های سياسی به راه انداخت‌، مخصوصاً قتل‌عام‌های 63-1360 و 1367‌، به مراتب خشن‌تر از سركوب‌های دوره‌ی شاه بود‌. در حالی كه ديكتاتوری شاه‌، لااقل در پانزده سال آخر‌، يك ديكتاتوری كاملاً فردی و متمركز بود با خفقان سياسی فشرده (آشكارا فشرده‌تر از دوره‌ی جمهوری اسلامي‌) كه افكار عمومی در آن تقريباً وجود نداشت‌.&lt;br /&gt;در هر حال‌، در جمهوری اسلامي‌، نهاد ?‌رهبري‌? نقش تعيين كننده‌ای دارد و طبق قانون اساسی عملاً دارای اختيارات نيمه خدايی است‌. بنابراين‌، صرف نظر از اين كه شخص ?‌رهبر‌? آدم مقتدری باشد يا نه‌، هر جريان و جناحی كه در دستگاه رهبری نفوذی برتر داشته باشد و تا زمانی كه بتواند اين نفوذ را حفظ كند‌، برتری تضمين شده‌ای خواهد داشت كه از طريق نهادهای انتخابی (‌يعنی مجلس و رياست جمهوري‌) نمي‌شود آن را درهم شكست‌. اما نقش تعيين كننده‌ی دستگاه رهبری ضرورتاً به معنای اين نيست كه رهبر عملاً نيز مي‌تواند رژيم را يك دست سازد‌. شرايط شكل گيری و موجوديت جمهوری اسلامی (‌به دلايلی كه در اين‌جا نمي‌توان به آن‌ها پرداخت‌) تاكنون محدوديت‌های عملی متعددی را به رهبری آن تحميل كرده است و دستگاه رهبري‌، چه در دوره‌ی خمينی (‌كه اقتدار شخصی بي‌منازعی داشت‌) و چه در دوره‌ی خامنه‌اي‌، نتوانسته همه‌ی عناصر رژيم را به طور كامل فرمان‌بردار خود سازد‌. و اكنون نيز با توجه به دشواری شرايط داخلی و بين‌المللی برای جمهوری اسلامي‌، دست رهبری برای يك‌دست‌تر كردن رژيم چندان باز نيست‌. در واقع ?‌مصلحت نظام‌?‌، مصلحت رهبری و نيز مصلحت همه‌ی ?‌خودي‌ها‌? و ?‌نيمه خودي‌هاي‌? رژيم ايجاب مي‌كند كه هوای هم را داشته باشند و نگذارند اختلافات درونی رژيم تا آن‌جا پيش برود كه موجوديت آن را به خطر بيندازد‌.&lt;br /&gt;اگر اين درك از وزن و رابطه‌ی جناح‌های جمهوری اسلامی درست باشد‌. بايد انتظار داشته باشيم كه انتخابات دوره‌ی نهم رياست جمهوری نيز ?‌نبردی در تداوم شكاف‌های درون حكومتي‌? باشد‌. نشانه‌های اين را هم اكنون نيز مي‌شود مشاهده كرد‌. در تداوم همين شكاف‌های درون حكومتی است كه تلاش‌های گسترده‌ای برای بازگرداندن رفسنجانی به رياست جمهوری شروع شده است‌. فراموش نبايد كرد كه جناح رفسنجانی در ساختارهای قدرت هم‌چنان جناح نيرومندی است و ممكن است بسياری از مصلحت طلبان جناح‌های مختلف رژيم‌، رياست جمهوری فرد مقتدری مانند رفسنجانی را كه در واقع ?‌پدرخوانده‌ي‌? بسياری از باندهای حكومتی است‌، در شرايط كنونی برای ?‌مصلحت نظام‌? لازم بدانند‌. با اين همه‌، به نظرِ من‌، دستگاه ولايت و مخصوصاً شخص خامنه‌ای و پيرامونيان او‌، تا آن‌جا كه بتوانند خواهند كوشيد رياست جمهوری را هم مانند مجلس‌، زير كنترل مستقيم خود داشته باشند‌. آن‌ها درست به دليل حساسيت شرايط كنوني‌، بازگشت رفسنجانی به رياست جمهوری را به نفع خودشان نمي‌دانند‌. اما ممكن است نتوانند جلوی كانديداتوری رفسنجانی را بگيرند و اگر رفسنجانی كانديداتوری خودش را رسماً اعلام بكند‌، حذف او از طرف شورای نگهبان كار بسيار دشواری خواهد بود و وارد شدن رفسنجانی به كارزار انتخاباتي‌، اگر بدون رضايت خامنه‌ای و اطرافيان مستقيم او صورت بگيرد‌، كشمكش جناح‌های درون حكومتی را بی هيچ ترديدی تشديد خواهد كرد‌.&lt;br /&gt;اما كشمكش‌های جناح‌های مختلف حكومتی در هر مسيری كه بيفتد‌، انتخابات آينده برای مردم چيزی جز ?‌يك نمايش تشريفاتي‌? نخواهد بود‌. به عبارت ديگر‌، اهميت انتخابات برای جناح‌های حكومتی به خودی خود باعث نمي‌شود كه مردم آن را جدی بگيرند‌. آن چيزی كه انتخابات دوم خرداد 76 و چند انتخابات بعد از آن را برای اكثريت مردم به حادثه‌ی مهمی تبديل كرد‌، اين بود كه در نتيجه‌ی درگيری جناح‌های حكومتي‌، دريچه‌ای استثنايی برای اعتراضات قانونی گشوده شده بود كه مردم برای بيان اعتراضات‌شان عليه ولايت فقيه و حكومت مذهبی از آن استفاده كردند‌. اما اكنون اولاً خواست‌های مردم از سطح اعتراض قانونی آشكارا فراتر رفته و حتا صاحبان عقب ‌مانده‌ترين تمايلات سياسی نيز دريافته‌اند كه در محدوده‌ی قانونيت جمهوری اسلامی نمي‌توانند به چيزی دست يابند‌. ثانياً دستگاه ولايت با تجربه اندوزی از شورش‌های انتخاباتی ?‌دوره‌ی دوم خرداد‌? دريافته كه دراماتيزه شدن بازي‌های انتخاباتی مي‌تواند به فرصتی برای بسيج توده‌ای مردم عليه حكومت تبديل شود و بنابراين سعی مي‌كند نگذارد به اصطلاح ?‌تنور انتخابات‌? بيش از حد داغ شود‌. ثالثاً اصلاح طلبان حكومتی نيز رويارويي‌های انتخاباتی پر سروصدا را برای ?‌مصلحت نظام‌? خطرناك مي‌دانند‌. با توجه به اين تحولات‌، اكثريت مردم حالا دريافته‌اند كه در جمهوری اسلامی انتخابات بي‌معناست و نه تنها حق انتخاب شدن به مقامات حكومتی امتيازی است كه از طرف دستگاه ولايت به افراد خاصی اعطاء مي‌شود‌، بلكه حق رأی دادن و انتخاب كردن نيز سكّه بي‌ارزشی است كه استفاده از آن فقط مي‌تواند آدم را به مضحكه‌ی ديگران تبديل كند‌.&lt;br /&gt;پاسخ سؤال دوم‌&lt;br /&gt;با توجه به آن چه گفتم‌، فكر نمي‌كنم انتخابات آينده‌، از نظر منافع مردم‌، حادثه‌ی پراهميتی باشد‌. و نظر جناح‌های مختلف رژيم در باره‌ی رابطه با امريكا و مشكلات اقتصادی كشور هر چه باشد‌، نمي‌تواند اين انتخابات را به حادثه‌ای مهم و هيجان انگيز برای مردم تبديل كند‌. به دليل اين كه اولاً بعيد است چگونگی رابطه با امريكا به مسئله‌ی انتخاباتی مهمی تبديل شود‌. زيرا همه‌ی جناح‌های حكومتی (لااقل تاكنون‌) سعی كرده‌اند در مقابل تهديدات امريكا جبهه‌ی متحدی داشته باشند‌. آن بخش از اصلاح طلبان حكومتی سابق كه حالا به مدافعان سينه چاك امريكا تبديل شده‌اند‌، گرچه هنوز پيوندهايی با بعضی جريان‌های داخلی رژيم دارند‌، ولی از محدوده‌ی اصلاح طلبی خارج شده‌اند . بنابراين نمي‌توانند در انتخابات و كارزارهای قانونی آن وارد شوند‌. ثانياً كليد ?‌عادی كردن مناسبات با امريكا‌? اصلاً در دست جمهوری اسلامی نيست كه بشود آن را به بحث انتخاباتی تبديل كرد‌. تمام شواهد نشان مي‌دهد كه اين امريكاست كه نمي‌خواهد با جمهوری اسلامی كنار بيايد‌، وگرنه جمهوری اسلامی حاضر به معامله با امريكاست و هر جا كه امريكا پذيرفته‌، با آن همكاری كرده است‌. مثلاً بسياری از مقامات امريكايی مي‌پذيرند كه جمهوری اسلامی در افعانستان و عراق و تاجيكستان با امريكا همكاری كرده است‌. اما مسئله اين است كه آن‌ها به اين حد از همكاری قانع نيستند‌. مخصوصاً سياست سازان اصلی حكومت بوش جای ترديدی باقی نگذاشته‌اند كه خواهان ?‌تغيير رژيم‌? در ايران هستند و اين جناح‌های مختلف رژيم را به هم نزديك مي‌كند و مسئله رابطه با امريكا را به يك مسئله امنيتی حياتی برای رژيم تبديل مي‌كند‌. طبيعی است كه چنين مسئله‌ای نمي‌تواند به يك مسئله انتخاباتي‌، يعنی موضوع بحث و مشاجره در ميان جناح‌های حكومتی تبديل شود‌.&lt;br /&gt;اما حمله ی امريكا به ايران در هر سطحی كه باشد و به هر بهانه‌ای كه صورت بگيرد‌، جز مصيبت برای مردم ايران و نقض حق حاكميت اين مردم و حتا به خطر انداختن موجوديت ايران معنايی ندارد و حتماً بايد به وسيله‌ی همه ايرانيان طرفدار دموكراسی و استقلال كشور محكوم شود‌. مردمی كه برای آزادی و دموكراسی و حق حاكميت‌شان مبارزه مي‌كنند‌، جز مخالفت و مقابله ی قاطع با هرنوع دخالت قدرت‌های خارجی در تعيين سرنوشت‌شان چاره‌ی ديگری ندارند‌. كسانی كه مداخله‌ی امريكا در ايران را برای رهايی از چنگ جمهوری اسلامی لازم يا مفيد مي‌دانند‌، دانسته يا ندانسته‌، در مسير تبه‌كارانه‌ای پيش مي‌روند و كارشان جز مردم فروشی معنای ديگری نمي‌تواند داشته باشد‌. مخالفت با مداخله امريكا در ايران نه بايد به كنار آمدن با جمهوری اسلامی بيانجامد و نه به كاستن مبارزه برای سرنگونی آن‌. برخلاف نظر شايعِ عاميانه‌، پيكار برای دموكراسی در ايران فقط در يك جبهه پيش نخواهد رفت‌. ما ناگزيريم هم زمان هم با جمهوری اسلامی بجنگيم و هم عليه هر نوع مداخله امپرياليستی (‌خواه نظامی باشد‌، خواه سياسي‌) بايستيم‌. تصادفاً يكی از محتمل‌ترين و آني‌ترين نتايج مداخله امريكا در ايران‌، تقويت رژيم جهنمی جمهوری اسلامی در مقابل جنبش آزادی و برابری خواهی مردم ايران خواهد بود‌. تجربه‌ی عراق شاهد زنده‌ای است در برابر ما‌. بمباران هوايی و محاصره‌ی اقتصادی 12 ساله‌ی عراق نه تنها نتوانست رژيم صدام حسين را بيندازد‌، بلكه موقعيت آن را در مقابل مردم عراق تقويت كرد‌، مردم عراق را به خاك سياه نشاند و طبق آمارهای رسمی بيش از 500 هزار كودك عراقی را به كام مرك فرستاد‌. در واقع كشتار مردم عراق از طريق آن محاصره ی اقتصادی جهنمی به مراتب بيشتر از كشتاری بوده كه اشغال جنايت‌كارانه‌ی آن كشور توسط امريكا و متحدان‌اش تاكنون به دنبال داشته است‌. امريكا (‌و اسرائيل‌) مي‌كوشند تلاش جمهوری اسلامی برای دست يافتن به سلاح هسته‌ای را دليل موجهی برای بمباران نيروگاه‌های ايران نشان بدهند‌. اما چنين بمبارانی در خوش بينانه‌ترين ارزيابي‌، برای مردم ايران مصيبتی خواهد بود به مراتب بزرگ‌تر از مصيبت چرنوبيل‌. به عبارت ديگر امريكا و اسرائيل مي‌خواهند برای جلوگيری از خطرات احتمالی سلاح هسته‌ای جمهوری اسلامي‌، نقداً يك آلودگی معادل با يك بمباران بزرگ هسته‌ای در فضای زندگی مردم ايران به راه بيندازند‌. امريكا هم اكنون اين آلودگی را در عراق به وجود آورده است‌. بنا به محاسبات كاملاً علمی و مستند‌، اورانيوم تخليه شده‌ای كه از طريق به كارگيری مهمات ويژه در عراق مورد استفاده قرار گرفته‌، حدود 127 تن تخمين زده مي‌شود كه راديو اكتيو ناشی از آن معادل تقريباً ده‌هزار برابر بمب اتمی است كه امريكايي‌ها در ناگازاكی انداختند‌. ترديدی نيست كه ما حتماً بايد با تلاش‌های جمهوری اسلامی برای دست يافتن به سلاح هسته‌ای مخالفت كنيم‌. در كشوری كه دومين ذخاير نفت و گاز جهان را دارد‌، ما حتا به انرژی هسته‌ای (‌جز در سطح كاربردهای علمي‌) هم نيازی نداريم‌. انرژی هسته‌ای حتا در كشورهای پيش‌رفته‌ی جهان يك منبع دائمی خطر محسوب مي‌شود و به همين دليل با مخالفت افكار عمومی مترقی تمام اين كشورها روبروست‌. معلوم است كه چنين منبعِ مخاطره‌آميزی در جمهوری اسلامی (‌كه حتا آمار سيل و زلزله را به درستی به اطلاع مردم نمي‌رساند‌) صدها بار خطرناك‌تر مي‌تواند باشد‌. اما مخالفت با برنامه‌های هسته‌ای جمهوری اسلامی نبايد به استقبال از حمله‌ی امريكا به ايران بيانجامد‌. زيرا چنين چيزی جز نقد كردن يك خطر احتمالی معنای ديگری ندارد‌. از همه اين‌ها گذشته طرح‌های امريكا برای خاورميانه و ايران صريح‌تر از آن است كه بتوان ناديده‌شان گرفت‌. امريكا خواهان ?‌تغيير رژيم‌? در ايران است و اين برای دل‌سوزی به مردم زجر كشيده ی ايران نيست‌، برای روی كار آوردن يك حكومت دست نشانده در اين كشور است‌. حكومت دست نشانده‌ی امريكا در ايران‌، در بهترين حالت مي‌شود چيزی در حد همان ديكتاتوری پهلوی (‌چه به صورت سلطنتی باشد و چه به صورت جمهوري‌) كه مردم ايران يك ربع قرن پيش از چنگ آن به زير عبای خمينی پناه بردند‌.&lt;br /&gt;پاسخ سوم‌&lt;br /&gt;به نظرم بعيد است مردم ايران انتخابات آينده را جدی بگيرند‌. همان‌طور كه شما هم گفته‌ايد‌، در دو انتخابات گذشته‌، تحريم ابعاد بسيار بي‌سابقه‌ای پيدا كرد‌. دليلی وجود ندارد كه آن روي‌كرد در انتخابات آينده تغيير پيدا كند‌. به نظر من‌، فقط در دو صورت‌، روي‌كرد مردم مي‌تواند تغيير يابد‌: احتمال اول اين است كه امريكا يا اسرائيل قبل از انتخابات به اقدامی نظامی عليه ايران دست بزنند و مردم (‌يعنی اكثر مردم يا بخش‌های بزرگی از آن‌ها‌) به نوعی هم‌دلی با رژيم رانده شوند‌. اين احتمال بعيد است ولی اگر اتفاق بيفتد‌، ضربه‌ای خواهد بود برای جنبش آزادی و برابری خواهی مردم ايران‌. حالت ديگر اين است كه درگيری جناح‌های حكومتی چنان بالا بگيرد كه فضای مساعدی برای بيان اعتراضات توده‌ای مردم فراهم بياورد‌. در چنين حالتی مداخله مردم‌، با توجه به سرخوردگی آن‌ها از امكان اصلاح در رژيم‌، احتمالاً در محدوده‌ی قانونی نخواهد ماند و به سرعت به جنبش‌های فراقانونی عليه رژيم تبديل خواهد شد‌. اين احتمال نيز به نظر من بعيد است‌ (‌و همان‌طور كه قبلاً اشاره كردم جناح‌های رژيم در اوضاع كنونی سعی مي‌كنند اختلافات‌شان را بيش از حد معين باد نزنند‌) ولی اگر اتفاق بيفتد‌، مي‌تواند به گسترش جنبش آزادی و برابری خواهی مردم كمك كند‌&lt;br /&gt;پاسخ چهارم‌&lt;br /&gt;به نظر من شركت در انتخابات آينده‌. تحت هر عنوانی كه باشد‌، موقعيت رژيم را تقويت مي‌كند و حركتی را كه در دو انتخابات پيشين آغاز شده به عقب مي‌راند‌.تحريم انتخابات يكی از لوازم اوليه مبارزه عليه جمهوری اسلامی است و بنابراين هر چه گسترده‌تر‌، بهتر‌. اما مسئله اين است كه در مرحله‌ی كنونی مبارزات مردم ايران عليه جمهوری اسلامي‌، تحريم انتخابات به تنهايی كافی نيست و بايد فرصت بحث‌های مربوط به انتخابات را به فرصتی برای سازمان دادن اعتصاب‌ها و راه‌پيمايي‌ها و انواع حركت‌های نافرمانی مدنی تبديل كرد‌. زيرا در شرايط كنونی هر بحثی در باره‌ی انتخابات بيش از هرچيز يادآور نبود حق انتخاب مردم ايران و بی حقی عمومی آن‌ها در تعيين سرنوشت‌شان است‌. &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111521031361269840?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111521031361269840'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111521031361269840'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_archive.html#111521031361269840' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111502298977625034</id><published>2005-05-02T01:22:00.000-07:00</published><updated>2005-05-07T05:34:25.956-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111502298977625034?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111502298977625034'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111502298977625034'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_05_01_archive.html#111502298977625034' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111477150609890485</id><published>2005-04-29T02:36:00.000-07:00</published><updated>2005-04-29T04:06:17.913-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 116px; HEIGHT: 72px" height="142" src="http://www.pix8.net/pro/pic/51092SuVR/78109.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;"&gt;غرش رعد در آسمان بی ابر&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;برای بررسی یک جنبش می بایست نیروها، برآیند آن، امکانات و درنهایت، پس از بررسی این ها و فضا و محدوده ی عمل جنبش عملکرد آن در مقطع تاریخی خاص در قیاس با کل زمان رویش و بازدهی مورد نظر باشد. هدر دادن افراد موثر و کارآمد در جهت پیشبرد اهداف شخصی یا باندبازی های جاه طلبانه، همواره آزار دهنده و برباد دهنده خواهدبود. به عنوان نمونه، در جنبش جنگل، جنگلی ها برای براندازی امپریالیسم انگلیس و روسیه ی تزاری و براندازی حکام و رژیم بدنام قاجار، برخاستند. اما با خوانین خونخوار گیلان مواجه شدند، و در هر دو میدان مجبور به جنگیدن. و سرانجام به «نخستین جمهوری» نیز رسیدند؛ اما در فراز و فرودی ناگاه همراهان یکرنگ، ناهماهنگ شدند. از آن جمله نزدیک ترین و صدیق ترین یاران چون احسان الله خان که از سران افراطی و چپ روی جنگل بود و خالو قربان که از یاران نزدیک میرزا کوچک خان و از سران خیزش جنگل بود ـ ودر نهایت هم او سر کوچک خان را برای سردار سپه به ارمغان برد!! ـ خیانت کردند، یا نه، به راهی دیگر رفته و با ایجاد دودسته گی و تعجیل در رسیدن به هدف با بلندپروازی ها کار را به جایی رساندند که جمهوری گیلان شکست خورد. این چنین عدم شناخت و برنامه ریزی مناسب با آن می تواند در برآیند نیروها خطایی جبران ناپذیر به بار آورد. هم این طور عدم درک و شناخت تاریخی از موقیت حال و گذشته، فریب خوردن از آزادی ها ی دموکراسی نیم بند، که اجازه ی نشر محدود افکار را می دهد، می تواند با عملکرد غلط و جبران ناپذیری همراه شود. هدف از این نوشتار نه بررسی تاریخی جنبشی است و نه اصراری بر اصالت گفتاری! تنها هشداری است به رفقایی که بی توجه به موقعیت کنونی با اقدام های نابخردانه و رسوا، دانسته یا ندانسته دست به تخریب و تحمیل روش های ناروا به دیگران می زنند. با این اقدامات علاوه بر ضربه زدن به خود، هزینه ی عملکردهای آرام و دموکراتیک را نیز بالا می برند و با بهانه دادن به بوق های زرد ارتجاع، حساسیت ها را بی دلیل برمی انگیزانند. هشیاری و آموختن از مردم بهترین روش است. وقتی خود را همسان خلق بدانی و از زاویه ی دانای کل با آن سخن نگوئی، آن گاه به خود حق خواهی داد که خطاهای عملی یا کژروی های به پنداری نا ثواب، را داشته باشد. چرا که روندی هشیار و دموکراتیک سرشار از زیر و زبر هایی است که شاید بعضاً خوشایند طبعی عجول نباشند، اما درنهایت چون شریان های آب سرازیر از شیب کوهستان ها راه خود را می یابند، تا رودخانه تا دریا&lt;br /&gt;کارل کائوتسکی در مقاله ی دیکتاتوری پرولتاریا می نویسد: دموکراسی پیش شرط مبارزه ی کارگری به مثابه ی مبارزه ی توده ای است. اگر «دموکراسی بی قید و شرط» و «دموکراسی ناب» هم موجود نباشد، آن اندازه دموکراسی لازم است تا بر اساس آن بتوان توده ها را سازمان داد و مرتباً در میان شان روشنگری کرد. این امر هیچ گاه از راه های مخفی نمی تواند صورت پذیرد. اعلامیه های پراکنده نمی توانند جانشین مطبوعات روزانه شوند. توده ها را نمی شود مخفیانه سازمان داد و مهمتر از همه، یک سازمان مخفی نمی تواند سازمانی دموکراتیک باشد. چنین سازمانی غالباً به پیدایش دیکتاتوری فردی و یا دیکتاتوری تعداد کمی ازسرکرده گان می انجامد. چنین برداشتی از مارکسیسم کلاسیک، امروزه می تواند بسیار روشنگر و مفید باشد. عدم درک درست از فلسفه ی مارکسیستی و نمایش آگاهی ای پوشالی و نقد ناپذیری و بستن اندیشه بر چهارچوبی که بسته گی نمی پذیرد، عدم شناخت درست از جامعه و نیازهای توده ها، می تواند در هر زمان اشتباهی تاریخی و جبران ناپذیر تلقی گردد. نسل جوانی که امروزه با افق های مشترک خویش به جامعه ی متعادل و بی طبقه ی فردا می اندیشد می باید با بازنگری در فلسفه و دیدگاه خود و انطباق و روزآمد کردن ایدئولوژی اش راهی جز راه پیشینیان برای خود برگزیند&lt;br /&gt;این پر واضح است که انقلاب ها زاده ی شرایط اقتصادی ـ اجتماعی روزگار خویش اند و نمی توان به ضرب و زور انقلاب ایجاد کرد. اگر بشود نگه داری انقلاب دشوار است و راهی جز دوری از دموکراسی و عدالت پیش روی اربابان انقلاب ها نیست. مارکس یا انگلس، برای رویدادن هیچ انقلابی از قبل تاریخی تعیین نکردند&lt;br /&gt;در آشفته بازار استبداد زده ای که جای تولید و رشد و نمو هیچ اندیشه ای را در طول تاریخ نگذاشته است ـ و البته این گناه یک یا دو دولت یا نظام حکومتی هم نبوده است ـ علاوه بر عدم وجود فضایی باز برای بحث بر بسط و نقد یک اندیشه، حافظه ی تاریخی مردم هم کوتاه مدت و کم تحمل کرده و این امر مانع از بازداشتن تکرار تاریخ می شود، پس ناخودآگاه هر نسل تجربه ی شکست نسل پیش را تکرار می کند و انقطاع تاریخی ناشی از استبداد نیز به عدم انتقال تجربیات می انجامد و به این تکرار هربار تراژیک تر ـ کمیک تر دامن می زند. سعی در تطبیق فلسفه ی سوسیالیستی با شرایط تاریخی، اقتصادی، سیاسی موجود، هربار با حذف فیزکی ساعی و یا حذف تفکر وی ـ متاسفانه گه گاه به دست همفکران او ـ همراه بوده و هست. جدا از این که حضور دایمی و خشن استبداد، اندیشه را به پستوی انزوا کشانده و راهی جز بازتولید استبداد برای آن باقی نمی گذارد. بازتولیدی که هربار در قالبی متفاوت اما در باطن یکسان انجام می گیرد&lt;br /&gt;کائوتسکی در ادامه ی مقاله ی دیکتاتوری پرولتاریا جمله ی جالبی به این مضمون دارد که: بسیاری از اقشار عقب مانده ای که با سرمایه داری خصومت می ورزند نیز بر مالکیت خوصی بر ابزار تولید، یعنی بر زمینی متکی اند که سرمایه داری از آن می روید. پس در کشورهای عقب مانده تعداد کسانی که از سرمایه داری، به طور بی واسطه پشتیبانی می کنند می تواند متفاوت باشد. چنین کنایه ای، هرچند غم انگیز و یا ملال آور، حقیقتی را در خود نهفته دارد. آنجا که خرد، مرزبندی ها را مشخص نمی کند، وقاحت سرمایه، کار خودش را انجام می دهد. رفقایی که از نسل سوم پس از انقلاب 57 برخواسته و با نگرش به سوسیالیسم، فریاد عدالت خواهی سر می دهند، در صورت نداشتن استراتژی و تاکتیک مشخص و پی گیری و تقلید از دارو دسته های نا مشخص که یک شبه از زیر بوته سبز شده اند، می توانند نه تنها آینده ی خود بلکه برآیند سال ها تمرین و صرف هزینه در جهت دست یابی به روندی دموکراتیک در جنبش چپ را به باد دهند. عدم شناخت درست «چپ ها» در برهه ای که محمد رضا پهلوی دست به اصلاحات ارضی و انقلاب از بالا می زد، از آن پدیده، نه تنها موجب دودسته گی جنبش بلکه اسباب موفقیت مقطعی سرمایه داری در قدرت گرفتن و پیش تاختن به سوی بربریت، انسداد مطلق سیاسی و در نهایت سرخوردگی جنبش و دست زدن بخش فعال و مفید آن به مشی مسلحانه برای جلو انداختن زمان انقلاب شد. پندی است که: هنگامی که قصد پیشرفت داریم می بایست به پله های پشت سر خویش هم نگاهی داشته باشیم و هنگامی که نیم نگاهی به پشت سرمان داریم بهتر است آهسته تر گام برداریم که سقوط نکنیم. آهستگی را به معنای آگاهی بگیریم و نه محافظه کاری و نه چیز دیگری؛ چپ روی های کودکانه و خیال پردازی های واهی،در نهایت امر جز سرخورده گی به بار نخواهد آورد&lt;br /&gt;مساروش ـ البته در باب دیگری! ـ توضیح می دهد که: افسانه ها به راحتی ساخته می شوند و به دشواری از میان بر می خیزند. یک بالون خالی ( جهل محض نسبت به مستندات معتبر ) و مقادیری هوای گرم ( خیالبافی محض ) کافی است تا آن را از زمین بلند کند؛ اقتدای شیعی به مارکسیسم مثال آنچه در دهه ی چهل به صورتی که ذکرش رفت، در محیط مستبد، بالاجبار روی داد، امروزه کارکرد خود را از دست داده است. نه امروزه که در همان سال های میانی دهه ی پنجاه تغییراتی در زمینه ی پذیرش مشی مبارزه ی مسلحانه ی چریکی پیش آمد؛ قضاوت ها عوض شد و جالب است که این موضوع در زندان مطرح می شود، جدا از این دلایل که: حذف فیزیکی رهبران تئوریک جنبش در زندان و کشته شدن مبارزان خارج در حمله های ساواک، می توانست در این چرخش اندیشه گی موثر باشد؛ از آنجا که استبداد در زندان، خاصه در آن سال ها حضور کمتری داشت، رهبران تئوریک بازمانده در زندان ها، که خود از دل مبارزات توده ای برآمده و دچار بی عملی حزب توده نیز نبودند، و دقیقاً به روان شناسی بحران موجود آشنایی داشتند، با زبانی به رد مشی چریکی پرداختند که استدلالی باشد؛ تا بتواند جانشین روند مبارزه را هم تعیین کند. آنچه در آن سال ها تولید شد و باز در شور انقلابی به انحراف گروید، نه انتقاد و نفی آن شور و التهاب رمانتیک؛ بلکه جهت دادن آن در راستای یک دیدگاه سوسیالیستی و نو بود. کما این که سال ها بعد، گذشت زمان مشخص کرد که ادامه ی آن چپ روی ها چیزی جز ترد شدن از سوی جامعه براثر خطاهای فاحش و عدم نقد پذیری یا گردش به راست های مفتضحانه ای که امروزه از سوی برخی چپ های دیروزی می بینیم، نمی توانست باشد. به عنوان نمونه امروز تاریخ مشخص می کند، اقدامی که در رد مشی مسلحانه انجام پذیرفت، نه عملی انحرافی که آگاهانه و مشخصاً در آن مقطع تاریخی درست و کارآمد بود. مگر جز این است که مارکسیسم خود بخشی از اندیشه ی سوسیالیستی است و از آن رو علمی، و کارآمدتر است که پیوسته در حال تکامل و پویائی سوسیالیسم حرکت می کند، نه بدان معنا که صرفاً دارای خلاءهای تئوریک است؛ که یحتمل هم هست؛ بلکه از آن رو که با تکامل دانش بشری همچون هر نگرش علمی دیگر، تغییر و تکامل می یابد و کارکردهای متفاوت تری به خود می گیرد&lt;br /&gt;رفقای پویا و عدالت طلبی که می پندارند با مطالعه ی یک ـ دو جزوه و کتاب از نویسندگان سوسیالیست یا یک رهبر حزبی، به حقیقتی دست یافته اند که جهان را به شکل شاعرانه ای عادلانه و زیبا می کند و نیاز به بیشتر دانستن نمی بینند، به زودی دنباله روانی خواهند بود که رهبران گمراه و احتمالاً بی دغدغه شان آنها را تنها برای مشارکت در مصائب و احیاناً&lt;br /&gt;اشتباهات خود به کار می گیرند، و درنهایت رُل هنرپیشه ی نقش دوم را در میدان افتخارات&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 130px; HEIGHT: 157px" height="142" src="http://www-personal.umich.edu/~pgarner/images/chap.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;دارو دسته های بی هویت برای جعل تاریخ و کسب افتخار و هویت پیدا می کنند&lt;br /&gt;مگر جز این است که کارل مارکس خود برای نخستین بار برنامه ی دگرگونی را در دستور کار فیلسوفان قرار داد. و مگر جز این است که درست از همان زمان که اندیشه های او دستمایه های ایجاد انقلاب و تاسیس دولت شد، جریان دیگری به مطالعه ی انتقادی این رویکرد ارتدوکس پرداخت و پیامدهای آن را همسنگ با زیان های جامعه ی سرمایه داری دانست. دوگانه نگری در مفاهیم اتوپیایی آشکار است: راه حل آرمانی با واقعیت سخت در تضاد است. و از آنجایی که آرمان و واقعیت به عنوان اجزای یک ارتباط دوسویه ی دیالکتیکی دریافت نمی شوند، این تضاد دوگانه نگرانه ی غیر دیالکتیکی را ناگزیرمی توان با نوعی تصورخودسرانه پرکرد. بازتاب این تصور خودسرانه را می توان در رویکرد رفقایی که خود را دربرابر روزنامه ای آلت دست سرمایه داری، با حقارت آلت دست آن روزنامه می کنند، یا کپی برداری و انعکاس تزهای سپری شده ی سه دهه ی پیش، در نشریات دانشجوئی که جای بحث و برآیند نظرات روز آن هاست، یا هرج و مرج طلبی و نمایش رفتار های هیستریک در مجامع هم افق خویش ـ صرفاً برای طرح تصور خودسرانه شان ـ همان طور که هم دسته های خارج از مرزشان در کنفراس های مشهور می کردند؛ مشاهده کرد&lt;br /&gt;برای دوری از هر انحراف اندیشه و در جهت بناکردن بنیان و نظمی نو در اطراف خود، نخست می بایست تاریخ خواند. تحلیل مبتنی بر تاریخ موثرترین روش نقد است. هرگاه که به گفته ی مارکس، انسان توانائی های اختصاصی اش را همچون نیروهای اجتماعی بشناسد و سازمان دهد و به این سان دیگر نیروهای اجتماعی را از نیروی خویش به شکل قدرت های سیاسی جدا نکند، تنها در آن زمان است که «آزادی انسان» کامل خواهد شد. بنابر این گام نهادن در راه آگاهی دادن وآگاهی گرفتن نخستین اقدام یک کوشنده ی راه عدالت و آزادی است. باید باور داشت که غیر ممکن است بتوان مالکین یک روستا را با تئوری متقاعد کرد که سوسیالیسم خوب است. چپ چیزی بیشتر از جامعه اش ندارد. عملکرد یک نیروی چپ بازتاب جامعه ای است که در آن زندگی می کند. برای هر اقدامی ابتدا باید در دموکراسی نیم بند حاصل، و نه الزاماً برای آن، تلاش کرد و آگاهی را گسترش داد. اقدامات خودسرانه و ماجراجویانه تنها به تخریب فضای حاصل می انجامد و راه را برای بازوهای مهیب استبداد و ارتجاع باز می گذارد تا عرصه دایم بر کوشنده گان دیگر بسته تر شود. و انسداد سیاسی دیگری از نو پدیدار&lt;br /&gt;یک نیروی فعال و آگاه حتا اگر نخست جذب شعارهای زیبا، ولی نه تازه ی یک جریان انحرافی بشود، بازهم می تواند با درایت و هوشیاری در دل همان جریان و یا با خارج شدن، جریان را به نقد یا نفی بکشد. سوسیالیسم زیباست. اما آرمان بشر که زیستن در رفاه، عدالت و آزادی است، زیباتر است&lt;br /&gt;برای نمونه ازدو دسته فعال جنبش سوسیالیستی ایران می شود نام برد، نخست افرادی از جنس سلطانزاده و مرتضا علوی که جان خود را بر سرسپردگی به بارگاه کرملین ازدست دادند، و با این که با توجه به آثار به جا مانده شان می توانستند بسیار موثر و در خدمت به توده های کشور خود مفید فایده تر باشند ـ تا مثلاً با اندیشه ی انترناسیونالیسم ـ دست آخر به عنوان خائن به آرمانی که درراهش تلاش می کردند به دست مدعیان برقراری عدالت و در کشور آرمانی شان کشته شدند. و دیگر افرادی مانند مصطفا شعائیان یا بیژن جزنی که گرچه متاثر از فضای بسته ی ناشی از انسداد سیاسی و استبداد مطلق زمانه به مبارزه ی مسلحانه گرویده و جان در راه آرمان خویش نهادند، اما در اندیشه خود پیوسته پویا و ایرانی باقی ماندند. نقد کردند و نقد شدند&lt;br /&gt;امروزه اما نگرشی تازه تر نیز که الزاماً دور از آن دو و یا برخلاف آن ها نباشد هست. می توان با گردش دموکراتیک و اندیشیدن به حرمت و کرامت آدمی، حتا دشمن، چهره و جایگاهی از چپ معرفی کرد که جز سخن توده ها حرفی نمی زند بر له آنان، و آنان که می پندارند مردم پیوسته به خطا می روند و می خواهند چوپانی برای گله ی مردم باشند، کم کاری را با روش های ماکیاولیستی جبران می کنند. این تفکر بسته و نازا نه تنها جلو بازرویش جنبش را می گیرد که هرگز خود نیز قادر به اداره و کنترل جنبش و جریانی نخواهد بود. حاصل در نهایت جانشینی استبدادی به جای استبداد دیگر است و بس. تزریق آگاهی در جامعه ی بسته دشوار است. داوطلبان این نبرد می بایست فریادشان را در خلاء به گوش ها برسانند می بایست در آسمان بی ابر صاعقه ای ایجاد کنند. هم با تمام این ها تا جائی که می شود از هزینه ها به نفع توده های مردم کم کنند. کاری که ادعایش در ظاهر از هرنوع مبارزه ای سهل تر و در نهایت، به وقت عمل؛ دشوارترین خواهد بود. اما مگر برخی رفقا ادعا نمی کنند که داوطلبین نبرد دشوارند و آماده ی هرگونه مواجهه و مبارزه. این خود نوعی مبارزه دربرابر جهل و ارتجاعی است که تا کنون وتا این تاریخ حاکم بوده و هست. این گوی و این میدان. فقط آب را گِل نکنید!&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;"&gt;برای این نوشتار از کتاب های زیر استفاده شده است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خونینه های تاریخ دارالمرز، محمود پاینده لنگرودی&lt;br /&gt;من یک شورشی هستم، عباس سماکار&lt;br /&gt;علیه لنینیسم، کارل کائوتسکی&lt;br /&gt;گامی در نقد فلسفه ی هگل، کارل مارکس&lt;br /&gt;نظریه ی بیگانه گی مارکس، ایشتوان مساروشمارکسیسم غربی و مکتب فرانکفورت، رضا نجف زاده&lt;/span&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#330099;"&gt;به زودی مقالات مفصل دیگری از این دست را می توانید در وبلاگ پیچای بخوانید&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;در نقد چپ روی های کودکانه و عملکرد مخرب و غلط طیفی از دانشجویانی که خود را کمونیست می دانند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#6633ff;"&gt;در نقد نشریه دانشجویی خاک&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;img style="WIDTH: 126px; HEIGHT: 116px" height="142" src="http://www.eehum.com/archives/images/khak1.gif" width="100" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111477150609890485?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111477150609890485'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111477150609890485'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_04_01_archive.html#111477150609890485' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111407024854969824</id><published>2005-04-21T00:41:00.000-07:00</published><updated>2005-04-21T00:57:47.223-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff6666;"&gt;&lt;strong&gt;مختصری از بخش بندی احزاب در دنیای امروز&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;از موضوعاتي كه همواره مطرح بوده و هست، نبود حتي يك حزب منسجم و با تعريف صحيح در ايران مي باشد، اين موضوع در طول زمان باعث ضررهاي سياسي فراوان براي كشور شده است. البته در ايران ارگانها، جناحها و … نام خود را حزب مي نهند ولي بعضي از آنها حتي يكي از شرايط حداقلي آن را هم دارا نيستند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;احزاب را مي توان بر اساس مكانيسمهاي استقرار آن دسته بندي كرد از جملـه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;سيستم دوحزبي معمولاً در اين سيستم گروه هاي كوچك كنار احزاب با يك حزب جديد اشتباه گرفته مي شوند. مثلاً در ايالات متحده آمريكا، چندين گروه ذي نفوذ، پشت سر دو حزب دموكرات و جمهوريخواه هستند، اين سيستم خود به دو نوع ديگر تفكيك ميشود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;الف) سيستم دوحزبي فنيدر اين سيستم مبارزه دو رقيب فقط راجع به اهداف ثانويه است و مسايلي نظير فلسفه سياسي كلي و مباني اساسي رژيم مورد قبول مي باشند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;ب) نظام دوحزبي متافيزيكدر اين سيستم رقابت احزاب حتي ناظر به ذات و راجع به طرز تفكرهاي مربوط به آن مي باشد و چهره هاي جنگ مذاهب را دارد؛ سيستم چند حزبي و حزب واحد نیز سیستم های دیگری هستند که می توان از آن ها نام برد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 130px; HEIGHT: 157px" height="142" src="http://poems.iranseek.com/poster2.gif" width="100" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111407024854969824?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111407024854969824'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111407024854969824'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_04_01_archive.html#111407024854969824' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-111149740681935478</id><published>2005-03-22T05:06:00.000-08:00</published><updated>2005-03-22T05:16:46.823-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;نوروزانه&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Courier New;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک شاخه نسترن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک نخل زیتون&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک شمع آتش&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;جنگل&lt;/span&gt; ترانه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک عطر رودخانه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک چتر باران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک باغ حافظ&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک دامن غزل&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک بغل &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;شکوفه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک خنده ی مستانه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک دشت مولوی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک جام زلف یار&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک شب آسمان&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;عشق&lt;/span&gt; آینه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک کوه حوصله&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک قلب آرزو&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#33cc00;"&gt;&lt;strong&gt;یک عید عیدی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;آزادی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:78%;color:#999999;"&gt;&lt;strong&gt;ناصر وحدتی&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-111149740681935478?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111149740681935478'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/111149740681935478'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_03_01_archive.html#111149740681935478' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110871835190411364</id><published>2005-02-18T00:59:00.000-08:00</published><updated>2005-02-18T01:19:11.926-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;آفتاب را دید که به چشمه ای فرو شد، گرم و سیاه و تاریک&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:78%;color:#ff6666;"&gt;تفسیر طبری&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;تاریکی &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;و&lt;/span&gt; &lt;span style="color:#666666;"&gt;برف&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;اینجا زمین در انتظار فرو ریختن است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;زمین زنده، زمین تناور&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;لاشخواران &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;در سبدهای قدیمی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;کبوتران جوان را&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;.........................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;به هدیه و سور می برند&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;............................................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;شب پره های چندش بار &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;خورشید را&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;................................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;به سفره ی گوری&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;........................................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;قسمت می کنند&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;........................................................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;گاوان عرش&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;آزمند و شتابان&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;.......  ........&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;غنچه های جوان را می بلعند&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;........................   .........&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ffffff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;و کره اسب بی خبری، که گردن باریک اش را&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;در حفره ی ماه فرو می برد&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;........................&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;با شیهه ی بی قرار و فرق شکافته و پنجه های بریده&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;به دامن مادر خویش باز خواهد گشت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#666666;"&gt;&lt;strong&gt;در مهتابی دنیا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#666666;"&gt;شمس لنگرودی&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110871835190411364?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110871835190411364'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110871835190411364'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_02_01_archive.html#110871835190411364' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110775535198786034</id><published>2005-02-06T21:45:00.000-08:00</published><updated>2005-02-06T21:53:29.656-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;با خاطره‌ي نبرد حماسي سياهكل&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="https://www.sharemation.com/pishromag/cbvcb.jpg?uniq=-bvalvn"&gt;&lt;img style="WIDTH: 232px; HEIGHT: 275px" height="142" src="https://www.sharemation.com/pishromag/cbvcb.jpg?uniq=-bvalvn" width="100" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110775535198786034?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110775535198786034'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110775535198786034'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_02_01_archive.html#110775535198786034' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110606579247990718</id><published>2005-01-18T08:27:00.000-08:00</published><updated>2005-01-18T08:29:52.480-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;"&gt;اين سروده تنها از يادآوري ياد دختراني است، كه در سال‌هاي دهه‌ي 60 با بستن نارنجك به خود اقدام به كشتن جلادان و مزدوران حكومت جمهوري اسلامي مي‌كردند. نگارنده هيچ اشتراكي بين امروز و هميشه‌ي خود با جريان ايدئولوژيك آن‌ها نمي‌بيند. و اين تنها سپاسي است و ستايشي از ياراني كه براي آرماني زيبا جان باختند. هنوز كه به اين عمل‌ ايشان مي‌انديشم، سخت به‌خود مي‌لرزم. بر روان پاك‌شان درود مي‌فرستم اما با روش و مرام‌شام مخالفم و راهي نيكوتر مي‌جويم. درود بر همه ي جان‌باخته‌گان راه آزادي و عدالت انسان‌ها&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;ميليشيا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#333300;"&gt;مرد را ميان بازوانت نمي‌بوسي&lt;br /&gt;به‌نامردي آلوده‌اند&lt;br /&gt;هيچ‌گاه نارنج سينه‌هايت شكوفه‌اي نداد&lt;br /&gt;تنها آغوش تو جاي خشم و كينه است&lt;br /&gt;دشمن در آغوش‌ات&lt;br /&gt;از پلشتي به‌شرم عرق مي‌ريزد&lt;br /&gt;نارنجكي كه ميان سينه‌هايت داري&lt;br /&gt;فرياد قلبي تپنده است تپنده‌تر&lt;br /&gt;آه، اي حضور دوباره‌ي انسان&lt;br /&gt;اين‌سان فرزنداني داشته‌اي&lt;br /&gt;كه عشق را&lt;br /&gt;در آغوش‌هاي لت‌وپار&lt;br /&gt;و قلب‌را در سينه‌ي نارنجك‌ها&lt;br /&gt;جستجو مي‌كردند.&lt;br /&gt;بي‌هيچ&lt;br /&gt;و ما تنها نگاه‌شان مي‌كنيم&lt;br /&gt;و مي‌دانيم، جايي كنار هميشه‌ي تاريخ&lt;br /&gt;نشسته دختركي، هرگز معشوق‌اش را بغل نزده&lt;br /&gt;براي هيچ&lt;br /&gt;آه، تنها آهي و ديگر هيچ ...&lt;br /&gt;آغوش‌ات را اما هزار هزار كبوتر قرض كرده‌اند&lt;br /&gt;تا هميشه باز بماند&lt;br /&gt;بال‌هاي پرواز&lt;br /&gt;نارنجك‌ات جا بماند بهتر&lt;br /&gt;بر زميني كه بي‌تو هنوز&lt;br /&gt;از پلشتي پر است&lt;br /&gt;و اين غم‌انگيز است&lt;br /&gt;هنوز نياموخته آن‌سان كه بايد&lt;br /&gt;آغوش‌هايش پر از عشق باشد&lt;br /&gt;و پهنه‌ي حيات&lt;br /&gt;هنوز رنگ و بوي خون دارد&lt;br /&gt;برگرد دختر&lt;br /&gt;بگذار نارنجك‌ها خاك شوند تا گُل برويد&lt;br /&gt;بگذار تو بماني&lt;br /&gt;با آغوش بازي كه عشق بازي بداند&lt;br /&gt;با معشوقي كه ديگر نگريد&lt;br /&gt;دشمن هم اين‌بار جا مي‌ماند&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110606579247990718?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110606579247990718'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110606579247990718'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_01_01_archive.html#110606579247990718' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110576472849877696</id><published>2005-01-14T20:33:00.000-08:00</published><updated>2005-01-14T21:51:06.783-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000000;"&gt;تو حافظ مي‌آوري، من كتاب را باز مي‌كنم، تو مي‌خواني. هميشه اين‌گونه است.... هميشه اين‌گونه &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000000;"&gt;خواهد ماند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;چون كار جهان يكسره بر منهج عدل است&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#990000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;em&gt;خوش باش كـه ظالـم نبـرد راه به منزل&lt;/em&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 125px; HEIGHT: 95px" height="122" src="http://images.google.com/images?q=tbn:2aG1sEKcl0gJ:www.imagestation.com/picture/sraid97/p65bca7d41d653d6356a474ef58c609f1/fa16a252.jpg" width="92" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;a href="http://www.nashrieh-nameh.com/articlea.php?mID=10&amp;articleID=222"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;شعر بلند جست و جو از محمد مختاري&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;. اين شعر در شماره 33 نشريه نامه، چاپ تهران به‌طبع رسيده است.براي خواندن شعر روي تصوير مختاري و براي بازديد نشريه‌ نامه روي جلد مجله كليك كنيد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;a href="http://www.nashrieh-nameh.com/indexa.php?mID=10"&gt;&lt;img style="WIDTH: 93px; HEIGHT: 139px" height="122" src="http://www.nashrieh-nameh.com/pictures/mag/s/10.gif" width="92" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#ffffff;"&gt;...................................................&lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.nashrieh-nameh.com/articlea.php?mID=10&amp;articleID=222"&gt;&lt;img style="WIDTH: 99px; HEIGHT: 136px" height="122" src="http://www.nashrieh-nameh.com/pictures/article/pic2/222.gif" width="92" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110576472849877696?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110576472849877696'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110576472849877696'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_01_01_archive.html#110576472849877696' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110525046687867127</id><published>2005-01-08T21:56:00.000-08:00</published><updated>2005-01-08T22:07:44.830-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;بداهه‌اي در يكشنبه&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#999999;"&gt;براي آني‌ كه مردي‌ام آموخته&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;شب در ميان دو راهي شقه نمي‌شود&lt;br /&gt;از راهي كه آمده برگرد&lt;br /&gt;نيامده چيزي را برده‌اي با خود&lt;br /&gt;چيزي كه عوض نمي‌شود&lt;br /&gt;كم نمي‌آورد اين راه را&lt;br /&gt;مردي كه بي مقصد افتاده توي راه&lt;br /&gt;بسيار آموخته‌ايم از نامردان&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;تا مرد، مقصدي باش رفيق&lt;br /&gt;گريخته اين بار جاي ديگري&lt;br /&gt;كه شب است و انگار با هيچ تيغ آفتابي&lt;br /&gt;صبح نمي‌شود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110525046687867127?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110525046687867127'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110525046687867127'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_01_01_archive.html#110525046687867127' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110458159927979720</id><published>2005-01-01T04:02:00.000-08:00</published><updated>2005-01-01T04:13:19.280-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;اعلامیه کمیته مرکزی سازمان &lt;span style="color:#ff0000;"&gt;راه کارگر&lt;/span&gt; پیرامون فراخوان برگزاری رفراندم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#3333ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;حرکتی که اخیراً تحت عنوان " فراخوان ملی برگزاری رفراندم " و با جمع آوری امضا از طریق سایت اینترنتی " شصت میلیون. دات کام" آغاز شده است، تا جائی که هدف اصلی خود را برگزاری رفراندم برای تغییر حکومت و فراخوان مجلس مؤسسان اعلام کرده است، یک حرکت گمراه کننده برای مردم است، زیرا با امیدوارکردن شان به انجام چنین رفراندم ناممکنی توسط حکومت، آنان را به دنبال سراب روانه می کند و در مبارزه حقیقی و کارساز برای برانداختن حکومت، منفعل شان می سازد و زمان را به زیان جنبش ها و تشکل های توده ای و اتحاد آن ها که تنها اهرم ازجا کندن رژیم است، می سوزاند. این حرکت، آنجا که مشخصات یک حکومت جایگزین را در دل فراخوان به برگزاری رفراندم گنجانیده و در عین امضا گرفتن برای برگزاری رفراندم، رفراندم برای نوع معینی از نظام حکومتی را هم به اجرا گذاسته است، کلاه برداری یک گرایش معین سیاسی را به نمایش می گذارد. نام این فراخوان هر چه باشد، فراخوان ملی نمی تواند باشد . آنچه در زیر پوشش " فراخوان رفراندم تغییر حکومت و فراخوان مجلس مؤسسان " صورت می گیرد، سؤ استفاده از یک شعار وسوسه انگیز برای بخشی از طرفداران سقوط کم هزینه رژیم؛ و امضا جمع کردن برای آن، ولی در حقیقت در خدمت شکل دهی به یک ائتلاف سیاسی میان گرایش معینی از طیف های مختلف اپوزیسیون، از سلطنت طلب و جمهوری خواه و ملی گرا و غیره است. و همه این ها با سؤ استفاده از نام و اعتبار چند زندانی سیاسی خوشنام، که نمی توانند به درستی و بطور کامل و بموقع از آنچه در خارج از کشور و زیر تابلوی اعتبار آنان می گذرد مطلع شوند؛ و نیز سؤ استفاده و حمایت گرفتن از شهرت و اعتبار افراد سرشناسی که قصدی جز حمایت از رفراندم ندارند. این حرکت، فراتر از یک لیست امضا برای رفراندم، و یک همایش سیاسی میان گرایشاتی است که تغییر حکومت را می خواهند، به شرطی که از طریق سازمان یافتن، اراده و ابتکار توده های مردم نباشد و به اقتدار آنان منتهی نشود؛ گرایشاتی که فاعل رفراندم و تغییر حکومت را در بیرون مرز ها می جویند و تهدید جدی حق حاکمیت مردم ایران از جانب آمریکا را بر قیام مردم برای اعمال حاکمیت خود ترجیح می دهند. ائتلاف یک چنین طیفی هیچ کمکی به مردم و مبارزات آنان برای خلاصی از جمهوری اسلامی نخواهد کرد. ما طرفدار سرنگونی جمهوری اسلامی هستیم. اما مسئله این است که این مدعیان رفراندم برای تغییر حکومت، درست در برابر ملزومات واقعی سرنگونی حکومت می ایستند. مردم ایران بارها با تحریم انتخابات، به ابتکار خود و به دست خود رفراندم برگزار کرده و با صدای بلند گفته اند که این رژیم را نمی خواهند. با رفراندم فقط همین را می شود گفت و هیچ حکومت استبدادی را با رفراندم نمی شود ساقط کرد. مردم برای ساقط کردن جمهوری اسلامی، باید قدمی جلو تر از رفراندم بردارند؛ باید برای عملی کردن نتیجه رفراندمی که در چند انتخابات معلوم شده است، خود را سازمان دهند. آنان باید نه حول یک رفراندم خیالی و ناشدنی، بلکه حول تدارک ا قدام متشکل و متحد توده ای برای واژگون کردن حکومت بسیج شوند&lt;br /&gt;مردم ایران برای رهائی از شر جمهوری اسلامی، نه به رفراندم و نه به ائتلافات چنین نیروهائی احتیاج دارند. نیاز آن ها تشکل، سازماندهی و اتحاد جنبش های متنوع آزادی خواهانه و برابری طلبانه شان است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;br /&gt;کمیته مرکزی سازمان کارگران انقلابی ایران، &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;راه کارگر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;آذر 1383 - 4 دسامبر 2004&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110458159927979720?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110458159927979720'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110458159927979720'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2005_01_01_archive.html#110458159927979720' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110413101062248570</id><published>2004-12-26T22:52:00.000-08:00</published><updated>2004-12-26T23:04:23.836-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;دريچه‌ها &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;"&gt;سروده‌اي از مهدي اخوان ثالث براي شـ .ـميم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;ما چون دو دريچه روبه‌روي هم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;آگاه ز هر بگو مگوي هم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;هر روز سلام و پرسش و خنده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;هر روز قرار روز آينده&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;عمر آينه‌ي بهشت، اما... آه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;بيش از شب و روز تير و دي كوتاه&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;اكنون دل من شكسته و خسته‌ست&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;زيرا يكي از دريچه‌ها بسته‌است&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;نه مهر فسون، نه ماه جادو كرد&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;نفرين به سفر، كه هرچه كرد او كرد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 118px; HEIGHT: 142px" height="142" src="http://home.ripway.com/2004-1/61157/a_n/Akhavan.jpg" width="100" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110413101062248570?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110413101062248570'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110413101062248570'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_12_01_archive.html#110413101062248570' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110311114844226673</id><published>2004-12-15T03:13:00.000-08:00</published><updated>2004-12-15T03:46:00.986-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;خـبـر&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;يك سروده از &lt;strong&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;اسماعيل شاهرودي&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;پاي اگر خسته به راه است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;سنگ انداخته در راه اگر مرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;بال رفتن نشكسته‌ست و هدف گم نشده‌ست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;عابري مرده به راه&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;(كوزه‌اي بود و شكست)&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;و در اين باره سخن‌هايي آن‌گونه گذشت&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;كه كلاغي ز سر شاخه پريد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;و كلاغي ديگر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;: آورد خبر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;عابري خسته به‌ره مرده &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;وليكن&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;پاي اگر خسته به‌راه است&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;سنگ انداخته در راه اگر مرگ&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#003333;"&gt;بال رفتن نشكسته‌ست و هدف گم نشده‌ست&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="92" src="http://images.google.com/images?q=tbn:N3z1XMYuW44J:www.peiknet.com/1382/pics/04aban/shahrodi.jpg" width="68" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;اسماعيل شاهرودي&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110311114844226673?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110311114844226673'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110311114844226673'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_12_01_archive.html#110311114844226673' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110149906995561055</id><published>2004-11-26T11:47:00.000-08:00</published><updated>2004-11-26T12:12:19.906-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;"&gt;&lt;strong&gt;اين‌بارازاين‌جا&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:78%;"&gt;&lt;strong&gt;در سال‌گشت قتل‌هاي زنجيره‌اي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;از اين‌جا كه بگويي&lt;br /&gt;قلب ِ شاعر اعدام مي‌شود&lt;br /&gt;و كارد، كه مزدور سلاخان است&lt;br /&gt;مسرور و فاتح&lt;br /&gt;مشغول مي‌شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين‌بار خسته‌تر&lt;br /&gt;حجم ِ تكراري ِ لغات را&lt;br /&gt;بر سر ِ هم خراب مي‌كنيم&lt;br /&gt;دوست نداريم و كينه‌ايم&lt;br /&gt;كه اين‌جا كسي خنده خيرات نمي‌كند&lt;br /&gt;باز برمي‌گرديم&lt;br /&gt;خسته‌تر و با دشنامي&lt;br /&gt;بر گورها&lt;br /&gt;نام ِ هم را مي‌تراشيم&lt;br /&gt;و سپس&lt;br /&gt;از ياد برده‌ايم انگار هم را&lt;br /&gt;در خواب ِ ابدي ِ مرده‌گان، جا مي‌مانيم&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين‌بار خسته‌تر&lt;br /&gt;تاب نمي‌آورد اين بار را شاعر&lt;br /&gt;بر زمين مي‌گذارد&lt;br /&gt;و در زمين فرو مي‌رود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="88" src="http://www.hamshahri.org/hamnews/1379/790515/p18-1.jpg" width="300" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;پروانه اسكندري، داريوش فروهر، محمد جعفر پوينده و محمد مختاري&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt; قربانياني كه قتل ‌آن‌ها منجر به‌افشاي برنامه‌هاي وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي در كشتار‌ بسياري از روشنفكران و نويسنده‌گان شد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 60px; HEIGHT: 91px" height="150" src="http://www.goftaniha.com/files/emami.gif" width="100" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;&lt;strong&gt;تصويري كه از سعيد امامي به‌عنوان مسئول و عامل خودسر!  در ارتكاب قتل‌هاي زنجيره‌اي توسط جمهوري اسلامي منتشر شد. بعدها گفته شد كه وي در زندان خودكشي كرده‌است. هرگز كسي جسد او را شناسايي نكرد و مشخص نشد كه به‌درستي چه‌بر سر وي آمده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110149906995561055?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110149906995561055'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110149906995561055'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_11_01_archive.html#110149906995561055' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110111499176454909</id><published>2004-11-22T01:46:00.000-08:00</published><updated>2004-11-22T01:17:10.886-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;پدرم را صدا كن&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;كدام پدر را مي‌گويي؟ -&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;صدا از سوراخ‌هاي سينه‌اش عبور مي‌كند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="124" src="http://impact.users.netlink.co.uk/namir/execute.jpg" width="200" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;تصويري از تيرباران‌چريك‌ها توسط جمهوري اسلامي در اوائل انقلاب &lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110111499176454909?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110111499176454909'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110111499176454909'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_11_01_archive.html#110111499176454909' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-110060956667601544</id><published>2004-11-16T04:50:00.000-08:00</published><updated>2004-11-16T13:36:51.230-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بي‌هوايي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#330000;"&gt;در دشت&lt;br /&gt;رنج ذوب مي‌شود از شرم&lt;br /&gt;اين‌جا چيزي مي‌جنبد كه هواي غريبه‌اي را دارد&lt;br /&gt;وگل‌ها بي‌هوا خشك مي‌شوند&lt;br /&gt;وقتي كه گام سايه‌ها، صدا نداشته باشد&lt;br /&gt;سايه‌هاي سرگرداني كه با هربار عبور&lt;br /&gt;اوراق مي‌شوند با رنج خاطره‌اي دور&lt;br /&gt;از يادي كه جامانده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;روئينه تناني كه خاكشان فخر خاوران گشته&lt;br /&gt;با گل‌هايي كه از دست‌ها روئيده&lt;br /&gt;غرق اين دشتند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گلي از دست‌هاي من&lt;br /&gt;بر پاي تو كه رد دمپايي بر آن قرمز است، مي‌رويد&lt;br /&gt;هوايي از دلت&lt;br /&gt;هوايي‌ام مي‌كند كه اين‌جا خانه بسازم&lt;br /&gt;تا پيكرت، بركت باغ‌مان شود&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="145" src="http://www.festomuvesz.hu/bgati/kepek/2003_12_01/TN_tokaj%20fele.JPG" width="200" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a href="http://www.ayandeh.info/HTfile/Khashm.htm"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;em&gt;مقاله‌ي ارتجاعي پيروزي خشم وكين داريوش همايون، درباره‌ي فاجعه‌ي كشتار زندانيان سياسي توسط جمهوري اسلامي&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;a class="pn-title" href="http://www.azindad.net/print.php?sid=1862"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000000;"&gt;&lt;em&gt;بيانيه جمعي از باز ماندگان شهريور ۶۷ در پاسخ به داريوش همايون&lt;/em&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-110060956667601544?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110060956667601544'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/110060956667601544'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_11_01_archive.html#110060956667601544' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109995785084225753</id><published>2004-11-08T15:37:00.000-08:00</published><updated>2004-11-12T17:07:21.226-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-size:130%;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;نگذاريم &lt;/span&gt;&lt;a href="http://asre-nou.net/1383/khordad/29/ko/m-asami-gatlha.html"&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt;آن جنايت&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="font-family:arial;color:#ff0000;"&gt; فراموش شود، براي اين‌كه تكرار نشود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;از همه‌ي خواننده‌گان فهيم وبلاگ پيچاي درخواست مي‌شود تا در نظرسنجي كه پائين لينك‌ها قرار گرفته شركت نمايند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="left"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:180%;"&gt;خاوران &lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;آوردند&lt;br /&gt;چالي كندند&lt;br /&gt;و سنگي سياه و بي‌نام&lt;br /&gt;بر آن نهادند&lt;br /&gt;آري، اين‌جاست&lt;br /&gt;ابريشم، شاه‌راه ِ مرگ&lt;br /&gt;كه عنكبوت مي‌بافد&lt;br /&gt;مقبره‌ي پدران ِ قرباني ِ پسران&lt;br /&gt;به خاوران&lt;br /&gt;مانده‌گان ِ مانده‌گار ِ گورهاي ِ خسته&lt;br /&gt;در انعكاس ِ سرد و سيال ِ آسمان&lt;br /&gt;كه بي‌رحم و خشك&lt;br /&gt;نباريده تا كنون&lt;br /&gt;بر اين جهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مادران ِ سرخ چشم&lt;br /&gt;كينه‌جويان ِ از خاك&lt;br /&gt;چنگ مي‌زنند&lt;br /&gt;و سر ِ انگشتانشان،&lt;br /&gt;يـادِ كودكي است و شـرم ِ اولين بوسه بر گونه‌هاي تركيده از قرمزي ِ شاد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;فرزند؛&lt;br /&gt;نبش مي‌كند آخرين نشان‌هاي پدر را&lt;br /&gt;تا گلوله‌اي&lt;br /&gt;دشنه‌اي&lt;br /&gt;خشمي&lt;br /&gt;پشت ِ نگاه ِ خيس ِ مادر&lt;br /&gt;نهفته و نهان&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;« اين‌است،خطاي ِ هزار ساله»&lt;br /&gt;ميراث ِ گران ِ جان‌باختن&lt;br /&gt;گورها، عربده مي‌كشند به آسمان&lt;br /&gt;«نه»&lt;br /&gt;و مادران ِ پريشان ِ سنگ به‌دوش&lt;br /&gt;پسرپاره‌هاي خود را&lt;br /&gt;در گورهاي ِ تازه جستجو مي‌كنند&lt;br /&gt;با شيارهاي ِ قرمز ِ تازه&lt;br /&gt;بر گونه‌هاي ِ ملال&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href="http://www.sharemation.com/pishromag/khavaranmap.jpg?unq=2sg2d8"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="292" src="http://www.sharemation.com/pishromag/khavaranmap.jpg?unq=2sg2d8" width="300" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:78%;color:#ff0000;"&gt;نقشه‌ي گورستان خاوران تهران، گورهاي دسته ‌جمعي زندانيان سياسي جمهوري اسلامي&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109995785084225753?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109995785084225753'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109995785084225753'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_11_01_archive.html#109995785084225753' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109951665554436314</id><published>2004-11-03T13:05:00.000-08:00</published><updated>2004-11-03T13:21:48.870-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;قطارنبود پشت سرش بدوم&lt;br /&gt;اوج كه مي‌گـرفـت، ترسـيدم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#330033;"&gt;يادت مي‌آيد يا نمي‌آيد، كسي در يادت؟ چه‌قدر تنهايي كشيديم و چه‌قدر خودمان را خورديم مثل قحطي‌زدگان، قطحي محبت بود، يادت هست. آن كش موي سرخ كه با كلي اميد برايت خريدم و بستي به موهايت و من افتخار مي‌كردم به وجودت كه آن‌روزها به‌آن بسته بودم. به موهايت. بوي موهايت، مويه‌هاي غريبه‌گي‌ات را مي‌شست و مي‌برد. يادت هست. عرق مي‌خورديم و سيگار مي‌كشيديم. و بعد خداحافظي، بي بوسه‌ي پايان هربار ديدار من آن‌روزها خيلي آدم بودم، يادت هست. آشغال نبودم؛ مرد ميدان شايد، مي‌توانستم و مي‌توانم تنها مرد ميدانت باشم. مردي كه جايش در دل همه‌ي ما خالي است. مردي كه آمده، نيامده؛ همه‌ي ما را تنها گذاشت و رفت. يادت هست؟&lt;br /&gt;نمي‌دانم هنوز يادت مانده يا جايي توي فرودگاه مهرآباد همه‌چيز را جا گذاشته‌اي تا هرگز برنگردي برشان داري. كش موي سرخت را و قلب سرخت را و من را كه سرخ شرم، تنها گذاشتي، رفتي. نگفتي پلشتي‌ها را اين‌همه تحمل كردم اما وقتي تو رفتي با بي‌تويي مُردم، هر روز هزار بار و هميشه پيرتر مي‌شوم. بي‌اين‌كه طعم بوسه و آغوش جوانت را چشيده باشم يا حتا دمي فرصت گفتن اين كه دوستت مي‌دارم... مي‌دانم يادت نيست كه تا صبح نگاهت مي‌كردم و تو خواب بودي يا نبودي، به روي خودت نياوري كه فهميدي سخت عاشقت شدم، نامرد! موهايت را كوتاه كرده‌اي يا آن‌قدر بلند است كه هنوز مي‌بندي‌شان؟ من يادم هست چه‌قدر زيبا بودند و رنگ خرمائي‌شان هنوز يادم هست. بگذار و بگذر رفيقك همراه تنهائي‌هايم. اين ياد‌بودها سر درازي دارند. فقط اگر دوباره موهايت را بستي، يادت باشد كه من هم يادت هستم&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.sharemation.com/pishromag/Pichay.jpg?unq=9278jl"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="157" src="http://www.sharemation.com/pishromag/Pichay.jpg?unq=9278jl" width="154" border="0" /&gt;&lt;/a&gt; &lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109951665554436314?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109951665554436314'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109951665554436314'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_11_01_archive.html#109951665554436314' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109917716365858151</id><published>2004-10-30T15:23:00.000-07:00</published><updated>2004-10-31T13:23:23.400-08:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;براي عرفات، به‌ياد آن روزها&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#333333;"&gt;تو نبايد بري، به‌خاطر همه دست‌هاي كوچكي كه مي‌خواهند اندازه‌ي بزرگ‌ترين سنگ‌هاي سرزمين آزادي باشند. تو اميد رو از ما نبايد بگيري، نبايد بميري. مي‌شنوي چريك پير. معناي شرافت را گاهي در سكوت آموختي و گاهي در بي‌رحمي تمام آموزاندي. بازي را كه خوب بلدي! مهر هفتم را ديده‌اي؟ &lt;a href="http://www.skgiessen.de/movies/arafat.htm"&gt;اين بازي&lt;/a&gt; را بايد ببري چريك. تعارف با كسي ندارد. تو مي‌تواني تيره‌ي مرگ را براني. فكر كن، بمان و بازي را ببر. بخاطر خاطره‌ي همه‌ي آن‌هايي كه با يك شليك رفتند و روي پوستري بازگشتند. به‌خاطر خاطره‌ي آن جان‌هايي كه با فرياد نام "فتح" تو، مغرور، روبه‌روي جوخه‌ي دژخيمان صيهونيست ايستادند. تو مي‌تواني... مي‌ماني... و اين شطرنج پر رنج مرگ را مي‌بري&lt;/span&gt; &lt;a href="http://www.blogger.com"&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="138" alt="[Powered by Blogger]" src="http://images.google.com/images?q=tbn:dDId1NkKXIgJ:www.skgiessen.de/movies/politik/arafat.jpg" width="95" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;font-size:130%;color:#cc0000;"&gt;&lt;strong&gt;زندگي و مبارزه‌ي ياسر عرفات&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/p&gt;&lt;/div&gt;&lt;p&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#660000;"&gt;هنگامی که نزديک به نيم قرن پيش ياسر عرفات ۲۷ ساله برای اولين بار با چفيه وارد کنگره بين المللی دانشجويان در چکسلواکی (سابق) شد تا از به رسميت شناخته شدن حق عضويت کشور فلسطين اطمينان حاصل کند، شايد خود نيز تصور نمی کرد که همان چفيه برای نسل های بعد از او به يک سمبل پيکار مبدل شود. يک دهه بعد از کنگره پراگ، در ۱۹۶۵ آقای عرفات گروه چريکی ٍٍٍِِ«فتح» را پايه گذاری کرد. سه سال از پس از آن فتح و ساف بهم پيوستند و يکسال بعد در سال ۱۹۶۹ ياسر عرفات که خود را در رأس مبارزات فلسطينی ها جای داده بود سرانجام به رياست ساف برگزيده شد. ساف" پيش از عرفات سازمانی نشأت گرفته از اتحاديه عرب، تحت تأثير ايدئولوژی پان عربيسم و کاريزمای جمال عبدالناصر – رهبر فقيد مصر -- بود، سازمانی که در عمل کاری بجز صدور بيانيه های همدردی و اعلاميه های شديداللحن عليه اسراييل نداشت. اما با رهبری عرفات (و با افول ناصر بعد از جنگ شش روزه ۱۹۶۷) مبدل به يک سازمان ناسيوناليست فلسطينی شد؛ سازمانی که با فعاليت های رهبر جديد خود جنبشی شد ملی، فراگير و پرحضور در عرصه سياست و اجتماعی فلسطين. سخنرانی ياسر عرفات در سازمان ملل به تاريخ ۱۳ نوامبر ۱۹۷۳ نقطه عطفی بود که جهانيان را با روايت ديگری از تقابل اعراب و اسراييل آشنا کرد. پس از حمله ارتش اسراييل به لبنان در سال ۱۹۸۲ که به هدف نابودی "ساف" صورت گرفته بود، عرفات (که اکنون به تونس رفته بود)، "ساف" و سرنوشت فلسطينيها به موضوع مورد توجه افکار عمومی جهان مبدل شد. در سالهای پايانی دهه هشتاد و سالهای آغازين دهه نود ميلادی، ياسر عرفات هويت چريکی خود را با مشخصه های يک رهبر سياسی عوض کرده بود. اين در حالی بود که جان به در بردن از نقشه های ترور و حوادث پياپی، به عرفات شصت ساله وجهی اسطوره ای بخشيده بود. او که در ۱۹۸۸ مبارزه مسلحانه عليه اسراييل را رها کرده و گفتگو را به رسميت شناخته بود، در سپتامبر ۱۹۹۳ معاهده اسلو را امضا کرد و در کاخ سفيد با اسحاق رابين نخست وزير وقت اسراييل دست داد تا پديدآورنده يکی از تاريخی ترين لحظه های پايان قرن بيستم باشد. يکم ژوئيه ۱۹۹۴، ياسر عرفات پس از ۲۶ سال به سر بردن در تبعيد به اراضی فلسطينی بازگشت تا دو سال بعد در اولين انتخابات سراسری به رهبری تشکيلات خودگردان فلسطينی بعنوان مقدمه کشور مستقل فلسطين برگزيده شود. در سالهای پايانی قرن بيستم، با کمرنگ شدن تدريجی اميد به يک صلح پايدار ميان طرفين درگير، ياسر عرفات به موضع سرسختانه تری روی آورد تا در حرکتی استراتژيک کماکان اعتبار و محبوبيت خود را به عنوان سردمدار مبارزه فلسطينيان حفظ کند. شکست اجلاس کمپ ديويد دوم و بازديد آريل شارون از ديوار مقدس بيت المقدس به فاصله کمتر از دو ماه از آن در تابستان سال ۲۰۰۰، موجب شد تا صلح فراموش و دومين انتفاضه فلسطينيان آغاز شود. در سالهای اخير با شعله ور شدن آتش خشونت، جنبش های افراطی تر مانند حماس به چيرگی بی چون و چرای عرفات در عرصه مبارزه و سياست فلسطين پايان داده اند. حصر عرفات &lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;&lt;span style="font-size:85%;color:#660000;"&gt;درمقر فرماندهی اش در رام الله که از سال ۲۰۰۲ آغاز شد موجبات انزوای بيشتر رهبر سازمان آزاديبخش فلسطين را فراهم آورد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt; &lt;span style="font-size:85%;color:#660000;"&gt;عرفات تصويری است غيرقابل جايگزين در حافظه تاريخی يک ملت که آيندگانش او را به قضاوت خواهند نشست&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img style="WIDTH: 124px; HEIGHT: 168px" height="350" src="http://www.afsi.org/OUTPOST/95OCT/arafat.gif" width="210" border="0" /&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109917716365858151?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109917716365858151'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109917716365858151'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109917716365858151' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109896876808566558</id><published>2004-10-28T06:01:00.000-07:00</published><updated>2004-10-28T07:05:20.286-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:georgia;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;قصه‌ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:78%;color:#ff6666;"&gt;براي شميم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#000066;"&gt;من ته آن چاه نمي‌آيم&lt;br /&gt;بگذار بگويند ترسيده&lt;br /&gt;ريسماني كه برادارن از يوسف دريغ كردند&lt;br /&gt;و تو اگر مفت گيرت بيايد با آن خفه مي‌كني‌ام&lt;br /&gt;من نمرده‌ام كه&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;از دست هر كس بميرم&lt;br /&gt;بي تو نمي‌ميرم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;كم نمي‌آورد اين راه را&lt;br /&gt;مردي كه سرش را كرده توي چاه&lt;br /&gt;و منيژه را صدا مي‌زند&lt;br /&gt;مثل آهويي كه ضامنش در رفته باشد&lt;br /&gt;يا يوسفي كه برادرهايش را فرياد كند&lt;br /&gt;راه رفته را برگرد&lt;br /&gt;بيا كنار دستم بنشين&lt;br /&gt;ريسماني كه آويخته‌ايم، ما را بس است&lt;br /&gt;از چاه كه درآمدي لباس من خيس شده بود&lt;br /&gt;آفتاب همين‌جا لباس‌هامان را خشك مي‌كند&lt;br /&gt;مثل بار قبل&lt;br /&gt;از قصه‌هايي كه نگفته ‌بودي بگو&lt;br /&gt;تا آهو بچه‌هايي را مادرانه باشي&lt;br /&gt;و چشم‌هايم ديگر نبينند&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;خيسي لباس برادارهاي ناخوانده از خون تو نبود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;تا انتهاي اين راه&lt;br /&gt;هزار و يك شب باقي‌ست&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#000066;"&gt;قصه‌هايي كه گرد هم آمده‌اند، تمام مي‌شوند&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.pichay.blogger.com"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="207" src="http://www.azindad.net/images/pele.JPG/" width="149" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:times new roman;color:#ff0000;"&gt;&lt;a href="http://www.azindad.net/modules.php?op=modload&amp;name=News&amp;amp;file=article&amp;sid=1679"&gt;مقاله‌اي گويا و دقيق درباره‌ي فاجعه‌ي  قتل‌عام زندانيان سياسي در رژيم جمهوري اسلامي&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109896876808566558?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109896876808566558'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109896876808566558'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109896876808566558' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109847965946215058</id><published>2004-10-22T14:01:00.000-07:00</published><updated>2004-10-24T14:00:28.490-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;شب ِ دشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;براي سياوشم&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;color:#660000;"&gt;مردي كه از روبه‌رو مي‌آيد، نمي‌آيد، سايه‌اي باشد گويي در يادي، سراب اما نه. آخر او روزي وجود داشته كه بچه‌هاي تو دشت هربار مي‌بينند كه از روبه‌رو مي‌آيد؛ اولين ‌بار وسط تابستان بود كه سگ‌ها زوزه‌كشان جمع شدند جايي در بيابان و با پوزه‌هاشان، روي زمين مي‌كشيدند. مردم هم كه پرسان شده‌ بودند، آمدند ببينند، اما جز چند تكه استخوان و پاره‌ لباس‌هايي ناآشنا چيزي پيدا نكرده بودند. بعدتر بود كه خبر پيچيد، خبر كوتاه بود. همه فهميدند. اعدامشان كردند. سگ‌ها ترسيدند. آسمان ِ ماه ِ ميان ِ تابستان آن‌قدر بي‌ستاره شده‌ بود كه آرزوي كودكان بسياري را در دل سرد و سياهي ناتمامش، گم مي‌كرد؛ رد ِ چند كاميون و پوتين كنار ِ دشت مانده بود تا مردم به پليس‌هايي كه هرگز نيامدند تا رد ِ جنايت را كشف كنند نشان دهند. چيزي نبود. دزد، رفيق قافله بود. بچه‌ها آن‌روزها كوچك‌تر از آن بودند كه صدايشان چندان بلند شود؛ رديف‌هايي در خاك بالا آمده بود. زير هر رديف چندتا؟ مشخص نبود. بچه‌ها روي رديف‌ها گل مي‌كاشتند كه خوب رشد مي‌كرد، وسط آن بيابان بي‌رحم و بي‌بركت؛ گل‌ها ريشه مي‌كرد توي دست مردها و روي چشم‌هاشان مي‌روييد. و بچه‌ها هر بار روي سينه‌هاي سوراخ‌ سوراخ‌شان آب مي‌پاشيدند، تا خاك بارورتر شود و گل‌ها برويند؛ روزي ديدند مرد، سايه‌اي شايد ـ هرچه كه بود ـ از روبه رو مي‌آيد. پيرهن مرد، شكوفه‌شكوفه باشد انگار وسط دشتي توي بهار، گل‌گلي بود. جاي گلوله بود و نبود. مرد جلو مي‌آمد و نمي‌آمد. قوي بود و زيبا، با موهايي كوتاه و يك سبيل پرپشت. روبه بچه‌ها گفت: بابا... كلام غريبي بود. كدام بابا؟ كلام زيبايي بود و مي‌خواستند بچه‌ها. و در تمام خواب‌هاي كودكي مي‌ديدند كه روزي بشنوند. و حالا؛ اما چرا نبود، سراب بود؟... نه، نمي‌توانست سراب باشد، سايه‌اي كه زنده‌اش روزي وجود داشت؛ بچه‌ها برگشتند. دشت كه خالي روز شد گل‌هاي جامانده بر دشت، انگار سايه‌ي هزار هزار ستاره‌اي بودند كه در آسمان برق مي‌زدند؛ بچه‌ها آن‌جا ماندند تا سايه، زنده، باز برگردد. تا ببينند بابا، صدايش را بشنوند. هركدام آرزو كردند ستاره شوند، تا شب‌ها بيايند بالاي دشت، آن‌را ببينند و منتظر شوند تا مرد بيايد؛ ماه كه بالا آمد، رديف‌هايي در خاك مشخص شد، كه روي هركدام گلي از چشم‌ها روييده بود، ستاره‌ها را مي‌ديد؛ گلي از دست‌ها آغوش گشوده بود تا ستاره‌ها ... بچه‌ها&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.agora-gallery.com/siac_large/barber_fence.jpg"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.agora-gallery.com/siac_large/barber_fence.jpg"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="207" src="http://www.agora-gallery.com/siac_large/barber_fence.jpg" width="195" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:lucida grande;font-size:180%;color:#3366ff;"&gt;&lt;a href="http://home.c2i.net/ahoraian/block33/images/qeteh33.jpg"&gt;يك سند تاريخي از زمان و محل دفن جمعي از مبارزين پيش از انقلاب&lt;/a&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109847965946215058?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109847965946215058'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109847965946215058'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109847965946215058' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109808864406643392</id><published>2004-10-18T01:34:00.000-07:00</published><updated>2004-10-18T15:05:55.683-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;كابوس&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;از چشمم كه سرازير مي‌شوي، صبح‌ها&lt;br /&gt;تا مذاب خاطرات شب&lt;br /&gt;خسته‌ام مي‌كني&lt;br /&gt;چيزي از خوابم را دزديده‌اي&lt;br /&gt;ميان استخوان سينه‌ام درد مي‌گيرد&lt;br /&gt;گرفتار بهار شده‌ام&lt;br /&gt;كه پيرم مي‌كند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نمي‌داني چرا مي‌آيي&lt;br /&gt;مثل شكوفه‌اي بي‌وقت&lt;br /&gt;اين عابران هراسان هربار&lt;br /&gt;بي‌تفاوت كنار مي‌كشند&lt;br /&gt;تا در خيابان راه بند بيايد&lt;br /&gt;و فرياد آمبولانس&lt;br /&gt;نعش‌كش شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ذوب شده‌ام&lt;br /&gt;شكوفه‌اي در دستم&lt;br /&gt;و در ياد كسي كه جامانده‌ام، تويي&lt;br /&gt;روز مي‌گذرد&lt;br /&gt;و در گورهاي بي‌نشان يادت&lt;br /&gt;يكي اضافه مي‌شود&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حالا مي‌داني بهار نزديك است&lt;br /&gt;و تو شكوفه‌اي&lt;br /&gt;از حرم مذاب يك خاطره&lt;br /&gt;كه زمستان را تاب آورده&lt;br /&gt;در گور بي‌نشاني ديگر&lt;br /&gt;من جامانده&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;از كابوس‌هاي شبانه‌ام كه نگفته بودم&lt;br /&gt;.همين بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109808864406643392?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109808864406643392'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109808864406643392'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109808864406643392' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109762229086144415</id><published>2004-10-12T16:00:00.000-07:00</published><updated>2004-10-12T16:04:50.863-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;آني  تنهايي&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:courier new;color:#ff6666;"&gt;براي اميد&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="color:#000066;"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;"&gt;بر بندِ نگاهي&lt;br /&gt;كسي جا مي‌ماند كه&lt;br /&gt;كجا ديده‌ام / نمي‌داند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بوسه كه هر گلوله&lt;br /&gt;آغوش كه هر نفرت&lt;br /&gt;مهري گريخته از منظرمان&lt;br /&gt;تنها نگاه و خيره‌گي ‌است&lt;br /&gt;اگر فقط از اين دنده‌ي‌ چپ برگردد&lt;br /&gt;بندبازي را مي‌ماند&lt;br /&gt;در تعادلِ پائيزيِ يك فصل.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چشم‌ بسته‌اي چندي‌ست&lt;br /&gt;گلوله برده يا تقدير كه برگ‌ها ريخته‌اند؟&lt;br /&gt;با نگاهت كم شده خوشبختي&lt;br /&gt;از هرچه نامرادي و نامردي كم‌آوردي&lt;br /&gt;نگاه كن&lt;br /&gt;نترس&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;در نگاه و خيره‌گي‌ات جا مي‌ماند كسي كه&lt;br /&gt;از نگاهت افتاده&lt;br /&gt;بندبازي كه بازي را باخته&lt;br /&gt;و تماشاچيان كف نزده، رفته‌اند&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109762229086144415?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109762229086144415'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109762229086144415'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109762229086144415' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109693074057839431</id><published>2004-10-04T15:35:00.000-07:00</published><updated>2004-10-04T16:14:07.300-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;در پاسخ استقباليه‌ي پرشوري كه از آخن آمد و به‌يك‌باره من را غافلگير كرد تنها مي‌توان از شعري كه هميشه از آن بدم مي‌آمده استفاده &lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;كنم. شعر از آن مهرداد فلاح است، كسي كه هميشه از او بدم مي‌آمده. امروز هم كه از خودم بدم مي‌آيد آن‌را در&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;پيچاي مي‌چاپم&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;آدم؟&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;(صدا نزني مرا)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;نيستم&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:180%;"&gt;(!از من عوضي تر پيدا نمي‌شود ... نگرد)&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:180%;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109693074057839431?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109693074057839431'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109693074057839431'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_10_01_archive.html#109693074057839431' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109649327704357729</id><published>2004-09-29T14:00:00.000-07:00</published><updated>2004-09-29T14:27:57.043-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;span style="font-size:180%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;براي مهرگانم كه دختر دشت است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt; &lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:Arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;... خورشيد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;پس خورشيد كو؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;آسمان، شب بسته بود و نديد&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;اين دشت، وقت ظهر&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;در ماه ِ ميان ِ تابستان&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;چه تاريك و سرد است؟&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;هوا&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;كرخت ِ سرخي ِ سنگين ِ مرگ را&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;در لاي‌لاي ِ سنگ‌ها فرياد مي‌كند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;خورشيد رفته بود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;و فردا، صبحي نبود&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;مادران اما&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;داستان‌ها داشتند&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;تا تيره‌ي شب را&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:130%;color:#000066;"&gt;كوتاه‌تر كنند&lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.pichay.blogger.com"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;/a&gt;&lt;a href="http://www.festomuvesz.hu/bgati/bgati.htm"&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;img height="207" src="http://www.festomuvesz.hu/bgati/kepek/2003_12_01/TN_Napraforgo2.JPG" width="200" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;/p&gt;&lt;p&gt;&lt;br /&gt;&lt;/p&gt;&lt;br /&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109649327704357729?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109649327704357729'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109649327704357729'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_09_01_archive.html#109649327704357729' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109583650080248240</id><published>2004-09-21T23:53:00.000-07:00</published><updated>2004-09-22T00:17:25.680-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;سروده‌اي براي دختر دشت&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;كسي يادش مي آيد جاي بوسه ي من كجاست؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;كدام گونه كدام پدر را بوسيده ام؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;چند بار؟&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;چه قدر اين دشت از ياد بوسه ها جامانده است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;و چه قدر آغوش ها خاك آلودند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;تنها مهر مانده كه بر خاك&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;- از رد اشكي بر گونه ي مادران - &lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;شيار مي كند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;تا تخم انتقام&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;از جنگل ستاره ها&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;.&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;strong&gt;روز‌‌ي‌سربرگيرد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000066;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;.&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;"&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt;مجموعه‌ي كامل‌تر سروده‌ي بالا را مي‌توانيد در &lt;/span&gt;&lt;a href="http://www.kar-online.com/fajey-e-melli/fajey-e-melli_6.html"&gt;&lt;span style="font-size:78%;color:#009900;"&gt;&lt;strong&gt;كارآنلاين&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/a&gt;&lt;span style="color:#3366ff;"&gt; بخوانيد&lt;/span&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#3366ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#3366ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#3366ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#3366ff;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109583650080248240?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109583650080248240'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109583650080248240'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_09_01_archive.html#109583650080248240' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109508104261459361</id><published>2004-09-13T05:43:00.000-07:00</published><updated>2004-09-13T06:10:42.613-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:arial;font-size:85%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;بداهه‌ي آخر&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#339999;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:Arial;font-size:130%;color:#339999;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="left"&gt;&lt;span style="font-family:courier new;font-size:130%;color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;افسانه&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;دورتر از فاصله‌اي كه انگشتان بر پيشاني نشان مي‌دهند&lt;br /&gt;پرده گشوده مي‌شود&lt;br /&gt;درون سينه‌ام، جاي قلبي نشسته‌اي كه مي‌خواست&lt;br /&gt;دلتنگ جاي خالي‌ات شود&lt;br /&gt;تو بازگشت به گذشته‌اي&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;تيري كه قلب من‌را شكافت&lt;br /&gt;افسوس، كاغذي نبود، افسانه‌اي بسرايم&lt;br /&gt;بازيگري نبود، پرده كه گشوده شد&lt;br /&gt;رفته بودي و مرده بودم&lt;br /&gt;از تيري كه رها كردي&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;به كار  ديگري نمي‌آمد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;كه نمايش شروع نشده&lt;br /&gt;من مرده باشم و تماشاچيان كف بزنند و بروند&lt;br /&gt;و هيچ‌كس نبيند خوني كه روي صحنه ريخته واقعي است&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;مثل تاريخ خورشيدي اين تير&lt;br /&gt;نمي‌توانست مال هملت باشد&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;نگفته بودم، زهر براي گفتن كم بود&lt;br /&gt;با چشم‌هاي باز هم&lt;br /&gt;اما اسفندياري نبود&lt;br /&gt;نشانه‌اي كه ديده، نديده‌ پيشتر&lt;br /&gt;تنها شبيهي سايه وار و سنگين&lt;br /&gt;پيش از آن‌كه پرده گشوده شود&lt;br /&gt;به افق نمايش نماز مي‌خواند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="font-family:Tahoma;font-size:85%;color:#000099;"&gt;&lt;strong&gt;و انگشتانم بر پيشاني، تو را مي‌جستند&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;p align="center"&gt;&lt;span style="color:#000099;"&gt;&lt;img height="134" src="http://www.sharemation.com/pishromag/collage-menschenrechte.jpg?unq=a4cun3" width="207" border="0" /&gt;&lt;/span&gt;&lt;/p&gt;&lt;a href="http://www.sharemation.com/pishromag/collage-menschenrechte.jpg?unq=a4cun3"&gt;&lt;/a&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/6894070-109508104261459361?l=pichay.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109508104261459361'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/6894070/posts/default/109508104261459361'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://pichay.blogspot.com/2004_09_01_archive.html#109508104261459361' title=''/><author><name>Pichay</name><uri>http://www.blogger.com/profile/00469066577843418596</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='26' height='32' src='http://www.sardouzami.com/images/cat_1.gif'/></author></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-6894070.post-109464337150446497</id><published>2004-09-08T04:17:00.000-07:00</published><updated>2004-09-08T12:14:33.740-07:00</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;span style="color:#ff0000;"&gt;&lt;strong&gt;اسنادي پيرامون ارتش سرخ ايران&lt;/strong&gt;&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-family:tahoma;"&gt;پانزده فوريه ي 1920 در مسجد ايرانيان تاشكند، ميتينگ رنجبران ايراني برپا گرديد. دويست نفر از كارگران ايراني حضور داشتند. ميتينگ را نمايده ي كميته ي مركزي اشتراكيون(عدالت)عليخان زاده گشود. سپس رفيق مصطفا صبحي از سياست استيلاگرانه ي متفقين در ايران و در تمام شرق بيانات و توضيحات داد. همچنين رفيقان سلطانزاده و فتح اله زاده درباره ي اقتصاد ايران نطق هايي كردند. در آخر از طرف مجلس قرارنامه صادر و قبول شد. بنا به پيشنهاد يك نفر از رفيقان قرار گذاشته شد براي فرستادن به ايران، يك اردوي سرخ از ايرانيان تشكيل يابد. در همان مجلس دويست نفر، يعني همه ي حاضرين به اردوي سرخ نام نويسي كردند.&lt;br /&gt;&lt;/span&gt;ع.محمدزاده، عضو كميته ي مركزي عدالت&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;span style="font-size:85%;"&gt;نقل از مجله ي هفتگي شعله ي انقلاب/چاپ سمرقند/شماره 35/سال دوم/21مارس 1920&lt;/span&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;پيغام شوراي جنگ انقلابي ارتش سرخ ايران به ارتش سرخ روسيه&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;شوراي جنگ انقلابي ارتس سرخ ايران، كه بنا بر تصميم شوراي خلقي كميسارهاي (شوراي وزيران) ايران تاسيس گرديده، درودهاي صميمانه ي خود را به ارتش سرخ و نيروي دريايي سرخ تقديم مي دارد.&lt;br /&gt;ما پس از گذار از دشواري هاي سهمگين و محروميت هاي گوناگون، موفق گشتيم ضد انقلاب داخلي را، كه چيزي جز دست نشانده ي سرمايه داري جهاني نيست، شكست دهيم. بنا بر اراده ي خلق زحمت كش در ايران قدرت سوويت(شوروي) سازمان داده شده و اين قدرت به منظور منهدم ساختن اسارت گران خلق ايران ايجاد ارتش سرخ را آغاز نمود.&lt;br /&gt;زنده باد اتحاد برادرانه ي ارتش سرخ ر
